جعفر بلوری
اشاره:
هفدهم ژانویه سال جاری (28 دی ماه) مردم اوکراین؛ ناامید از تغییرات دموکراتیک در حالی که از وضعیت وخیم اقتصادی رنج می بردند، به پای صندوق های رای رفتند تا با انتخاب رئیس جمهور جدید، سرنوشت پنج سال آینده این جمهوری را رقم بزنند.این انتخابات هرچند به دور دوم کشیده شد اما نتایج آن بی نیاز از هر تحلیل موشکافانه ای، واقعیاتی را به نمایش گذاشت.
در این دور از انتخابات «ویکتور یانکوویچ» رهبر حزب مخالف با کسب حدود 36درصد از آرا و «یولیا تیموشنکو» نخست وزیر اوکراین با کسب حدود 25درصد از آرا توانستند به دور دوم راه یابند. در این میان اما آنچه اهمیت داشت این بود که «ویکتور یوشچنکو»، رئیس جمهور غربگرا و مجری انقلاب نارنجی سال 2004 با تمام حمایتی که از سوی غرب دریافت کرد توانست کمتر از پنج درصد از آراء را به خود اختصاص دهد. اتفاقی که به تعبیر بسیاری از کارشناسان می توانست به معنای کوبیده شدن آخرین میخ به تابوت انقلاب نارنجی در این کشور باشد.
مدت زمان زیادی نگذشت که با برگزاری دور دوم انتخابات این تعبیر به واقعیت پیوست. 18 بهمن ماه سال جاری «یانکوویچ»59 ساله که مورد حمایت روسیه قرار دارد پس از رقابتی تنگاتنگ، و با استفاده از تجربیات خود در سال 2004 توانست هر چند با اختلافی اندک، تنها نماینده انقلاب نارنجی را نیز شکست داده و سقوط این انقلاب رنگی را منجر شود.
یانکوویچ توانست با کسب 48 درصد از آرا در مقابل «تیمو شنکو» که 61/45 درصد از آرا را به خود اختصاص داده بود، پیروز شود. وی بلافاصله پس از پیروزی از خانم تیموشنکو خواست « به فکر کناره گیری از قدرت» باشد.
سرنوشت انقلاب نارنجی ما را بر آن داشت با بازخوانی این انقلاب به علل پیروزی «یوشچنکو» در سال 2004 و نیز فرایند منتهی به شکست وی در سال 2010 بپردازیم.
سرویس خارجی
ماه های اکتبر، نوامبر و دسامبر سال 2004 درتاریخ جمهوری استقلال یافته اوکراین از منظر تحولات سیاسی، دارای اهیمت ویژه ای است. وقوع انقلاب رنگی (نارنجی) در اوکراین شاید پس از تاثیر این کشور در فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مهمترین حادثه سیاسی باشد که تاثیرات آن درمنطقه هنوز هم متبلور است.
ماجرا از اوایل آذر ماه سال 1383 و پس ازبرگزاری دور دوم انتخابات ریاست جمهوری شکل جدی به خود گرفت. نتایج اولیه (نه قطعی) حاکی از کسب اکثریت آرا از سوی «ویکتور یانکوویچ» ، نخست وزیر وقت بود که به دلیل داشتن سیاست های ضد آمریکایی و ضد غربی هیچگاه از هجمه های تبلیغاتی آنها در امان نبوده است. «ویکتور یوشچنکو» رقیب انتخاباتی وی دراین دور از انتخابات بود که نتیجه رسمی آن هرگز اجازه انتشار نیافت.
«یوشچنکو» با اتخاذ شعارهای پوپولیستی همچون اصلاحات، دموکراسی، آزادی بیان، رفاه اقتصادی و...حتی پیش از برگزاری انتخابات توانسته بود حمایت های گروه های همه جانبه اپوزیسیون داخلی و غرب را به دست آورد.
با انتشار نتایج غیر رسمی انتخابات که حاکی از کسب نزدیک به 50درصد آرا توسط «یانکوویچ» بود، زمزمه هایی که ماه ها قبل از برگزاری انتخابات بر طبل تقلب می کوبید، بالا گرفت. همراهی برخی رسانه های غربی همچون بی بی سی و یورونیوز در القای وقوع تقلب درکنار اعتراض گروه های اپوزیسیون هزاران نفر از طرفداران رقیب شکست خورده را به خیابان های «کیف» پایتخت اوکراین کشاند.
