در پی ناکامی بی سابقه و رسوا کننده ضدانقلاب در پروژه به هم ریختن راهپیمایی بزرگ 22 بهمن، محافل ضدانقلاب به جان هم افتادند و هر کدام تلاش کردند دیگری را مقصر جلوه دهند. طیفی از محافل مذکور در عین حال با کتمان سرمایه گذاری و برنامه ریزی چند ماهه سازمان های جاسوسی آمریکا و اسرائیل و انگلیس، محافل ضد انقلاب مقیم خارج و سران فتنه در داخل، همه مسئولیت این آبرو ریزی بزرگ را به گردن مهاجرانی و شخص دست چندم و بی هویتی نظیر ابراهیم نبوی و سناریوی «اسب تروا»ی آنها بیندازند. براساس پیشنهاد این دو تن قرار بوده عناصر ضد انقلاب مدعی جنبش سبز بدون جلب توجه خود را به میدان آزادی رسانده و با فتح این میدان به هنگام سخنرانی رئیس جمهور، ضمن به هم زدن راهپیمایی، در برابر خبرنگاران خارجی چنین نشان دهند که فتنه سبز نمرده بلکه نظام اسلامی را به چالش کشیده است.
به دنبال شکست نابود کننده «فتنه سبز» در پروژه اخیر، یک کاریکاتوریست فراری کاریکاتوری از اسب تروا تحت عنوان «خر تراوا» کشید. خر از آن جهت می توانست با تیم «جرس» (اتاق فکر فتنه سبز در خارج کشور) ارتباط برقرار کند که مهاجرانی سالها پیش اعلام کرده بود به خاطر خوردن شیر خر وارد عرصه سیاست شده است.
اما مهاجرانی در واکنش به چنین انتقادهایی که به طور گسترده در فضای اینترنت منتشر شد، تصریح کرد منتقدان، گروهی عصبی و احساسی هستند که باعث سرخوردگی و یأس سبزها می شوند. وی با اشاره تلویحی به کسانی نظیر سازگارا نوشت: برخی گمان می کردند در روز 22 بهمن نظام جمهوری اسلامی سقوط می کند و آن برخی، جشن پیروزی برگزار می کنند و به سرعت در مناصب قدرت قرار می گیرند و به تعبیر خودشان آکسیون نهایی انجام می شود. آقای سازگارا فراری متوهم است. این دوست ما به گونه ای سخن می گوید که انگار آکسیون آخر همین امشب اتفاق می افتد. برخی جوان ها هم چنان حرف هایی را باور می کنند. وقتی با واقعیت هایی رویارو می شوند که از جنس دیگری است، یأس و دلمردگی وجودشان را فرا می گیرد و از کوره به در می روند.
سایت ضد انقلابی بالاترین وابسته به منوشه امیر (مسئول رادیو اسرائیل) هم یکی از مراکز بد و بیراه گفتن؛ به عناصر ضد انقلاب نسبت به یکدیگر از جمله سران فتنه بود. در یکی از این گفت وگوهای مدنی! آمده بود: گند زدیم رفت. واقعاً گوش کردن به حرف یکسری مثل این مهاجرانی اشکل و عوضی بهتر از این نمی شه.
از سوی دیگر ارگان رسمی سازمان سیا (رادیو فردا) از قول رضوی فقیه که اکنون فراری است و به عنوان سخنگوی ستاد کروبی فعالیت می کرد، نوشت: سران جنبش با توجه به توان حکومت در کنترل آنها باید به فکر شیوه های دیگر اعتراض باشند. آنها طی ماه های گذشته بیش از آن که پیشروی حرکت باشند، تابعی از متغیر حرکت و فراز و نشیب های آن بودند. این شایسته سران نیست. آنها باید نقش آفرینی کنند.
صدای آمریکا هم در تحلیلی به قلم مسعود سفیری از روزنامه نگاران زنجیره ای فراری نوشت: روز تاریخی 22 بهمن به حادثه تاریخی برای سبزها تبدیل نشد. مراسم 22 بهمن، سران جنبش سبز را با یک مشی اساسی در مورد تدوین استراتژی و تاکتیک مأثر مواجه ساخته است تا از تزریق ناامیدی به بدنه جلوگیری کنند. انتظار می رود در روزهای آینده مباحثی جدی در این باره مطرح شود.
