شرط تازه کمونیست ها بهائیان و سلطنت طلبان برای موسوی و کروبی (خبر ویژه)

یک عضو مرکزیت گروهک منافقین با وجود اشاره به جدایی تدریجی میرحسین موسوی از انقلاب و نظام، از او خواست برای آن که متهم به خدعه نشود گفتار خود در تبیین نزدیکی به اپوزیسیون را با عمل بیشتر تأیید کند.
حسین باقرزاده که در روزگار اصلاحات با برخی نشریات زنجیره ای چاپ داخل همکاری می کرد، درباره اظهارات موسوی می نویسد: صرف نظر از ادبیات و زبانی که آقای موسوی به کار گرفته، به سادگی، می توان دید که او بیش از هر زمان دیگر واقعیت حضور نیروهای مختلف در جنبش سبز را پذیرفته و تاکید او به تنوع آرا نشان دهنده آن است که او به حضور دگراندیشان اذعان دارد. او دیگر از مبانی عقیدتی خود درباره اسلام، امام، انقلاب، نظام یا قانون اساسی جمهوری اسلامی که قبلاً آنها را به جنبش سبز تعمیم می داد سخنی به میان نمی آورد.
وی در سایت «ایران امروز» نوشت: تاکیدات گذشته آقایان موسوی و کروبی بر اسلام و نظام جمهوری اسلامی، قانون اساسی، دنباله روی از خط امام و بازگشت به دهه اول انقلاب، آنان را از نمایندگی بخش بزرگی از جنبش سبز بازداشته است. در عین حال در طول ماه های گذشته ما شاهد آن هستیم که آقای موسوی به تدریج از تاکید بر معتقدات شخصی خود و تعمیم آن به جنبش سبز کاسته و تنوع عقیدتی و سیاسی این جنبش را به رسمیت شناخته است... او سعی دارد اعتماد همه فعالان جنبش سبز را کسب کند ولی این مقدار کافی نیست و او لازم است برای دور شدن از اتهام خدعه، این گفتار را با کردار مناسب هم آهنگ کند. شکستن مرز خودی-غیرخودی نه فقط در گفتار بلکه در کردار یکی از این موارد است. دکتر ملکی]همکار گروهک منافقین[ که اخیراً پس از بازداشت، از زندان بیرون آمده بود، اشاره کرد که رهبران جنبش حتی در دیدار با زندانیان و خانواده های آنان و قربانیان دیگر به نوعی این مرز را حفظ کرده اند. از این گذشته، آیا آقای موسوی مشاورانی از طیف ناخودی ها (مثلاً لاییک ها) نیز برای خود برگزیده است؟
باقرزاده در ادامه لحن تحقیرآمیز و طلبکارانه تاکید کرد: اگر ایشان می گوید همه اقشار را در جنبش سبز به رسمیت می شناسد آیا می توان تصور کرد همین لحن «دوست داشتن» را برای چپ غیرمذهبی، سلطنت طلبان یا بهائیان نیز یاد کند؟ مگر نه اینکه همه اینان در تعبیر «همه ملت ایران» و «فرهنگ و اعتقادات رنگارنگ» می گنجند؟ آقای موسوی در گفتار بسیاری از مرزهای خودی و ناخودی را شکسته، و پذیرفته که جنبش سبز بسیار وسیع تر از یک گرایش یا گرایش های خاص سیاسی، ایدئولوژیک یا مذهبی است. او پذیرفته است که وجه مشترک این جنبش الزاماً اسلام، خط امام، نظام یا قانون اساسی جمهوری اسلامی نیست ولی تنها با شناخت و اذعان به این واقعیت در کردار است که می توان اعتماد نیروهای متنوع فعال در جنبش سبز را به دست آورد.
اظهارات این منافق ورشکسته یادآور این آیه نورانی (آیه 120) از سوره بقره است که «لن ترضی عنک الیهود ولا النصاری حتی تتبع ملتهم. هرگز یهود و نصارا از تو راضی نخواهند شد تا اینکه کاملاً از آیین آنها پیروی کنی». موسوی و کروبی و خاتمی و نظایر آنها هرگز توضیح نداده اند که دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب و نظام چرا در آنها طمع کرده و در عین حال با لحن طلبکارانه مواجه شده اما هیچ پاسخی نگرفته اند؟