مخالفان، خواستار اعلام پیروزی «یوشچنکو» بودند. همراهی رسانه های غربی درکنار دخالت های صریح کشورهایی چون آمریکا، انگلیس و فرانسه رفته رفته شک ها درمورد تکرار انقلاب رنگی گرجستان دراوکراین را نیز به یقین تبدیل می کرد.
استفاده گسترده از نماد رنگی ازسوی گروه های اپوزیسیون (نارنجی)، تشویق هماهنگ رسانه های مختلف داخلی و خارجی به حضور جوانان و دانشجویان مخالف به خیابان های شهر بخصوص پایتخت، بزرگنمایی دخالت روسیه، درکنار القای وقوع تخلفات گسترده از جمله فعالیت هایی بودکه نشان می داد انقلاب رنگی دیگری درپیش است.
حمایت آمریکا از معترضان
در این میان ناظران سازمان امنیت و همکاری اروپا نیز بیکار ننشسته و اعلام کردند در این انتخابات تخلفات بسیار گسترده ای به نفع کاندیدای پیروز صورت گرفته است.
آمریکا نیز جزو نخستین کشورهای غربی بود که با حمایت صریح از «یوشچنکو» بر بی اعتبار بودن نتایج به دست آمده از انتخابات تأکید و نسبت به ملغی شدن آرای اعلام شده از سوی کمیسیون انتخابات اوکراین پافشاری کرد. در این میان مهر تأیید ناظران کشورهای مشترک المنافع بر صحت انتخابات نیز چاره ساز نشد و واشنگتن اعلام کرد در صورت ابطال نشدن نتایج از سوی کمیسیون، در روابط خود با «کیف» تجدیدنظر خواهد کرد. فرانسه، انگلیس، هلند و استرالیا نیز ازجمله کشورهایی بودند که به دنبال آمریکا به حمایت نامحدود از مخالفان پرداخته و رسانه های خود را در به طور تقریباً کامل دراختیار آنهاگذاشتند.
وقتی کار به اینجا کشید، حزب حاکم یقین پیدا کرد که غرب برای این دومین کشور بزرگ اروپایی نیز خواب هایی دیده است.
«فساد گسترده، ارعاب، تهدید و تطمیع رأی دهندگان و وقوع تقلب گسترده و مستقیم، از جمله اتهاماتی بود که مدام توسط مخالفان و از طریق سایت ها و رسانه های رسمی و غیررسمی از داخل و خارج علیه حزب حاکم و شخص «یانکوویچ» زده می شد.
به عنوان مثال اعلام شده بود که «یانکوویچ» بیش از 85 هزار نفر از کارگزاران انتخاباتی را تطمیع کرده تا در انتخابات بیش از 8میلیون رأی را به نفع وی تغییر دهند.
تدارک امکانات برای طولانی تر شدن تجمعات
مخالفان با برپایی تجمعات گسترده درحالی که مچ بند، پیشانی بند و زانوبندهای نارنجی به همراه داشتند، به طور شبانه روز حتی در دمای زیر صفردرجه در محل هایی که توسط پیامک ها (اس ام اس) و رسانه های اینترنتی مشخص شده بود حاضر می شدند. البته سازمان دهندگان این تجمعات فکر همه چیز را کرده بودند. آنها با اعلام اینکه این تجمعات حتی اگر ماه ها به طول انجامد، ادامه خواهد یافت، تمام تدارکات لازم برای معترضان را نیز تهیه کرده بودند. تهیه پوشاک گرم، نوشیدنی گرم، سرو غذا، تهیه وسایل گرمازا و حتی استقرار توالت های صحرایی امکان حضور طولانی مدت را به مخالفان می داد. (درمورد چگونگی و محل تهیه منابع مالی برای به راه اندازی این تجمعات نیز گفتنی های بسیاری وجود دارد. دراین باره به همین یک مورد اشاره می شود که مدت ها بعد، گزارش هایی منتشر شد که نشان می داد مؤسسه آمریکایی خانه آزادی در پوشش حمایت از دموکراسی در اوکراین مبالغ کلانی را در اختیار سران اپوزیسیون و حتی برخی تجمع کنندگان قرار داده است.»
