غرب در آستانه بحرانی بزرگتر (چشم انداز)

پروفسور حمید مولانا
بودجه سال جدید که باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا به کنگره ارائه داد بالغ بر 83/3 تریلیون دلار است درحالی که کسر بودجه ایالات متحده طبق آخرین آمار منتشره از طرف دولت به 56/1 تریلیون دلار که بزرگترین رقم در تاریخ آمریکاست، رسیده است. هزینه دفاعی و تسلیحاتی آمریکا در بودجه جدید 708 میلیارد دلار تخمین زده شده است که این رقم خود نصف تمام بودجه دفاعی کشورهای کره زمین است. هزینه جنگ آمریکا در افغانستان و پاکستان در بودجه جدید به 3/192 میلیارد دلار افزایش یافته است درحالی که بودجه اختصاص داده شده به آموزش و پرورش با همه افزایش هایی که از طرف دولت فدرال منظور گردیده است حدود 35/21 میلیارد دلار است. بودجه مبارزه با بیکاری و تأمین اشتغال و افزایش حقوق به طور کلی یک رقم 100 میلیارد دلاری را تشکیل می دهد.
مطالعه جزئیات ارقام بودجه سالیانه دولت آمریکا می تواند دریچه ای برای طرز تفکر آمریکا بر آینده خود باشد. پیش نویس سیاستگذاری جدید دولت آمریکا که مقارن با ارائه بودجه جدید دولت اوباما به کنگره در واشنگتن منتشر شده است، امکان دو جنگ در یک زمان معین برای آمریکا را سلب می کند اما سعی می کند ایالات متحده را برای مقابله با تهدیدهای فضائی، کامپیوتری و جنگ های اختصاصی با گروه های معین آماده کند. استراتژی جنگی و دفاعی جدید آمریکا بیشتر محصول فکر رابرت گیتس وزیر دفاع کنونی و معاون او در حوزه سیاستگذاری خانم میشل فلورنوی است. ژنرال های آمریکایی با ذهنیتی که از زمان جنگ سرد با شوروی سابق به ارث برده اند عموما تسلیحات و بودجه برای جنگ های معمولی می خواهند در حالی که وزیر دفاع کنونی آمریکا و همکارانش از جنگ های محدود ولی ویژه صحبت می کنند. حمله به عراق و تسخیر آن کشور توسط آمریکا در زمان ریاست جمهوری جرج دبلیوبوش یک جنگ «انتخابی» بود نه «اجباری». آمریکا اکنون با مشکلات متعدد اقتصادی و سیاسی کوشش دارد نقشه جنگ های آینده خود را با کمک مالی و نیروی انسانی دیگران، مانند ناتو، اتحادیه اروپا، و کشورهای حاشیه ای و پیرامونی تأمین کند.
زلمای خلیل زاد سفیر افغانی نژاد آمریکا در افغانستان، عراق، و سازمان ملل در دوران ریاست جمهوری جرج دبلیوبوش اخیرا در مقاله ای از سازش و معامله با طالبان حرف می زند و یادآوری می کند که «آمریکا باید از نقشه های خیالی خود دست بکشد» زیرا طالبان هیچگاه به شرایط آمریکا تن نخواهد داد؛ ثبات سیاسی در افغانستان شرط اولیه موفقیت بود. ولی خلیل زاد که سیاست دولت بوش را برای سال ها اجرا می کرد هیچ نقشه مشخصی برای نجات آمریکا از افغانستان ندارد (اینترنشنال هرالدتریبیون 19فوریه 2010). تحلیل گر دیگر سرویس اطلاعاتی آمریکا به نام «لارا دادخواه» نیز در کنار همین مقاله می نویسد: «طالبان راه شکست دادن نیروی هوایی آمریکا را در افغانستان پیدا کرده است» و اضافه می کند، «به طوری که نیروهای ایالات متحده و ناتو به مقدار زیادی از استفاده نیروهای هوایی خود دست کشیده اند» (همان، 19فوریه 2010). و مقامات ارشد سازمان ملل متحد اعلام کرده اند که وعده های ناتو به افغانستان به کلی نظامی بوده و آمریکا و ناتو نقشی در بازسازی و توسعه زیرساخت های سیاسی و اقتصادی افغانستان ندارند کمک های آمریکا به افغانستان از دیدگاه سازمان ملل بسیار کوته نظرانه است (همان، 18فوریه، 2010).
