مستندات سخنرانی «شیرین عبادی» در بهمن 56 منتشر شد

خبرگزاری فارس: در پی انتشار مطالبی درباره سخنرانی شیرین عبادی در سال 56 که اعلام کرده بود "آماده جانبازی در راه شاهنشاه آریامهرم "، وی این سخنرانی را کذب خواند. این در حالی است که کیهان طی دو روز اخیر اقدام به انتشار این مستندات کرده است.


به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، به دنبال انتشار یادداشتی با عنوان "اراذل و اوباش چه کسانی هستند؟ " در روزنامه کیهان که در آن از سخنرانی شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل در سال 1356 و در حمایت از محمد رضاشاه و اهانت به انقلابیون سخن به میان آمده بود، شیرین عبادی در گفتگو با خبرگزاری فارس، ضمن کذب خواندن این خبر اظهار داشت: " مرده شور شاهنشاه آریامهر را ببرد؛ من در هیچ‌کجا نگفته‌ام که جانباز شاهنشاه آریامهرم ".
وی گفت: من همیشه افتخار می کنم که حامی انقلاب اسلامی ایران بوده‌ام.
پس از انتشار مصاحبه شیرین عبادی در خبرگزاری فارس، پیام فضلی‌نژاد نیز طی گفتگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس اعلام کرد "مستندات سخنرانی شیرین عبادی در سال 56 در روزنامه کیهان منتشر می‌شود ".
روز سه‌شنبه پنجم مردادماه اولین بخش از این مستندات با عنوان "حامی کدام انقلاب؟ " منتشر شد و امروز چهارشنبه ششم مردادماه 87 نیز بخش دوم این مستندات در معرض دید عموم قرار گرفت.
متن کامل پاسخ مستند کیهان به شیرین عبادی به شرح زیر است:
نویسنده مقاله:پیام فضلی نژاد

«قسمت اول؛ حامی کدام «انقلاب»؟!
انتشار یادداشت «اراذل و اوباش چه کسانی هستند؟!» در روزنامه «کیهان» (1 شهریور 1387) که در آن یکی از سخنرانی‌های «شیرین عبادی» در سال 1356 را بازخوانی کردیم، سبب سرگشتگی اردوگاه اپوزیسیون شد. یک روز پس از نشر این یادداشت، «شیرین عبادی» در گفت‌وگویی با «خبرگزاری فارس» گفت:
«من هیچ‌وقت و در هیچ کجا نگفته‌ام که جانباز شاهنشاه آریامهرم. من همیشه افتخار می کنم که حامی انقلاب اسلامی ایران بوده‌ام... مرده شور شاهنشاه آریامهر را ببرد. درسال 1356 امیدوار بودم فضایی که در ایران به وجود خواهد آمد، فضایی حاکی از صداقت و پاکدامنی سرچشمه گرفته از آموزه های اسلام باشد.»
عبادی در این گفت‌وگو همچون گذشته روزنامه «کیهان» را تهدید به شکایت کرد و اظهار داشت: «نشر اکاذیب با پول بیت المال قابل پیگیری است. قطعا از این روزنامه (کیهان) و سایت هایی که به انتشار اخبار کذب علیه من دست زده و می زنند شکایت می کنم.»
مدعای ما در یادداشت «اراذل و اوباش چه کسانی هستند؟!» همان بود که «شیرین عبادی» روز یکشنبه (2 شهریور 1387) آن را به صراحت تکذیب کرده است: «جانبازی در راه شاهنشاه آریامهر» و مدعای جدید و حیرت انگیز خانم عبادی اکنون این است که «همواره حامی انقلاب اسلامی ایران بوده» است! روایت های تاریخی که از آن روزگار به جا مانده را مروری می کنیم تا این دو ادعا در معرض افکار عمومی، به محک آزمون گذاشته شود. با کدامین مستندات و چرا چنین قضاوت کردیم که برنده جایزه صلح نوبل، «جانبازی» برای محمدرضا شاه بوده که در اوج انقلاب اسلامی ایران، از انقلاب شاه و ملت تجلیل کرد و از انقلابیون مسلمان «ابراز تنفر و انزجار» نمود؟
در آن مقاله گفتیم که روز 17 دی ماه 1356، روزنامه «اطلاعات» مقاله ای را تحت عنوان «ارتجاع سرخ و سیاه در ایران» و به امضای مستعار «احمد رشیدی مطلق» منتشر کرد که در آن ساحت قدسی حضرت امام خمینی(ره) مخدوش شد. دو روز بعد، قیام 19 دی ماه مردم قم در اعتراض به این اهانت بی سابقه رخ داد؛ قیامی که شاه آن را وحشیانه سرکوب کرد و زنان و مردان انقلابی را به خاک و خون کشید. متعاقباً روز 27 دی ماه، بازار تهران در واکنش به قتل عام های خونین شاه، سیاه پوش و تعطیل شد.