سازمان دهندگان برای حفظ روحیه مخالفان و دادن انگیزه لازم به آنها، با جذب شخصیت های سیاسی و غیرسیاسی که محبوبیتی بین مردم داشتند و همچنین با بزرگنمایی نقاط ضعف چهره های تأثیرگذار حزب حاکم، به خوبی مأموریت نگاه داشتن معترضان در خیابان ها را انجام می دادند.
تمرکز شدید بر روی مشکلات اقصادی و القای وجود فساد گسترده در بین مقام های دولتی واعضای حزب حاکم نیز باعث ایجاد انگیزه در معترضان جوانی می شد که وعده آزادی، دموکراسی و رفاه اقتصادی آنها را به خیابان ها کشانده بود.
قتل مشکوک یک روزنامه نگار مخالف دولت
قتل مشکوک یک روزنامه نگار مخالف دولت به نام «جیورجی گونگادزه» نیز برای ایجاد بی اعتمادی به رسانه های رسمی و مخالف آزادی نشان دادن رژیم حاکم بسیار موثر واقع شد. هر چند این قتل چهار سال قبل از انتخابات روی داد اما این امر تبدیل به نقطه عطفی شد که ملت اوکراین را در مسیر تغییرات سیاسی قرار دهد.
«گونگادزه» یک روزنامه نگار مشهور رادیو و تلویزیون بود که به شدت با خودسانسوری مخالفت می کرد. او در آوریل سال 2000 با راه اندازی سایت «پراودا» (صداقت) با هدف به چالش کشاندن دولت توجهات زیادی را به خود جلب کرد و مشهور شد. اما در دسامبر همان سال جسد بدون سر وی در گورستانی واقع در «کیف» پیدا شد. «الکساندر موروز»، رهبر حزب سوسیالیست وقت، بلافاصله از فرصت استفاده کرد و گفت رئیس جمهور در قتل این روزنامه نگار دست داشته است. «اوکراین بدون کوچما» نیز نام جنبشی بود که بلافاصله پس از قتل این روزنامه نگار تأسیس شد.
پوشش خبری ضعیف این حادثه در رسانه های رسمی و دولتی اوکراین نیز کافی بود تا شایعات و خبرهای غیررسمی که توسط سایت ها و وبلاگ های خبری منتشر می شد، در میان مخالفان به خصوص دانشجویان و روزنامه نگارانی که به دنبال حقیقت بودند، از اهمیت خاصی برخوردار شود.
گروهی از کارشناسان در همان زمان، مهمترین علت روی آوردن اوکراینی ها به اینترنت را قتل مشکوک گونگادزه و نحوه پوشش خبری دولت به این قتل عنوان کردند.»
سران اپوزیسیون نیز از فرصت به وجود آمده نهایت استفاده را کرده و با راه اندازی سایت های مختلف خبری- تحلیلی از داخل و خارج کشور به داستان پردازی های مختلف از این قتل پرداختند تا به نحوی جذابیت سایت های خود را حفظ کنند. بدین ترتیب می توان ادعا کرد، پایه های انقلاب نارنجی از همین زمان ریخته شد.
استفاده از جوک و شعرهای مسخره کننده
فعالان حامی یوشچنکو از جوک و اشعار مسخره کننده نیز برای تخریب استفاده بسیار گسترده ای کردند. براساس تحقیقاتی که مرکز مطالعات «برکمن» در دانشکده حقوق هاروارد انجام داده، استفاده از این تاکتیک بسیار تأثیرگذار بوده است. استفاده از این ابزار حتی از دو ماه پیش از آغاز انتخابات علیه نظام حاکم و حتی شخص رئیس جمهور به کار گرفته می شد.
«هنری جنکینز» که یک محقق آمریکایی است در این باره می گوید: «بسیاری از این جوک ها در اوکراین تبدیل به یک دغدغه عمومی شده بود. ساختن جوک و شعر، به سرعت از یک موضوع فرهنگی به یکی از موثرترین ابزارهای سیاسی مخالفان دولت تبدیل شد. این تاکتیک که هدفی جز تخریب نداشت زمانی بیشترین اثر را گذاشت که با استفاده از پیامک ها به سرعت بین مردم پخش می شد. معترضان حتی هنگام برگزاری تجمعات نیز از این تاکتیک استفاده می کردند.
