یک پژوهشگر فرانسوی: (بخش اول)
اوباما به تازگی چیزهایی درباره پشت پرده واقعیات گوانتانامو فهمیده است

خبرگزاری فارس: یک پژوهشگر فرانسوی با اشاره به وعده‌ها و اقدامات ابتدایی اوباما برای تعطیلی زندان گوانتانامو و عدم تحقق این موضوع بعد از یکسال از به قدرت رسیدن وی نوشت: اوباما نیز مثل سایرین ابتدا خیلی از واقعیات پشت پرده گوانتانامو خبر نداشت و اکنون فهمیده است که مسائل پشت پرده مانع از تعطیلی گوانتانامو هستند.


به گزارش فارس پایگاه اینترنتی فرانسوی زبان "ولترنت " با انتشار مقاله‌ای به قلم "تیری میسان " روزنامه‌نگار و محقق فرانسوی نوشت: تصور می‌کنید که رسانه‌ها شما را در مورد آنچه که در گوانتانامو روی داده است مطلع نموده‌اند و مشاهده این واقعیت که اوباما رئیس جمهور آمریکا موفق به تعطیل کردن این مرکز شکنجه‌گری نمی‌شود برایتان مایه تعجب و شگفتی است. شما در مورد حقایق پنهان گوانتانامو دچار خطا شده‌اید. شما از هدف غایی ایجاد این زندان و علتی که وجود آنرا برای دولت فعلی آمریکا به امری اجتناب ناپذیر تبدیل کرده است بی‌اطلاعید. من توجه شما را به این مطلب جلب می‌کنم که اگر کماکان آرزو دارید تصور نمایید که ارزش‌های مشترکی میان ما و دولت آمریکا وجود دارد و با این استدلال ما باید در ائتلاف با این دولت قرار گیریم پس لطفاً از خواندن این مقاله صرفنظر نمایید.

