بن بست جدید آمریکا (یادداشت روز)

پایان هفته گذشته، به دنبال اعتراضات مردمی، دولت قربان باقی اف رئیس جمهور دست نشانده آمریکا در قرقیزستان که طی انقلاب مخملی سال 2005میلادی (موسوم به انقلاب لاله ها) بر سر کار آمده بود، سقوط کرد. این اتفاق تنها 2 ماه پس از سرنگونی انقلاب نارنجی اوکراین به سرکردگی یوشچنکو صورت گرفت.
شاید مهمترین پیام اتفاقات اخیر آسیای مرکزی این است که طرحهای آمریکایی برای انقلابهای رنگی در این منطقه و تسلط بر کشورهای هدف، با شکست مواجه شده است. آمریکا تلاش کرد تا با ظاهری دموکراتیک و ژستی آزادی طلبانه، مردم این دو کشور را فریب دهد تا بتواند زمام امور را به دست عوامل خود بسپارد، اما مردم اوکراین و قرقیزستان علیه حاکمان خود شوریدند و نظامهای وابسته را ساقط کردند.
با فروپاشی نظام کمونیستی شوروی و استقلال جمهوری های جدید در آسیای مرکزی، قفقاز و اروپای شرقی، آمریکا وضعیت جدیدی به خود گرفت و با اعلام پایان جنگ سرد، فرصت لازم برای حضور سیاستهای مداخله جویانه خود در کشورهای تازه استقلال یافته را پیدا کرد. آرایش جدید پازل سیاست خارجی کاخ سفید بر این 3 اصل استوار شد؛ در مرحله اول به منظور باز شدن راه نفوذ خود، استقلال این کشورها را به رسمیت شناخت و از آنان اعلام حمایت کرد. بعد از آن تلاش کرد تا با اعطای کمک های اقتصادی و مالی به دولت های نوپا و تازه شکل گرفته در این مناطق به بازسازی این کشورها بپردازد و از این رهگذر حوزه نفوذ و سلطه خود را بسط بیشتری بخشد و در مرحله سوم دنبال توسعه نفوذ سیاسی برای همراه کردن جمهوری های استقلال یافته با سیاست های خارجی آمریکا در صحنه مناسبات بین المللی بود.
بدون تردید مهار روسیه و جلوگیری از سلطه و یا اقتدار کامل این رقیب دیرینه بر کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز یکی از اهداف راهبردی آمریکا در این منطقه بوده و هست. اما در کنار روسیه، جمهوری اسلامی ایران و حتی چین نیز جزو هدفهای ایالات متحده به شمار می آید. آمریکا در تلاش است پیرامون ایران جای پاهای خود را تا آنجا که می تواند محکم تر کرده و حضور هر چند غیرمستقیم، اما جدی تری داشته باشد. درعین حال نمی توان از ذخایر نفت و انرژی های هیدروکربنی کشورهای این منطقه نیز به سادگی عبور کرد. آمریکا با گسترش نفوذ خود بین جمهوری های تازه استقلال یافته توانست بر منابع مهم انرژی کنترل داشته و موجب تنوع در تامین نفت مورد نیاز خود شود.
آمریکا برای رسیدن به این اهداف از مکانیسم «انقلاب مخملی» استفاده کرد. اصطلاح انقلاب مخملی- که بعدها به انقلاب رنگی معروف شد- نخستین بار در سال 1989در جریان به قدرت رسیدن «لاسلاو هاول» در جمهوری چک رایج شد. بعد از آن چند انقلاب رنگی دیگر تحت حمایت کاخ سفید و سازمان سیا به ثمر نشست؛ انقلاب 5 اکتبر صربستان (2000)، انقلاب گل رز گرجستان (2003)، انقلاب نارنجی اوکراین (2004) و انقلاب گل لاله قرقیزستان (2005).
انقلاب های رنگی یک نوع جنگ نرم به شمار می آیند. جنگ نرم نیز عمدتاً در عرصه رسانه اتفاق می افتد و کشور مهاجم رسانه هایی که در اختیار دارد را علیه کشور هدف مورد استفاده قرار می دهد. مارشال مک لوهان- صاحبنظر برجسته حوزه رسانه- در این باره می گوید: «جنگ هایی در آینده رخ خواهد داد که به وسیله سلاحهای متعارف و در میدان نبرد نخواهند بود، بلکه این جنگ ها صرفاً بر مبنای تصوراتی شکل خواهد گرفت که رسانه های جمعی به مردم القاء می کنند.»
نظریه پرداز اصلی مدل انقلاب رنگی (مخملی) جین شارپ است. وی که در دانشگاه هاروارد تدریس می کند کتاب معروفی به نام «از دیکتاتوری تا دموکراسی» نوشته و در آن مبانی نظری و راهکارهای عملیاتی انقلاب رنگی را توضیح داده است. برخی از آنان عبارتند از؛ سخنرانی، نامه نگاری، صدور بیانیه، استفاده از پوشش های نمادین، راه اندازی اجتماعات و تظاهرات اعتراض آمیز، کاریکاتور، اعطای جایزه، مهاجرت اعتراضی، اعتصاب و هرگونه کاری که نافرمانی مدنی به حساب می آید.
