رسانه‌ها از خواسته‌های به حق فلسطینیان افسانه سیاه ساخته‌اند

خبرگزاری فارس: یک مورخ ایتالیایی نوشت: رسانه‌های غربی خواسته‌های به حق فلسطینیان از جمله داشتن دولتی مستقل را به افسانه‌ای سیاه بدل کرده‌اند که بر اساس آن هر اتفاقی به نفع فلسطینیان و مسلمانان به معنای قلع و قمع همه یهودیان فرض شده است.


به گزارش فارس پایگاه اینترنتی فرانسوی زبان "ولترنت " در مقاله‌ای به قلم "دومنیکو لوزوردو " فیلسوف سیاسی با اشاره به اینکه رسانه‌های طرفدار آمریکا برای توجیه رفتار تبعیض‌آمیز و جنگ از سوی اسرائیل علیه ملت فلسطین به تکنیکی کلاسیک یعنی طرح افسانه سیاه روی آورده‌اند، نوشت: به مدد تکرار مطالب دورغین، این تصور نزد مخاطبان شکل گرفته است که شاید توطئه‌ای از سوی اسلام در ابعادی جهانی وجود داشته و طرحی جامع نیز برای اجرای آن در اختیار باشد که شاید بتوان آنرا «پروتکل خرمندان دنیای اسلام» نامید و در این طرح به مسئله یهودی ستیزی رجوع شده است و البته برای اولین بار پلیس تزار روسیه آنرا در جامعه آن زمان منتشر نموده بود.
دومنیکو لوزوردو فیلسوف و مورخ ایتالیایی در اینجا به تحلیل شعارهای تبلیغاتی می‌پردازد که با مراجعه به چند مرجع تاریخی، دروغین بودن آنها آشکار می‌گردد.
وی می‌نویسد: من با نگاهی به صفحات وب و ملاحظه واکنش‌های صورت گرفته نسبت به آخرین کتاب من با نام «استالین، تاریخ و نقد یک افسانه سیاه» متوجه شدم که در کنار تفاسیری که در ابعادی گسترده رویکری مثبتی به کتاب من داشته‌اند، نشانه‌هایی حتی از دیر باوری در مورد گفته‌های من وجود دارد. آیا این امکان وجود دارد که بدنامی‌هایی که سایرین به استالین نسبت می‌دهند و بنابر تفاهمی عمومی به آن اعتبار بخشیده شده است در اغلب موارد نتیجه وارد کردن پیچیدگی‌هایی و نیز گاه وارد کردن تحریفاتی تاریخی واقعی بوده باشد؟
من علاقه‌مندم تا بخصوص به خوانندگانی از این دست پیشنهاد نمایم تا با توجه به حوادثی که در تاریخ نگاری‌های آن زمان صورت گرفته است، تامل و تفکری نسبت به حقیقت ماجرا داشته باشند. همگی ما اکنون تراژدی‌ای را که در غزه بوقوع پیوسته است زیر نگاه خود داریم. در این تراژدی در ابتدای امر مردم غزه تحت گرسنگی شدید نگه داشته شدند و این کار از طریق محاصره نوار غزه صورت گرفته است و بعد نیز ماشین نظامی و هولناک اسرائیل تمام منطقه غزه را در بر گرفته است و به قتل عام آنان می‌پردازد. خود ببیند که سازمان‌های اطلاع‌رسانی چگونه نسبت به وقوع این تراژدی هولناک عکس‌العمل نشان داده‌اند. "پییرو اوستلینو " Piero Ostellino در مقاله سردبیری روزنامه "کوریره دلا سرا " Corriere della Sera چنین حکم می‌دهد: «ماده 7 از منشور حماس تنها از انجام عملیات نظامی برای نابودی اسرائل دفاع نمی‌کند بلکه قتل عام تمام یهودیان را مورد حمایت قرار می‌دهد و این تفکر همانند آن چیزی است که احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نیز اظهار داشته است.» ما در ادامه به این مسئله اشاره خواهیم کرد که فرد مذکور علیرغم اظهارنظری بسیار بسیار جدی هیچ نقل قولی از متن مورد استناد خود به عمل نمی‌آورد چون لازم است که سخنان او مورد باور قرار گیرد.