پس از تعطیلی بازار تهران، حضرت امام خمینی(ره) در مسجد شیخ انصاری (نجف اشرف) سخنرانی ای را به مناسبت «فاجعه کشتار مردم قم» ایراد فرمودند. رهبر کبیر انقلاب، ضمن تشریح جنایات رژیم پهلوی، به تحلیل ماهیت سیاه «انقلاب سفید» پرداختند و موضوع «آزادی زن» را تبیین کردند. ایشان از هتک حرمت بانوان گفتند و فرمودند که بر اساس این سیاست ها، «حجاب انسانیت» دریده شد. امام(ره) «آزادی زن» پدید آمده از «انقلاب سفید» را یک «مضحکه» خواندند و فرمودند: «این ها از این طرف آدم کشی می کنند... از آن طرف فشار می آورند به زن ها که باید بی حجاب بشوید، از آن طرف آزادی نسوان، آزادی نسوان! این ها مضحکه است، این آزادی مضحکه است. آزادی نیست... گریه دارد این و حیا در کار نیست. اصلاحاتشان هم یک همچو اصلاحاتی است که همه آن مفسده است. آن وقت می گویند که همه علما موافق با اصلاحاتی است که ماکردیم و با انقلاب سفید. در تمام ایران اگر یک عالم تو پیدا کردی که موافق با انقلاب خونین تو باشد، حق داری بگویی همه علما!»(1)
سخنرانی امام خمینی(ره) که درآستانه جشن های «انقلاب سفید» در نجف اشرف ایراد شد، دربار پهلوی را در بهت و شوک فرو برد. فعالان حوزه زنان در رژیم به سرکردگی «مهناز افخمی» (وزیر مشاور زنان در کابینه هویدا و دبیرکل سازمان زنان) کوشیدند تا با برگزاری اجتماعاتی نشان دهند که اکثریت زنان ایرانی به اصول برآمده، از «انقلاب سفید» پایبندند.
از این رو، روز دوم بهمن 1356، روز «قدردانی بانوان کشور از فرآیند های انقلاب شاه و ملت و تجلیل از خدمات ارزنده دودمان پرافتخار پهلوی» لقب گرفت و روزنامه هایی چون «رستاخیز» (ارگان رسمی حزب رستاخیز ایران) اعلام کردند که «جامعه زنان ایران در اجتماعات بزرگی به منظور پاسخگویی به فعالیت های ارتجاعی علیه نهضت زنان» شرکت خواهد کرد. این اجتماعات ادامه همان خط تبلیغاتی شاه از روز 17 دی 1356 بود که واژه «ارتجاع سیاه» را به انقلابیون مسلمان ایران، اطلاق می کرد.
روز دوم بهمن 1356 چنانکه روزنامه «رستاخیز» نیز در شماره 823 (2 بهمن 1356، صفحه 1) خودروایت کرده است، «سازمان زنان ایران» کمیته های خود را در نهادهای دولتی رژیم فعال کرد تا مراسم «قدردانی زنان از انقلاب سفید» از سوی زنان حامی سلطنت پهلوی برگزار شود و به مثابه مراسمی علیه «فعالیت های ارتجاعی» خود را به رخ زنان انقلابی و مسلمان بکشند! آن هنگام «شیرین عبادی» مسئول «کمیته زنان دادگستری» بود و وظیفه برپایی این مراسم را در «کاخ دادگستری» رژیم ستم شاهی برعهده داشت. متعاقباً روزنامه «رستاخیز» نوشت:
«از سوی گروه های مختلف زنان در سراسر کشور، امروز دوم بهمن ماه به عنوان روز اعتراض عمومی علیه مخالفان نهضت آزادی و تساوی حقوق زنان انتخاب شد. زنان کشور با تشکیل اجتماعاتی در وزارتخانه ها و سازمان های مملکتی، کارگاه ها و سازمان های بخش خصوصی و دولتی و همچنین در سازمان زنان و جمعیت های وابسته به آن در تهران و نقاط مختلف ایران، به عنوان اعتراض به تبلیغات بیگانگان و عوامل استعمار و ارتجاع سیاه، اقدامات استعماری را برای تخطئه کردن حقوق زنان محکوم می سازند.»(2)
همزمان با انتشار خبر تجمع زنان حامی سلطنت علیه زنان انقلابی ایران، صبح روز دوم بهمن 1356، حضرت امام خمینی(ره) پیامی را با موضوع «نوید پیروزی» خطاب به ملت ایران صادر کردند. در ابتدای این پیام، ایشان با اشاره به تجمعاتی که توسط حامیان اندک شاه در حمایت از سیاست های رژیم پهلوی برگزار می شود، فرمودند: «مضحک و بسیار رسوا، این مانورهای وقیحانه و بچه گانه است که پس از داغ باطله از طرف عموم ملت خوردن، به راه انداخته اند و مشتی سازمانی و اراذل و اوباش از خودشان و جمعی ضعفا و بیچارگان را با زور سرنیزه، از اطراف جمع آوری می کنند و در شهرها به فریاد و جنجال جاوید شاه وادار می کنند.»(3)
در آن پیام تاریخی که همزمان با مراسم تجمع زنان سلطنت طلب صادر شد، امام خمینی(ره) با اشاره صریح به دسیسه های رژیم شاه علیه بانوان و زنان مبارزه ایران، نوشتند:
«ملتی که حتی بانوان محترمه اش با تظاهرات محجوبانه، بیزاری خود را از رژیم شاه اعلام می کنند، پیروز است. ملتی که مادران و خواهران شیردلش افتخار به مرگ جوانان برومندش می کند که در صف شهدا هستند، پیروز است.»