* تلاش‌های دولت آمریکا برای موجه نشان دادن شکنجه

همگان تصاویر مربوط به شکنجه زندانیان گوانتانامو را که در فضای اینترنت منتشر می‌شود به یاد دارند. این عکس‌ها همانند گواهی بر پیروزی آمریکا در جنگ علیه تروریسم به مردم معرفی شده‌اند با این حال آن دسته از رسانه‌های بزرگ خبری که قادر به بررسی صحت این تصاویر و یا جعلی بودن آن نبودند جرات انتشار آن را به خود ندادند. شبکه تلویزیونی CBS آمریکا در سال 2004 گزارشی را به این موضوع اختصاص داد. پخش این گزارش نشانه وجود حرکتی بزرگ برای نکوهش رفتارهای غیر انسانی علیه مردم عراق بود. رفتارهای غیر انسانی در زندان ابوغریب نشان داد که ادعای آمریکا و متحدانش مبنی بر جنگ علیه صدام حسین، دیکتاتور عراق، در واقع جنگی همانند سایر جنگ‌های دنیا بوده و با هدف اشغال یک سرزمین صورت گرفته است و البته در این جنگ نیز نیروهای اشغالگر همان جنایات مرسوم در سایر جنگ‌ها را مرتکب شده‌اند.
دولت آمریکا بدون آنکه از شنیدن خبر شکنجه‌ها در ابوغریب متعجب شود اطمینان داد که اینگونه اعمال غیر قانونی و خارج از مقررات بدون هماهنگی با فرماندهان و توسط چند سرباز صورت گرفته است و نمی‌توان رفتار آنها را نمونه‌ای از رفتار ارتش آمریکا دانست. دولت آمریکا آن سربازان را همانند سیب‌های گندیده‌ای در مجموعه ارتش آمریکا معرفی نمود. برای خاتمه دادن به این ماجرا چند سرباز بازداشت و برای آنکه مجازات آنها درس عبرتی برای دیگران باشد آنها را مورد محاکمه قرار دادند. این پرونده مختومه اعلام شد تا آنکه افشاگری‌های جدیدی آنرا دوباره به جریان انداخت.
سازمان سیا و پنتاگون همزمان با وقوع این ماجرا اذهان عمومی را در آمریکا و سایر دولت‌های متحد با این کشور در جنگ علیه عراق آماده کردند تا از این طریق ارزش‌های اخلاقی شکل گرفته در ذهن مردم را تغییر دهند. سازمان سیا فردی بنام سرهنگ "چاز براندون " Chase Brandon (پسرعموی تام لی جونز Tommy Lee Jones) را به عنوان مامور رابط با مجموعه هالیوود منصوب نمود و نویسندگان معروفی مانند "تام کلانسی " Tom Clancy و برخی از فیلمنامه نویسان دیگر را به استخدام خود درآورد تا فیلم‌نامه‌های جدیدی برای فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی تدوین نمایند.
هدف سیا از این کار توهین به فرهنگ مسلمانان و حقیر شمردن آن و تبدیل کردن مسئله شکنجه به امری پیش پا افتاده در راه مبارزه علیه تروریسم بود.
به عنوان مثال می‌توان به ماجراهای مامور جک باویر در مجموعه تلویزیونی ساعت 24 اشاره نمود. سازمان سیا بخش عمده‌ای از اعتبارات مالی لازم برای ساخت این مجموعه را تقبل نمود تا در هر فصل از سال بیش از پیش آستانه باورپذیری شکنجه را نزد مردم آمریکا بالا برد. در اپیزودهای اول این سریال قهرمان داستان افراد مظنون را مرعوب خود می‌سازد تا به زور از آنان اطلاعاتی کسب نماید. در اپیزودهای بعدی این سریال افراد مورد نظر به یکدیگر ظنین می‌شوند و آنها نیز به اعمال شکنجه علیه یکدیگر می‌پردازند و این کار با قساوتی بیش از پیش سبوعانه انجام می‌یابد و آنان بیش از هر زمان دیگری نسبت به درستی وظیفه‌ای که بر عهده‌شان نهاده شده بود، اطمینان می‌یافتند. در تصور جامعه آمریکا قرن‌ها تجربه فرهنگ اومانیستی بر باد رفته بود و اکنون دوره جدیدی از توحش بر دنیا تحمیل می‌شد.
وقایع نگار روزنامه واشنگتن پست "چارلز کروتامر " Charles Krauthammer که از سویی روانکاو نیز می‌باشد توانست تا استفاده از شکنجه را در شرایطی که دنیا در نبرد با تروریسم وضعیت آشفته‌ای به خود گرفته است به عنوان اماره‌ای اخلاقی معرفی نماید.
در ادامه این داستان "دیک مارتی " Dick Marty سناتور سوئیس در شورای اروپا پس از انجام تحقیق و تفحصی در زمینه فوق تایید نمود که سازمان سیا هزاران نفر را در سراسر دنیا ربوده است که ده‌ها و یا صدها نفر از آنها در خاک اتحادیه اروپا ربوده شده‌اند. پس از افشای این ماجرا حجم وسیعی از شواهد و قرائن در مورد جنایات ارتکاب یافته در زندان‌های گوانتانامو (کاراییب) و زندان بگرام در افغانستان ارائه گردید. افکار عمومی در آمریکا و کشورهای عضو ناتو حالتی شرطی به خود گرفته بود و بدین ترتیب توضیحات داده شده توسط رسانه‌ها را می‌پذیرفت و البته ارائه این توضیحات در چارچوب داستان سرایی‌هایی صورت می‌گرفت که رسانه‌ها با استفاده از آن ذهن مردم را از اطلاعات مورد نظر خود سیراب می‌کردند و بر اساس آن دولت آمریکا برای نجات جان مردم بی‌گناه به شیوه‌های غیر قانونی توسل جسته است و ماموران سیا افراد مظنون را می‌ربایند و آنان را با استفاده از شیوه‌هایی به حرف در می‌آورند که اخلاقیات آنرا رد می‌نماید اما ضرورت رسیدن به نتیجه‌ای کارا ما را توصیه به انجام آن می‌کند.