* ایران یکی از بهترین مامن‌ها برای یهودیان است

"ارنستو گالی دلا لوجیا " Ernesto Galli della Loggia چند روز پس از انتشار این مقاله در همان روزنامه روایتی دیگر و به روز شده از سخنان همکار خود ارائه می‌دهد. در حقیقت باید گفت که او دیگر از احمدی نژاد سخنی به میان نمی‌آورد. شاید او متوجه خطای فاحش همکار خود شده است، چون ایران بعد از اسرائیل کشوری است که در منطقه خاورمیانه بیش از هر کشور دیگری یهودیان را در خود جای داده است (20 هزار یهودی) و بنظر نمی‌رسد که یهودیان در ایران متحمل سرکوب شده باشند، در صورتی که فلسطینیان ساکن سرزمین‌های اشغالی شاید تنها باید آرزوی داشتن سرنوشتی همانند یهودیان ساکن ایران را داشته باشند زیرا یهودیان ایران نه تنها قلع و قمع نشده‌اند بلکه حتی مسئله‌ای همانند مسئله انتقال یهودیان از ایران به سرزمینی دیگر که همانند برنامه‌ای است که رادیکال‌ترین گروه‌های صهیونیست برای عرب‌های ساکن سرزمین‌های اشغالی طرح‌ریزی نموده‌اند برای آنان وجود ندارد.
واضح و آشکار است که گالیا دلا لوجیا نگاهی از بالا به این ماجرا دارد و وارد جزئیات امر نشده است. او تنها به اتخاذ رویه سکوت در قبال احمدی نژاد اکتفا می‌نماید. حال که او جایی برای وارد کردن تهمت به ایران ندارد کم کاری خود را با وارد کردن تحریفاتی بیشتر در مورد نکته اصلی دیگری آن هم با وجهه تهاجمی بیشتری جبران می‌کند. حماس کار خود را تنها به مطالبه قلع و قمع اسرائیلی‌ها محدود نمی‌نماید چنان که اوستلینو اظهار می‌دارد در امر نکوهش بدنامی‌های عرب‌های وحشی و بربر نباید کار را در میانه راه متوقف نمود: «حماس آرزوی آنرا دارد که روزی تمام یهودیان کره زمین را قلع و قمع نماید.» در اینجا نیز کوچکترین اشاره‌ای به منبع چنین تحلیلی نمی‌شود. ظاهراً صحت علمی آخرین دغدغه‌ای است که گالیا دلا لوجیا در تحلیل وقایع به آن توجه می‌نماید اما برعکس او را باید بخاطر آنکه به تقبیح نگاه مضحک همکار خود می‌پردازد، صاحب شجاعت دانست. طبق تحلیل‌های او تروریست‌های فلسطینی نه تنها به دنبال تصفیه حساب خود با ماشین جنگی اسرائیل بلکه ماشین جنگی ایالات متحده نیز می‌باشند تا از این طریق به بدنامی‌های نسبت داده شده به خود که مقاله نویس مجله کوریه دلا سرا آنرا به عنوان بدنامی با ابعادی جهانی مورد نکوهش قرار می‌دهد پایان دهند. از سوی دیگر کسانی که می‌توانند ابرقدرتی جهانی را علاوه بر اسرائیل متحمل شکستی سرنوست‌ساز نمایند شکی نیست که ممکن است تمایلی برای سلطه بر تمام جهان نیز داشته باشند. در مجموع باید گفت که گویا طرح ادعاهایی از این دست به معنای ارائه نسخه‌ای به روز شده از تز پروتکل‌های دانایان جهان اسلام باشد.
پروتکل‌های جهان اسلام نیز درست همانند پروتکل‌های دانایان صهیون که در زمان خود ارزش حقیقتی پذیرفته شده را داشته‌اند از این پس به عنوان حقیقتی مسلم پذیرفته می‌شوند و بعد از این اظهارنظر در کوریره دلا سرا، "انزو بتیزا " Enzo Bettiza نیز در مجله استامپا فوراً درباره بمباران گسترده غزه توسط رژیم صهیونیستی که از زمین و آسمان و دریا و با بکارگیری سلاح‌های ممنوعه در کنار بی‌توجهی به کنوانسیون‌های بین‌المللی علیه ملتی اساساً بی‌دفاع صورت می‌گیرد، می‌نویسد: «این یک عملیات برای حفظ نظم است که به شکلی قوی و بسیار خشن از سوی رژیمی اعمال می‌شود که با خطر قلع و قمع شدن توسط فرقه‌ای مذهبی روبرو شده است و این فرقه مذهبی با خود عهد بسته است تا پدیده‌ای به نام اسرائیل را از روی زمین ریشه‌کن نماید.