روز دوم بهمن 1356، دو طایفه از «زنان» رو در روی یکدیگر صف کشیده بودند. یک طایفه که اکثریت زنان ایرانی را نمایندگی می کردند، مخاطبان پیام تاریخی رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران بودند و طایفه دیگر حامیان سلطنت به شمار می رفتند. اقلیتی محدود که با فضاسازی تبلیغاتی، تهدید و تطمیع، می کوشیدند تا عده ای از زنان شاغل در دولت را گردهم آورند و مراسم آن روز را تحت عنوان «مبارزه با فعالیت های ارتجاعی علیه آزادی زنان» و «ستایش از انقلاب سفید» را سامان دهند.
روز دوم بهمن 1356 زنان حامی سلطنت علیه زنان انقلابی «اعلام جهاد» کردند! آن روز «شیرین عبادی» که اکنون مدعی است «همواره حامی انقلاب اسلامی» بوده و «جانباز شاهنشاه» نبوده است، کجا ایستاده بود و تعلق خاطر به کدام طایفه داشت؟
روز سوم بهمن 1356، روزنامه «رستاخیز» (شماره 824) تیتر دوم روی جلد خود را به گزارش اجتماعات حمایتی زنان حامی سلطنت از سیاست های رژیم ستم شاهی اختصاص داد و نوشت: «برای پاسخگویی به تحرکات دشمنان ایران: تظاهرات عظیم زنان در سراسر کشور برگزار شد.» در وزارتخانه ها و سازمان های دولتی، کمیته های زنان ایرانی که متشکل از زنان وابسته به دربار ستم شاهی بودند، فعال شدند و هر کمیته دبیری داشت تا این مراسم را سازمان دهد. گفتیم که در دادگستری، آن روز «شیرین عبادی» دبیر کمیته زنان بود.
روزنامه «رستاخیز» برای روایت تجمعات دوم بهمن 1356، یک صفحه رابه گزارش این رخداد اختصاص داد. «شیرین عبادی» در کنار «میمنت چوبک» (بازپرس دادسرای تهران) راهی سالن اجتماعات «کاخ دادگستری» شد تا در گردهم آیی «پاسخگویی به فعالیت های ارتجاعی علیه نهضت زنان» سخنرانی کند. آن روز که روز «قدردانی بانوان کشور از فرآیندهای انقلاب شاه و ملت و تجلیل از خدمات ارزنده دودمان پرافتخار پهلوی» نیز بود، روزنامه «رستاخیز» (شماره 824، صفحه 4) در گزارشی ویژه نوشت:
«... خانم شیرین عبادی، رئیس شعبه 24 دادگاه شهرستان و دبیر کمیته زنان دادگستری، مطالبی در مورد اهمیت نقش زنان در پیشبرد اصول انقلاب مقدس شاه و ملت بیان داشته و ضمن ابراز تنفر از تحریکات ضد ایرانی دشمنان وطن و عوامل آن ها، یکبار دیگر آمادگی خود را برای جانبازی در راه شاهنشاه آریامهر و وطن اعلام داشتند.(4)»
گزارش این سخنرانی را خبرگزاری «پارس» (پانا) نیز در آن روز مخابره کرد. «شیرین عبادی» در اوج انقلاب اسلامی ایران، برای دستیابی به مناصب بالای قضایی در رژیم ستم شاهی راه خود را انتخاب کرده بود. او از زنان نجیب مسلمانی که راه خود را در اندیشه امام خمینی(ره) یافته بودند، «ابراز تنفر» کرد و انقلاب سیاه و خونین شاه (انقلاب سفید) را که دنبال تئوریزه کردن فحشای زنانه بود، ستود.