اما ابوالحسن بنی صدر پادوی گروهک منافقین با سرزنش امثال موسوی و کروبی و خاتمی به رادیو زمانه گفت؛ اشتباه اینجا بود که قرار شد سبزها به میدان آزادی بروند. اگر کسی چنین می کرد نمی توانست شعار بدهد هیچ که باید ساکت می ماند تا رژیم از او به عنوان سیاهی لشکر استفاده کند. این تله بود و آنها که رفتند آمدند بیرون. رهبری سیاسی آدم بی هویت نیست بلکه هویت سیاسی دارد. شعار تغییر در محدوده رژیم گرفتار سردرگمی شده است.
سایت صهیونیستی ایران گلوبال هم با ارزیابی شکست فاحش ضدانقلاب در روز 22بهمن، تصریح کرد: آنچه امروز به عنوان فقدان رهبری جنبش مطرح می شود در واقع در فقدان استراتژیست است. غیر واقع بینانه است که از موسوی و کروبی خواسته شود در مقام استراتژیست ظاهر شوند و بگویند در کدام کوچه و در چه زمانی شعار بدهید. آنها در فقدان استراتژیست طی 8 ماه گذشته ناچار شده اند بارها چنین دستورالعمل هایی صادر کنند اما تجربه 22 بهمن نشان داد این مشی به نفع جنبش سبز نیست.
این سایت همچنین از قول یکی از عناصر ضدانقلاب که با سردرگمی در حال دور زدن در خیابان ها بود، نوشت: از میدان صادقیه تا میدان آزادی و امام حسین و انقلاب همه و همه مملو جمعیت بود اما چه جمعیتی! به جرأت می توانم بگویم فریب خوردیم. خیلی خیلی از شهرستان آدم آورده بودند]![ شعارهای ماشاءالله حزب الله که سر می دادند، واقعاً حالم را به هم می زد. انتظارات را نباید بیهوده، بالا برد. واقعاً خسته هستم. بریم یه خورده استراحت کنیم... این توهم که روز 22 بهمن باید روز سقوط جمهوری اسلامی باشد، تصور موهومی بود. اکنون ناامید شدن طبیعی است.
سایت ایران امروز هم از قول محسن حیدری توده ای سابق نوشت: آنچه در روز 22 بهمن شکست خورد، تصور تغییر نظام در یک چشم انداز نزدیک از طریق رادیکالیسم بیشتر و صف بندی ستیزه جویانه تر بود.
از سوی دیگر سایت ضدانقلابی خودنویس هم خواستار چاره جویی برای مشکل رهبری و رأس فتنه سبز شد و نوشت: خوب شد اسب تروا اجرا نشد چون اگر اجرا می شد و سبزها در جمع هواداران حکومت می توانستند شعار دهند قطعاً جنگ می شد و مردم که تاکنون در درگیری ها برای سرکوب جنبش سبز عملی انجام نداده بودند، در آن روز به دفاع از حکومت برای کشتار مخالفان می پرداختند و فاجعه بسیج مردم برای سرکوب سبزها رخ می داد.
این سایت ضدانقلابی افزود: باید به موسوی و کروبی فهماند که دیگر با چنین وضعی نمی توان ادامه داد. آنها باید درک کنند که تاکنون بسیار ضعف داشته اند و حتماً باید جبران کنند و گرنه مسئولیت آسیب ها به عهده آنها خواهد بود و حتی امروز هم به عهده آنهاست. موسوی و کروبی مسئول تئوری اسب تروا هستند. اینکه بگوییم در 22 بهمن در میدان صادقیه جمع شویم آن روز قبل از 22 بهمن، ضعف عظیم است... در این 8 ماه، کروبی و موسوی از موضع ضعف و واکنش برخورد کرده اند که بدترین نوع برخورد است. آن دو گیر افتاده اند و در شرایطی قرار گرفته اند که نمی خواستند و با چنین وضعی ادامه حرکت می تواند برای آنها فرساینده باشد و ممکن است به جاهای بدی بینجامد.
اما روزنامه فرانسوی لوموند به سخنان «یکی از فعالان جنبش سبز» درباره درس روز 22 بهمن اشاره کرد و نوشت: او در حالی که به نظر می رسید روحیه خود را باخته گفت باید به تغییر تاکتیک روی بیاوریم.
دویچه وله آلمان هم از قول یک وبلاگ نویس گروهکی و ضدانقلاب تاکید کرد: از 31 آبان تاکنون، راهپیمایی جواب نداده است. تظاهرات هدف نبود، وسیله بود. چرا هدفش کردیم؟ هزینه های این بازی بالا رفته و اثرش کم و شاید معکوس شده است.