این تز که همانند یک دغدغه ذهنی مرتباً تکرار گردیده است در چارچوب سنت بسیار دقیقی تعریف می‌شود. در قرون 18 و 19 میلادی به کشیشی میانه‌رو به نام "گرگوار " abbé Grégoire نسبت رهبری گروه‌هایی از سفیدخوران یا همان سیاهان وحشی و حریصی داده شد که از گوشت بدن انسان‌های سفید پوست تغذیه می‌کردند. چند دهه بعد از این ماجرا اتفاقی مشابه به آن در ایالات متحده آمریکا روی می‌دهد. طرفداران لغو نظام برده‌داری که در اغلب موارد با گرایشاتی مخالف خشونت داشته‌اند خواستار برچیده شدن کامل نظام برده‌داری می‌شوند. آنان نیز فوراً به داشتن اراده‌ای مبنی بر قلع و قمع کردن نسل سفید پوستان متهم گردیدند.

* تشکیل دولت فلسطین به معنای قلع و قمع یهودیان معرفی شده است

در نیمه‌های قرن 19 میلادی نیز در آفریقای جنوبی قهرمانان نظام تبعیض نژادی از دادن حقوقی سیاسی به سیاهان امتناع ورزیدند آن هم با ذکر این استدلال که بر سر کار آمدن احتمالی حکومت سیاهان ممکن است به قلع و قمع نظام‌مند مستعمره‌نشین‌های سفید پوستان و تمام جمعیت سفید پوستان این سرزمین منتج گردد. افسانه‌های رایج در زمان ما نیز به شکلی خاص مضحک می‌باشند.
گروه حماس در چندن نوبت به سایرین فهمانده است که امکان مصالحه وجود دارد و البته به شرطی که رژیم صهیونیستی شرط عقب‌نشینی به مرزهای سال 1967 را بپذیرد اما همگان می‌دانند و یا هر کس شاید بداند که گسترش شهرک سازی اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی مسئله یافتن راه‌حلی برای مناقشه میان دو طرف را بیش از پیش بغرنج و یا حتی از این پس غیر ممکن می‌سازد. با این حال طرح دو دولت به جای رژیم فعلی یهود همراه با ارائه تضمین‌هایی برای رعایت برابری برای همگان اعم از یهودی و یا فلسطینی به هیچ نحو نمی‌تواند به معنای قلع و قمع نمودن یهودیان و رویدادی همانند قتل‌عام‌های جنوب ایالات متحده آمریکا و بعد از آن در آفریقای جنوبی تلقی شود زیرا آن قتل‌عام‌ها دقیقاً به معنای نابودی دولتی با نژاد سفید پوست بود اما واقعیت امر آن است که کسانی که به اندیشه وجود پروتکل‌های دانایان اسلام دامن می‌زنند بدنبال جابجا کردن مقام قربانی و جلاد به جای یکدیگر می‌باشند.
امروزه افسانه‌هایی به همان میزان عجیب و غریب در مورد استالین و نهضت کمونیستی در تمامیت آن وجود دارد و البته در مقایسه با افسانه‌های سیاه در مورد سیاهان از آنان استفاده ابزاری بیشتری می‌شود. در این مورد باید به تز وقوع هلوکاستی ناشی از اعمال و تحمیل گرسنگی و یا اعمال قحطی به عنوان عامل حادثه‌ای تروریستی فکر کنیم که دولت اتحاد جماهیر شوروی آنرا در سال‌های دهه 30 میلادی در مورد ملت اوکراین اجرا نمود اما هیچ مدرکی در حمایت از این تز وجود ندارد و تا کنون نیز آورده نشده است.
اما این مسئله دیگر مسئله‌‌ای اصلی در تحلیل وضعیت آن زمان اتحاد جماهیر شوروی و استالین بشمار نمی‌رود. افسانه سیاه در مورد استالین به شکلی طرح و برنامه‌ریزی شده بخصوص در دوره دولت رونالد ریگان منتشر گردید و بعد از آن در پیشبرد جنگ سرد علیه شوروی بکار گرفته شد اما امروزه از آن برای نکوهش عمل تروریستی استالین یعنی ایجاد قحطی ساختگی در اوکراین استفاده می‌شود و البته این عملی است که در طی قرون متمادی جامعه غرب لیبرال آنرا بخصوص علیه ملل تحت استعمار مورد استفاده قرار داده و این امر با هدف تنزل شرایط زندگی مردم در حد یک ملت مستعمره و یا نیمه مستعمره صورت گرفته است.
