سخنان رهبرانقلاب با تهیه‌کنندگان «روایت فتح»

 

از مصاحبه رهبر انقلاب با تهیه کنندگان مجموعه روایت فتح در مورد شهید آوینی به تاریخ11/6/1372

***

مستندسازى که من اصرار داشتم باقى بماند، به خاطر نقش ویژه‌ى آن در حفظ فضاى جنگ در کشور است؛ نه این‌که بخواهیم القاى حالت جنگى بکنیم. الان که عملاً جنگ نیست لکن ما مى‌خواهیم نگذاریم آن احساسات و حالتى که در دوران جنگ بود، از حافظه‌ها زدوده شود. باید ببینید در هر زمان چه چیز مناسب است و آن را تهیه کنید. اگر بتوانید مستندسازى را ادامه دهید، به نظر من کار مهم و خوبى است. البته در مستندسازى، نقش کلام همان کارى که خود مرحوم شهید آوینى مى‌کرد خیلى مهم است. هم نوشتار و هم بیان آن نوشتار، بسیار بسیار مهم است. اگر نکته گوییهاى او نبود، خیلى از منظره‌ها اصلاً معنى نداشت.

من تا مدت‌ها که روایت فتح پخش مى‌شد، اصلاً شهید آوینى را نمى‌شناختم؛ ولى از مشتری‌هاى همیشگى روایت فتح بودم. یعنى هر شب جمعه، حتماً مى‌نشستم و این برنامه را نگاه مى‌کردم. روى من تأثیر زیادى مى‌گذاشت و مى‌دیدم که این کلام چقدر اثر دارد. یک‌وقت همان جوانان آمدند پیش من- به نظرم مال جهاد بودند- من در همان جلسه گفتم: «این صداى نجیبى که این‌ها را بیان مى‌کند، چیز خیلى جالبى است؛ این را نگهدارید.» خودش هم قاعدتاً در آن جلسه بود. کسى هم به من نگفت که «این آقاست.» اما بعدها خود ایشان به من نوشت: «آن کسى که این‌ها را تهیه مى‌کند، من هستم.» کسى که مى‌خواهد چنین برنامه‌هایى بسازد، باید آن نجابت و معصومیت و استحکام و اطمینان به سخن را داشته باشد. گاهى حرفى را کسى مى‌زند و حرف بزرگى است؛ اما پیداست که خودش اعتقادى به این حرف ندارد. اما این صدا، آن صدایى است که بزرگترین حرف‌ها را مى‌زد و خودش اعتقاد داشت. مثلاً مى‌گفت: «این جوانان ما، به راه‌هاى آسمان آشناترند تا به راه‌هاى زمین.» این را چنان مى‌گفت که گویا راه‌هاى آسمان را خودش رفته، دیده و مى‌داند که این‌ها آشناتر هستند! ما خیال مى‌کنیم صداى جنگى باید صداى کلفت و نخراشیده‌اى باشد اما ایشان آن‌طور صدایى نداشت. صدایى بود معصوم و نجیب و در عین‌ حال استحکامى ویژه داشت؛ در قالب نوشتارى قوى و هنرمندانه.

این نوشته‌ها، نوشته‌هاى قوى و خوبى بود. خود ایشان مى‌نوشت و خودش هم اجرا مى‌کرد. اگر بتوانید روى این‌ها کار کنید و چیز خوبى تهیه کنید ولو نتوانید نیم‌ساعت برنامه بدهید، عیبى ندارد. یک‌ربع برنامه هم بدهید، خوب است. مقدمه‌اش را کم کنید. مقدمه‌ى طولانى، خوب نیست. مقدمه، هرچه خوب باشد، باید کوتاه باشد. چرا؟ چون تکرارى است. من مقدمه‌ى برنامه‌ى اول را با لذت گوش مى‌کنم. در برنامه‌ى دوم، این لذت کم مى‌شود. برنامه‌ى چهارم و پنجم، دیگر یک چیز تکرارى است. لذا، مقدمه هر چه کوتاه‌تر باشد بهتر است و آن رنج و ملالت تکرار را کم مى‌کند. اما اصل برنامه را اگر نمى‌توانید زیاد کنید، یک ربع، ده دقیقه قرار دهید. اگرچه خود شهید آوینى هم نمى‌توانست. همان چند برنامه‌اى که ایشان بعد از جنگ تهیه کرد، خیلى ممنون شدم؛ واقعاً هم عالى بود اما با چیزى که در زمان جنگ بود، فرق داشت.