خطر تقسیم کشور
با ادامه یافتن تجمعات که درنهایت به محاصره کردن مراکز مهم دولتی و کاخ ریاست جمهوری و برخی میادین اصلی شهر «کیف» منتهی شده بود، رفته رفته اوکراین که زمانی به «جزیره ثابت در میان جمهوری های تازه استقلال یافته» شهره بود، صحنه آشوب های خیابانی شد طوری که بحران سیاسی به وجود آمده ازآن حتی زمزمه تقسیم کشور رابه زبان ها انداخت.
در این حین، ارتش با هشدار نسبت به وضعیت به وجود آمده اعلام کرد، برای حفاظت از تمامیت ارضی کشور آرام نخواهد نشست و هرگونه تلاش برای تقسیم کشور به دو بخش اوکراین شرقی و اوکراین غربی را سرکوب خواهد کرد.
در این بین «یانکوویچ» نیز اعلام کرد تصمیم دارد با «کوچما»، رئیس جمهور وقت در خصوص وضعیت به وجود آمده مذاکراتی را انجام دهد. مدت زمان زیادی از اعلام این خبر نگذشته بود که ناگهان خبر مسمومیت «یوشچنکو» همچون بمب در این کشور صدا کرد.
گرفتن انگشت اتهام به سوی حزب حاکم کافی بود تا شوک دیگری به این کشور بحران زده وارد شود.
در این بین «خاویر سولانا» نیز به پشتیبانی از گروه اپوزیسیون برخاسته و هشدار داد «نحوه برخورد با معترضان، درآینده روابط اتحادیه اروپا و اوکراین بسیار تاثیرگذار خواهد بود.»
ناتو نیز با انتقاد از حزب حاکم، اعلام کرد نسبت به اوضاع به وجود آمده نگران است و خواستار بازبینی مجدد نتایج انتخابات شد.
اینجا بود که شعار «مرگ بر روسیه» (به دلیل حمایت این کشور از حزب حاکم و اعلام تبریک پیروزی از سوی «پوتین» به «یانکوویچ») نیز به شعارهای مخالفان افزوده شد.
ابطال نتیجه انتخابات و پیروزی نارنجی ها
سرانجام با افزایش حمایت های غرب و ادامه نافرمانی های مدنی و تجمعات خیابانی، «ولادیمیر لیوتن»، رئیس پارلمان اوکراین با ارائه پیشنهاد ابطال انتخابات به همراهی با مخالفان پرداخت. بدین ترتیب نتایج دور دوم انتخابات با این پیشنهاد باطل اعلام شد.
در هفتم دسامبر نیز نشستی با مشارکت مقامات دولتی، اپوزیسیون، نمایندگانی از غرب و روسیه در کیف و با هدف برون رفت از بحران برگزار شد و کوچما نیز موافقت کرد انتخابات بار دیگر برگزار گردد. پس از این موافقت و رای دادگاه عالی اوکراین به ابطال نتایج مقرر شد در 26 سپتامبر (ششم دیماه) همان سال انتخابات بار دیگر برگزار شود.پس از برگزاری این انتخابات، اعلام شد ویکتور یوشچنکو، نامزد محبوب غرب 52 درصد آرا را کسب کرده است. بدین ترتیب حکومت نارنجی ها رسما شکل گرفت.
ناامیدی از انقلاب نارنجی
پنج سال به سرعت گذشت. چهارمین دور از انتخابات ریاست جمهوری اوکراین با مشارکت 18 کاندیدا و در تاریخ 17 ژانویه سال 2010 برگزار شد.