* چرا دولت آمریکا از معرفی دست‌اندرکاران جنایات گوانتانامو وحشت دارد

با استناد به این روایت ساده انگارانه که تنها یک بعد از حقایق، ماجرا را نمایان می‌سازد باراک اوباما نامزد انتخابات ریاست جمهوری علیه دولت بوش که ماه‌های پایانی حکومت خود را سپری می‌نمود، موضع‌گیری کرد. اوباما مسئله ممنوعیت اعمال شکنجه و تعطیل کردن زندان‌های مخفی را به عنوان چراغ راه خود در مبارزات انتخاباتی و هدفی معرفی نمود که در دوران ریاست جمهوری خود به آن تحقق خواهد بخشید. او پس از انتخاب شدن به عنوان رئیس جمهور و در دوره انتقال قدرت، گروهی از حقوقدانان طراز اول آمریکا را گرد خود جمع و موظف به تهیه استراتژی مناسبی برای پایان دادن به این اپیزود شوم (شکنجه) نمود. او پس از استقرار یافتن در کاخ سفید سعی نمود تا در اولین مجموعه از احکام خود به وعده‌های انتخاباتی خود تحقق بخشد. این شور و اشتیاق اذهان عمومی را در سراسر جهان تحت تاثیر خود قرارداد و همگان با شور بسیاری نسبت به رئیس جمهور جدید آمریکا ابراز علاقه نمودند و همین امر تصویر جدیدی از آمریکا را در عرصه جهانی به نمایش گذاشت.
اما تنها اتفاقی که در آن زمان روی داد آن بود که پس از یک سال از انتخاب اوباما به عنوان رئیس جمهور آمریکا پرونده چند 100 نفر از زندانیان در دادگاه بررسی و حکم در مورد آنان صادر گردید اما تغییراتی بنیادین در این زمینه روی نداده است. زندان گوانتانامو همچنان پا برجاست و در آینده‌ای بسیار نزدیک نیز تعطیل نخواهد شد. فعالیت انجمن‌های دفاع از حقوق بشر نیز شکلی صوری و فرمایشی دارد زیرا خشونت علیه زندانیان گوانتانامو به شکلی ناگوارتر از گذشته اعمال می‌شود.
"جو بایدن " Joe Biden معاون رئیس جمهور آمریکا در این باره مورد سوال قرار گرفت و او در پاسخ اعلام نمود که هر چه بیشتر در اعماق این پرونده پیش می‌رفتم بیشتر پی به زوایای پنهانی از آن می‌بردم که تا آن زمان از وجود آن بی‌اطلاع بودم. او سپس در اظهارنظری شک برانگیز مطبوعات را از پرداختن به این پرونده بر حذر داشت و به آنان اطمینان داد که نباید حقایق پس پرده حوادث گوانتانامو نشان داده شود.
"گرگ کریج " Greg Craig مشاور حقوقی کاخ سفید نیز آرزوی آن دارد که استعفانامه خود را تقدیم رئیس جمهور نماید و این کار به این دلیل صورت نمی‌پذیرد که او در انجام وظیفه خود برای تعطیل نمودن زندان گوانتانامو ناکام مانده است بلکه علت آن است که او چنین ارزیابی می‌نماید که دولتمردان آمریکایی وظیفه‌ای غیر قابل تحقق را برعهده او نهاده‌اند.
چرا رئیس جمهور موفق نمی‌شود تا سایرین را به اطاعت از احکام خود وادار نماید؟ اگر پیش از این تمام حقایق در مورد تمام رفتارهای غیر قانونی ماموران در دوره بوش گفته شده است پس دیگر چه ضرورتی برای اشاره به دست اندرکاران این اعمال غیر قانونی وجود دارد و چرا دولت آمریکا از معرفی آنان واهمه دارد؟
علت آن است که در واقع نظام موجود در پس این ماجرا گسترده‌تر از آن چیزی است که ما فکر می‌کنیم. این نظام تنها به ذکر چند مورد از ربودن افراد و یا زندانی کردن آنها محدود نمی‌شود. بخصوص باید اذعان نمود که اهدافی که در پس این اعمال غیر قانونی دنبال می‌شوند اساساً متفاوت از آن چیزی است که سیا و پنتاگون آنرا به ما باورانده‌اند. قبل از آنکه وارد جهنمی از پلیدی‌های این ماجرا شویم شایسته است تا در یک مورد رفع ابهام شود.
فعالیتی که ارتش آمریکا حداقل در ابتدای اشغال عراق در زندان ابوغریب انجام داده است هیچ شباهتی با اعمال نیروی دریایی آمریکا در زندان گوانتنامو و سایر زندان‌های سری این نیروی نظامی ندارد. ارتش آمریکا در عراق تنها دست به انجام کاری زده است که تمام ارتش‌های دنیا در زمان تبدیل شدن به یک نیروی انتظامی و مواجهه با ملتی دشمن و معاند با حضور آنان انجام می‌دهند. ارتش‌ها در زمان اشغال با ایجاد ترس و وحشت در میان مردم بر آنان سلطه می‌یابند.