هرچند استحکام نظام جمهوری اسلامی و پافشاری مردم و مسئولان بر اصول و آرمانهای انقلاب در سایه ولایت حکیمانه و مقتدرانه رهبر معظم انقلاب و حضور بابصیرت مردم در صحنه های دفاع از انقلاب اسلامی، اساسا اجازه بروز نه انقلاب بلکه هیچ تغییر رنگی را نمی دهد، اما نگاهی گذرا به وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری، نشان می دهد که عوامل داخلی و مهره های فریب خورده قصد داشتند تا فرمول های دیکته شده آمریکا و متفکرین غربی را پیاده کنند که البته بسان همیشه سرشان به سنگ جهالتشان برخورد کرد.
آنچه در گرجستان، اوکراین و قرقیزستان در دهه اول قرن 21 میلادی اتفاق افتاد، اگرچه دارای زمینه های داخلی، اقتصادی، فرهنگی و حتی تاریخی بود، اما اساسا به دلیل خواست و اعمال نفوذ از سوی آمریکا به منظور پر کردن خلأ قدرت خود در قفقاز و آسیای مرکزی به وقوع پیوست.
کمک های اقتصادی و تبلیغاتی غرب در به صحنه کشاندن معترضان نقشی اساسی ایفا کرد و رهبران معترض از سوی دولت ها و رسانه های غربی به عنوان تنها نجات دهنده این کشورها و مبشر آزادی و دموکراسی معرفی شدند. در عین حال پس از به قدرت رسیدن مهره های منطقه ای آمریکا، این کشورها نه تنها راه ثبات و توسعه را نپیمودند بلکه روز به روز بر مشکلاتشان نیز افزوده شد.
چهارم فروردین 84 که به واسطه دخالت های آمریکا برای برچیدن حکومت های باقی مانده از نظام کمونیستی، مخالفان عسکر آقایف به حکومت رسیدند، کمتر کسی فکر می کرد که شورش های موسوم به انقلاب گل لاله بعد از گذشت 5 سال به ضد خود تبدیل شده و علیه حاکمیت موجود، عرصه سیاسی و اجتماعی قرقیزستان را فرا بگیرد.
مردم دقیقا با همان شعارهای 5 سال پیش بار دیگر به خیابان ها آمدند و دولت رنگی قربان باقی اف را سرنگون کردند. شعارهایی علیه غصب قدرت و خویشاوندسالاری، ایجاد فضای انحصاری و اعطای فرصت ها به نزدیکان در عرصه های اقتصادی، فساد اداری و...
البته این واقعیت را نباید نادیده گرفت که علت دوام 5 ساله حکومت قرقیزستان نیز سیاست حاکمان این کشور بر مبنای استفاده از موقعیت قرقیزستان به عنوان یک اهرم میان روسیه و آمریکا در رقابت بر سر افزایش موقعیت خود در معادلات منطقه ای به ویژه در همسایگی با چین و افغانستان بود. آمریکا برای حمایت از نیروهای نظامی اش در افغانستان و در واقع برای حمایت عملیاتی و لجستیکی از تروریسم منطقه ای، نیاز به پایگاه نظامی در این کشور داشت. پایگاه نظامی «ماناس» هم برای آمریکا و هم برای قرقیزستان اهمیت فوق العاده داشت. قرقیزستان توانست با اجاره بهای کلانی که از واگذاری این پایگاه نظامی کسب می کرد، قدری به اوضاع اقتصادی خود سامان دهد. به همین منظور وقتی در سال 2009 با دریافت وعده کمک ها و وامهای 2 میلیارد دلاری روسیه اعلام کرد که پایگاه «ماناس» را تعطیل خواهد کرد، پس از آنکه آمریکا اجاره این پایگاه را سه برابر کرد از تصمیم خود منصرف شد، غافل از آنکه علیرغم درآمد اقتصادی خوبی که از این راه کسب می کند، دامنه نارضایتی مردم نیز از دولتمردان افزایش پیدا کرده است.
اگر دولت قرقیزستان تنها با 2 روز تظاهرات مخالفان سرنگون می شود، اعضای هیئت دولت استعفا داده و رئیس جمهور پایتخت را ترک می کند، ریشه آن را باید در افزایش آگاهی های عمومی، موج آزادیخواهی و عدم سلطه پذیری از قدرتهای برتر در کنار نارضایتی از ناتوانی دولت در تحقق وعده های اقتصادی و اجتماعی و حتی امنیتی این کشور جستجو کرد.
حمید امیدی