«یولیا تیموشنکو»، بانوی نارنجی و نخست وزیر، «ویکتور یوشچنکو»، رهبر انقلاب نارنجی و رئیس جمهور به همراه «ویکتور یانکوویچ»، قربانی انقلاب نارنجی، به عنوان شناخته شده ترین نامزدهای این دوره از انتخابات ریاست جمهوری اوکراین روبروی یکدیگر قرار گرفتند. کسب کمترین آرا توسط «یوشچنکو»، تنها می توانست گویای عملکرد ضعیف وی در دوران پنج ساله ریاست جمهوری اش باشد. هیچکدام از شعارهای پوپولیستی، دموکراسی خواهی، اقتصادی و سیاسی وی به درستی عملی نشده بود. مردم فریب خورده و ناامید فرصت یافته بودند پاسخ یوشچنکو را بدهند. پس از برگزاری انتخابات و اعلام نتایج قطعی مشخص شد بیش از 95 درصد ازمردم اعتمادی به یوشچنکو و شعارهایش ندارند. این بار «ویکتور یانکوویچ» در قامت یک مخالف و باکسب حدود 36 درصد از آرا و «یولیا تیموشنکو»، باکسب حدود 25 درصد از آرا تونستند به دور دوم راه یابند.پس از اعلام نتایج قطعی این دور از انتخابات، واکنش رسانه های غربی نیز بسیار جالب توجه بود. بسیاری از رسانه هایی که در به وجود آوردن انقلاب نارنجی هزینه ها کرده بودند با انتخاب تیترهایی چون «آیا انقلاب نارنجی در پایان راه قرار دارد» یا «آیا انقلاب نارنجی به خط پایان رسیده است»، آشکارا از به خطر افتادن سرنوشت انقلابی که خود به راه انداخته بودند خبر دادند. اما در پایان گزارشات خود با اعلام جملاتی چون «کارشناسان بر این باورند که تیموشنکو در دور دوم انتخابات پیروز خواهد شد»، نشان دادند به حداقل امید باقی مانده نیز دلخوش کرده اند.
دراین میان برخی رسانه ها نیز به صراحت کسب این نتیجه از سوی یوشچنکو را مساوی با شکست انقلاب نارنجی دانستند. هفته نامه آلمانی اشپیگل در گزارشی تحت عنوان «آخرین مبارزه یوشچنکو» نوشت: «انقلاب نارنجی در اوکراین شکست خورده و مردم این کشور نیز از خواب بیدار شده اند، قهرمانان انقلاب نارنجی نیز دچار تفرقه شده اند.» این هفته نامه کسب نتیجه ضعیف از سوی یوشچنکو را نتیجه «نفرت مردم» از او دانست.
«اشپیگل» عمل نشدن به وعده های انتخاباتی مانند «پیوستن به اتحادیه اروپا و سازمان ناتو، ایجاد میلیون ها فرصت شغلی و حذف خدمت نظام وظیفه» را نیز از جمله عواملی عنوان کرد که در به وجود آوردن این نفرت موثر بوده اند.
یکی دیگر از نکات جالب توجه دراین دور از انتخابات، شعارهای انتخاباتی است که به نوشته بسیاری از رسانه ها در پیروزی یانکوویچ نقش بسزایی داشته است.
«نپیوستن به ناتو» به عنوان یکی از شعارهای اصلی انتخابات این نامزد و جذب اکثر آرا، می تواند حامل پیام مهمی باشد. فراموش نشود، ناتو از حامیان اصلی انقلاب نارنجی به شمار می رود. دوستی با روسیه و پیوستن به اتحادیه اروپا نیز از جمله شعارهای یانکوویچ بود.
ستاد انتخاباتی «یوشچنکو» نیز چند روز پس از اعلام نتایج انتخابات و در تشریح علل کسب نتیجه ضعیف، «فرصت کم برای انجام تبلیغات» را باعث شکست مفتضحانه یوشچنکو اعلام کرد! وی یار دیرینه خود یعنی تیموشنکو را نیز به سوء استفاده از منابع دولتی برای انجام تبلیغات متهم کرد.
یوشچنکو نیز در آخرین واکنش های خود درخواست عجیبی از مردم کرد. او از مردم خواست در دور دوم انتخابات به هیچ یک از این دونامزد رای ندهند! درخواستی که خشم تیموشنکو را برانگیخت.