* یک اثر کلاسیک ادبی آمریکایی الهام‌بخش شکنجه‌های صورت گرفته در ابوغریب

شواهدی دال بر این واقعیت وجود دارد که نیروهای متحد آمریکا عیناً جنایاتی را مرتکب شده‌اند که نیروهای فرانسوی در زمان نبرد الجزایر علیه مردم این کشور که هنوز آنان را هموطن خود می‌دانند، مرتکب شده‌اند. پنتاگون ژنرال بازنشسته فرانسوی "پل اوسارس " Paul Aussaresses را که کارشناسی خبره در زمینه عمیلات ضد شورش محسوب می‌شود به کار فرا می‌خواند تا امر آموزش و انتقال تجربیات خود به افسران ارشد ارتش آمریکا را بر عهده گیرد.
ژنرال اوسارس در طول دوره طولانی فعالیت حرفه‌ای خود دولت آمریکا را در هر جایی که جنگی با شدت پایین به راه انداخته خصوصاً در منطقه آسیای جنوب شرقی و آمریکای لاتین همراهی نموده است. دولت آمریکا پس از پایان جنگ جهانی دوم مرکز آموزش تکنیک‌های ضد شورش با نام آکادمی جنگ سیاسی Political Warfare Cadres Academy در تایوان و مدرسه آمریکاییSchool of Americas (پاناما) را ایجاد نمود. در این مراکز دوره‌های آموزش شکنجه به مامورین اعمال سرکوب در دولت‌های دیکتاتوری حاکم بر آمریکای لاتین و آسیا ارائه می‌شود. این آموزش‌ها در سال‌های دهه 60 و 70 میلادی هماهنگ با فعالیت جبهه جهانی ضد کمونیسم به رهبران کشورهایی که در این مدارس اقامت می‌نمودند، ارائه می‌شد. اجرای این سیاست در زمان انجام عملیات "فونیکس "Phoenix در ویتنام برای گرفتن روحیه تهاجمی از 80 هزار فرد مظنون به تعلق به چریک‌های "ویت‌کنگ " و عملیات "کوندور " Condor در آمریکای لاتین (همین کار در مورد مخالفان با سیاست‌های ایالات متحده آمریکا در سطح قاره آمریکا به کار گرفته شد) گستردگی شایان توجهی به خود گرفت.
اجرای برنامه ایجاد هماهنگی میان عملیات جوخه‌های مرگ برای پاک‌سازی مناطق شورشی عراق عیناً به همان شکل سابق و بخصوص در زمان انجام عملیات "چکش آهنین " Iron Hammer تحقق یافت.
تنها نوآوری صورت گرفته توزیع یک اثر کلاسیک ادبیات استعماری در واحدهای مربوط به ارتش آمریکا با نام "مغز یک عرب " The Arab Mind اثر انسان‌شناسی به نام "رافایل پاتای " Raphael Patai همراه با مقدمه‌ای به قلم سرهنگ "نورل.ب.دی آتکین " بود. سرهنگ دی اتکین رئیس مدرسه تخصصی جنگی جان اف کندی یا همان مدرسه شوم مدرسه آمریکاییSchool of Americas در پاناما بود که بعد از انتقال به "فورت براگ " کارولینای شمالی با این نام جدید شناخته شده است.
این کتاب همراه با لحنی عالمانه به طرح برخی از پیش داوری‌های احمقانه در مورد عرب‌ها در نگاهی کلی می‌پردازد و فصل مفصلی از آن به تابوهای رفتارهای جنسی اختصاص یافته و بسیاری از صحنه‌های جنایت در ابوغریب با الهام از آن صورت گرفته‌اند.
نمی‌توان شکنجه‌های صورت گرفته در عراق را مواردی مجزا و بی ارتباط با یکدیگر دانست، هر چند که دولت بوش تظاهر می‌نماید که چنین وضعیتی در ابوغریب پیش آمده است. شکنجه‌های ابوغریب را باید بخشی از استراتژی آمریکا در عملیات ضد شورش در عراق دانست. محکوم کردن زشتی اخلاقی این شکنجه‌ها منجر به پایان یافتن آن نمی‌شود بلکه این کار باید از طریق حل کردن وضعیت سیاسی موجود در عراق صورت پذیرد. با این حال اوباما همواره کماکان بیرون کشیدن نیروهای خارجی از عراق را به زمانی در آینده موکول می‌کند.

ادامه دارد ... .