امروز یکی از بزرگترین مشکلات آمریکا و اروپا بحران هویت شده است و این بحران ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به خود گرفته است. دگرگونی های جهانی و منطقه ای و ملی ثبات و تعادل اجتماعی و روانی را از مردم و نخبگان و رهبران آمریکا و اروپا سلب کرده است. یک نوع سرگیجی حتی همراه با حقارت در بین غربی ها ایجاد شده است و این امنیت و آسایش فکری را که آنها مدت هاست به علت برتری که داشتند از دست داده اند. آمریکا می خواهد آن هویت و انگاره سال ها بعد از جنگ جهانی دوم خود را دریابد ولی درک نمی کند که این کار دیگر میسر نیست. اروپا نه تنها هنوز نتوانسته است هویت خود را به عنوان یک اتحادیه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دریابد بلکه بازار اروپا نیز با داشتن مشکلات مالی و اقتصادی آن اهمیت سال های پیشین را از دست داده است. واکنش اروپا و اروپائی ها، و همچنین آمریکا و آمریکائی ها به اسلام، مسلمانان، مهاجران، نژادهای مختلف و اقلیت های جدید همه و همه نشانه های این بحران هویت است. اروپائی ها که مدت ها است ادعای «آزادمنشی» می کردند امروز در مقابل کوچکترین پدیده مذهبی، دینی، نژادی، فرهنگی و اجتماعی واکنش شدید نشان می دهند. سیاست های فرانسه، سوئیس، ایتالیا، دانمارک، انگلستان، هلند، آلمان در مورد حجاب اسلامی، مناره و مساجد مسلمانان ، آموزش و پرورش اقلیت ها، همه حکایت از بحران هویت خود اروپائی ها می کند تا گروه های مورد حمله و تحت نظارت و کنترل.
ادوارد گلیرز استاد رشته اقتصاد در دانشگاه هاروارد عقیده دارد که تفکر بسیاری از آمریکائی ها و اروپائی ها به اینکه انتخاب باراک اوباما به ریاست جمهوری ایالات متحده را به سمت «ترقی خواهان» و «چپ» حرکت خواهد داد، یک اشتباه بود. او معتقد است که بحران هویت آمریکا و اروپا خیلی عمیق تر از آن است که فکر می کنیم. دیدگاه های اروپا و آمریکا درباره «فقر»، «موفقیت» با یکدیگر فرق می کند. مطالعات او و همکارش «ارزولوت مر» نشان می دهد در کشورهائی که اقلیت ها و اقوام و نژادهای مختلف در آن فراوان است کمتر به رفاه عمومی پرداخته می شود. آمریکا یک مثال و مورد تاریخی است و اکنون کشورهای اروپائی با تنوع مهاجران و اقلیت ها به این سمت تمایل پیدا کرده اند. در حالی که اروپا به طرف «چپ» تمایل دارد، آمریکا بیشتر به طرف ایدئولوژی راست حرکت می کند و این شکاف در آینده بیشتر خواهد شد (اینترنشنال هرالد تریبیون، 17 فوریه 2010).
امروز بحران ناسیونالیسم و خودگرائی آمریکا، فرانسه، انگلستان و به طور کلی کشورهای غرب با هویت ملی کشورهای شرقی در تصادم است. در آستانه بازدید باراک اوباما از اندونزی که ماه آینده انجام خواهد شد، مقامات شهرداری جاکارتا اعلام کردند که مجسمه کودکی اوباما را که در یکی از پارک های شهر نصب شده است به علت مخالفت و انتقاد مردم به محوطه یکی از مدارس شهر انتقال خواهند داد. اوباما در 10 سالگی با مادر خود مدتی در اندونزی زندگی می کرده و طرفدارانش پس از انتخاب او به ریاست جمهوری آمریکا این مجسمه را در شهر جاکارتا نصب کردند ولی طبق گزارش روزنامه هرالد تریبیون مردم اندونزی عقیده دارند که اماکن و جایگاه های عمومی در شهر جاکارتا باید متعلق به شخصیت های ملی اندونزی باشد که به ملت خود خدمت کرده اند و «نه به خاطر اینکه یک خارجی بدون هیچ خدمتی فقط در اینجا به مدرسه رفته است» (اینترنشنال هرالدتریبیون، فوریه 6 و 7، 2010). در یک سال اخیر هر چه واشنگتن و کاخ سفید سعی کرده اند با شیوه های «روابط عمومی» و تبلیغات چهره آمریکا و اوباما را در سطح ملی و بین المللی بهبود بخشند، به همان اندازه و حتی بیشتر، سیاست های غیرعاقلانه، غیرقانونی و خشونت آمیز آمریکا تأثیر فوق العاده منفی در سراسر دنیا داشته است. زندان ها و زندانی های سری آمریکا در سایر کشورها مورد انتقاد شدید سازمان ملل متحد و کمیته های وابسته آن قرار گرفته و ایالات متحده جزو کشورهائی اعلام شده که اصول حقوق بشر را نقض می کنند (خبرگزاری رویتر، روزنامه ستار کوالالامپور، مالزی، 24 ژانویه 2010