نفرات سوم و چهارم این دور از انتخابات نیز که به ترتیب 13 و 7درصد از کل آرا را کسب کرده اند همچون یوشچنکو اعلام کردند از هیچ یک از کاندیداهای دور دوم حمایت نخواهند کرد.اما این واکنش ها که به همراه حمایت های همه جانبه رسانه ای و غیررسانه ای غرب از یک نامزد خاص صورت می گرفت نتوانست در سرنوشت دور دوم انتخابات تاثیر زیادی داشته باشد.رقابت بین یانکوویچ و تیموشنکو در فضایی پر التهاب شروع شد. دو نامزد علاوه بر اعلام شعارهای انتخاباتی، یکدیگر را نیز از تخریب وتهدید بی نصیب نمی گذاشتند. خانم تیموشنکو در یکی از اظهارات خود مدعی شد، گزارش هایی دریافت کرده که نشان می دهد، رقیب وی تصمیم دارد دست به تقلب در سطح گسترده بزند. این همان تاکتیکی بود که یوشچنکو در پیش بردن انقلاب نارنجی از آن بهره ها برده بود.
تیموشنکو گفت: اگر تشخیص بدهد که تقلب صورت گرفته، نتایج انتخابات را نخواهد پذیرفت و از طرفداران خود خواهد خواست برای بازپس گیری تک تک آرای خود به مبارزه بپردازند. رسانه های غربی نیز همچون گذشته به تلاش های خود به نفع تیموشنکو ادامه می دادند. اما تقریبا تمام نظرسنجی ها حکایت از شکست تیموشنکو می کرد. از طرفی وضعیت سیاسی حاکم بر اوکراین نشان می داد، حامیان درونی و بیرونی تیموشنکو قصد قبولی شکست را ندارند.
بسیاری از کارشناسان نسبت به تکرار حوادث سال 2004 که به وقوع انقلاب نارنجی منجر شد هشدار دادند. تیموشنکو نیز تهدید کرد در صورت وقوع تقلب حادثه ای به مراتب شدیدتر از انقلاب نارنجی را رقم خواهد زد.
اما اعلام ممنوعیت برگزاری یکماهه تظاهرات از سوی پلیس اوکراین (از اول فوریه تا آخر مارس) و همچنین تصمیم کمیسیون مرکزی انتخابات این کشور مبنی بر اعلام نتیجه قطعی و رسمی انتخابات در طی 10 روز، این نوید را می داد که تنش های سیاسی به حداقل برسد.
اما اعلام نتایج اولیه به نفع یانکوویچ کافی بود تا تیموشنکو تهدیدات خود را افزایش دهد. سرانجام روز سه شنبه 20 شهریورماه کمیسیون مرکزی انتخاباتی اوکراین اعلام کرد، شمارش تقریبا کامل آرا نشان می دهد، در دور دوم انتخابات که با مشارکت 69 درصدی واجدین شرایط برگزار شد، ویکتور یانکوویچ توانسته با کسب بیش از 48 درصد از آرا بر خانم «یولیا تیموشنکو» تنها نماینده نارنجی ها با حدود 46 درصد آرا پیروز شود؛اما نتیجه رسمی طی چند روز آینده اعلام خواهد شد.
بی بی سی، بلافاصله با انتخاب این تیتر به تحلیل انتخابات پرداخت: «اوکراین: دموکراسی بدون دموکرات». این رسانه انگلیسی با مطرح کردن سوال هایی چون «آیا تیموشنکو این نتیجه را خواهد پذیرفت؟ آیا او برای گرفتن حقوق خود به مبارزه ادامه خواهد داد؟ و... سعی در القای وقوع تقلب در انتخابات را می کرد. خانم تیموشنکو نیز با رد نتایج اعلام شده در انتخابات گفت: به دادگاه شکایت خواهد کرد.
بدین ترتیب سرنوشت انقلاب نارنجی هم به دست قربانی اصلی این انقلاب یعنی «یانکوویچ» رقم خورد. از جمله شعارهای انتخاباتی یانکوویچ که گفته می شود تاثیر بسزایی در پیروزی وی داشت، نپیوستن اوکراین به یک پیمان نظامی (ناتو) بود وی همچنین وعده داده به تمام فسادهایی که ازسوی حاکمان نارنجی و حامیان غربی آنها بر کشورش تحمیل شده پایان دهد.
اکنون باید منتظر ماند و دید، غربی ها برای نجات انقلاب نارنجی خود، چه خواب هایی دیده اند.