تلاش من بر آن بوده است تا در کتاب خود به اثبات این مسئله بپردازم. بلافاصله بعد از آنکه وقوع انقلاب سیاه در سال‌های پایانی قرن 18 میلادی در سنت دومینیک و هائیتی رشته‌های تسلط استعماری و نهاد برده‌داری در هم شکست، ایالات متحده آمریکا در قالب اعلامیه رئیس جمهور "توماس جفرسون " به ذکر این مطلب پرداخت که قصد دارد تا وقوع پدیده‌های بی‌شرمانه‌ای مانند لغو نظام برده‌داری را در مرحله شکل‌گیری آن سرکوب نماید.
در همان روزهای ابتدایی پیروزی انقلاب اکتبر 1917 روسیه "هوبرت هوود " که در آن زمان نماینده عالی رتبه دولت ویلسون بود و بعدها خود نیز رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا شد تحرکات مستقیم و بی‌پرده‌ای را نه تنها علیه روسیه بلشویک بلکه علیه مللی انجام داد که آمادگی پذیرش انقلابی بلشویکی را در کشور خود داشتند. در سال‌های آغازین دهه 60 میلادی یکی از همکاران دولت کندی به نام "والت روستو " Walt W. Rostow به ستایش از این عمل آمریکا مبنی بر به عقب انداختن توسعه اقتصادی در جمهوری خلق چین برای چند دهه متمادی پرداخت. امروزه این سیاست کماکان نیز ادامه دارد. همگان می‌دانند که نظام امپریالیستی در تلاش است تا کشور کوبا را از طریق کاهش قدرت اقتصادی نابود سازد و شرایطی شبیه به شرایط غزه را در این کشور بوجود آورد. در غزه سرکوبگران، قدرت خود را برای تعیین مرگ یا زندگی مردم اعمال می‌کنند و این کار قبل از آنکه از طریق بمباران‌های تروریستی صورت گیرد از طریق کنترل بر جریان ورود اقلام حیاتی مورد نیاز آنان انجام می‌پذیرد.
با این توصیف ما دوباره به مورد فلسطین باز می‌گردیم. ملت و مردم غزه قبل از آنکه تحت فشار ترس و وحشت وارده بر آنان قرار گیرند متحمل سیاستی تداوم یافته شده‌اند که سعی بر آن داشت تا آنان را گرسنه و تشنه نگه دارد و از نعمت برق و دارو محروم سازد و آنان را تبدیل به انسان‌هایی با قدرت و توان تحلیل رفته و ناامید سازد. علاوه بر این از آنجایی که رژیم صهیونیستی خود را علیرغم اعلام آتش‌بس میان طرفین محق برای در پیش گرفتن رویه ترور در خارج از سرزمین‌های خود می‌داند باید بدانیم که نوار غزه قبل از آنکه مورد حمله گسترده ارتشی قرار گیرد که شباهت بسیاری به جوخه‌های اعدام گسترده و مخرب دارند، هدف نوعی سیاست تهاجم و جنگ قرار گرفته بود. در همین زمان قدرت نظامی همراه با قدرت ابزارهای رسانه‌ای در همه جا بخصوص در کشورهای غربی عمل کرده است تا هر گونه مقاومت منتقدانه در برابر نظریه‌ای دروغین را نابود سازد که بر اساس آن اسرائیل امروز می‌تواند در مواردی متعدد دست به انجام عملیاتی برای دفاع از خود زند. نباید هیچ کس جرات تردید داشتن در مورد صحت فرضیه پروتکل‌های جهان اسلام را به خود دهد.
اکنون دیدیم که افسانه‌های سیاه به چه نحوی شکل می‌گیرند. امروز افسانه‌های سیاه با تراژدی مردم فلسطین (ملتی شهید آن هم در عالی‌ترین نوع خود) گره خورده است. این افسانه نیز همانند افسانه‌های سیاهی است که با تشریح رفتار استالین به عنوان رفتار موجودی دیو صفت و تبدیل تاریخ زمامداری او به تاریخی جنایت بار به تقبیح ادامه روندی پرداخته‌اند که با انقلاب اکتبر آغاز شد و هدف از طرح این افسانه‌ها محروم کردن ملت‌های ستمدیده از داشتن هر امید و چشم اندازی برای خروج از وضعیت ناگوارشان می‌باشد.