اما این پایان ماجرا نبود. آن روز رسانه ها، بیانیه «مهنار افخمی» مشاور هویدا را در کسوت «دبیر کل سازمان زنان ایران» از طرف جامعه زنان به «پیشگاه شاهنشاه آریامهر» منتشر کردند. چنانکه روایت شد، این سازمان در نهادهای دولتی شاه، کمیته هایی را مانند «کمیته زنان دادگستری» پدید آورده بود که محافظی تبلیغاتی و کنترلی برای اعمال اجباری سیاست های رژیم در حوزه زنان به شمار می رفت؛ محافظی که مسئولانش هویت دینی زن ایرانی را مسخ و نسخ می کردند و در پیام تاریخی 56.11.2 حضرت امام(ره) تعبیر به «مشتی سازمانی و اراذل و اوباش» شده اند.
در این بیانیه که روز سوم بهمن 1356 و در کنار خبر سخنرانی «شیرین عبادی» در روزنامه «رستاخیز» منتشر شده، از زنان مسلمان انقلابی با عنوان «سیاه پوشش های زبونی آفرین» یاد شده است! دبیر کل «سازمان زنان ایران» در آن بیانیه با «اعلام جهاد» علیه زنان انقلابی ایران می نویسد:
«ما زنان با همبستگی کامل در گروههای متشکل و منظم در سراسر کشور، برای تحکیم موقعیت سیاسی و اجتماعی خود و برای ابراز انزجار از وقایعی که بر علیه نهضت آزادی زنان رخ داده است، روز دوم بهمن را برگزیده ایم تا به مرتجعین و عمال بیگانه که خواستار بازگشت زن به دوران دوزخی گذشته هستند، با صدای رسا اعلام جهاد کنیم.(5)»
بنابراین، در روز دوم بهمن که دو طایفه، یکی اکثریت زنان (انقلابیون مسلمان به عنوان مقلدان امام) و دیگری اقلیت حامیان سلطنت (شاغلان در رژیم و جانبازان شاه) رو در روی یکدیگر ایستادند، «شیرین عبادی» اردوگاه اقلیت را برگزید. او نه تنها از انقلابیون «تنفر» داشت، بلکه در کنار چهره هایی چون «مهناز افخمی» ایستاد، کسی که به نمایندگی از اجزاء «سازمان زنان ایران»- که عبادی نیز جزیی از آن بود- علیه زنان مبارز ایران که آن روزها زیر چکمه های دژخیمان پهلوی لگدمال می شدند، «اعلام جهاد» کرد. همه این ها، روایت های تاریخی است که روز دوم و سوم بهمن 1356 در روزنامه هایی چون «رستاخیز» و خبرگزاری پارس به تفضیل منتشر شده است.
دیری است که پرسش های ما از «شیرین عبادی» (به عنوان یکی از کارگزاران فمینیسم افراطی در ایران) بی پاسخ مانده است. هرگاه که روزنامه «کیهان» یادداشت و پژوهشی را پیرامون «پروژه آمریکایی فمینیسم رادیکال در ایران» منتشر می سازد، وی به جای ارائه پاسخی مستند پیرامون آن نوشتارها، با راه انداختن یک جنگ روانی جدید، رویه فحاشی به آقای شریعتمداری را پی می گیرد یا مدعی می شود که اگر کشته شود، «کیهان» قاتل اوست! این جنگ روانی که برای انصراف «کیهان» از بازخوانی «نیمه پنهان» وابستگان به اردوگاه استکبار جهانی است، تاکنون ناکام مانده است و لیست پرسش های بی پاسخ ما از «شیرین عبادی» همچنان باقی است:
1- خانم عبادی! چرا دروغ می گویید؟! چرا تاریخ را جعل می کنید؟! چرا تاریخ را به روایت دلخواه خود منتشر می کنید؟! شما حامی کدام «انقلاب» بودید؟! «انقلاب سفید» یا «انقلاب اسلامی ایران»؟! می گویید آن روزها دل به «آموزه های اسلام» بسته بودید که فضایی نیکو را به وجود آورد! آموزه های عملی شما همان بود که حضرت امام خمینی(ره) به صراحت آن را توطئه شاه برای اغفال مردم خواندند و طرد کردند. اسناد بر جای مانده از عصر پهلوی، به تصریح بیانگر آن است که شما نه تنها حامی انقلابی بودید که امام خمینی آن را «انقلابی خونین» برای دریدن «حجاب انسانیت» خواندند، بلکه شما «جانباز» شاه مخلوع برای اهداف خونینش بودید و در کنار سلطنت طلبانی چون «مهناز افخمی» وزیر مشاور هویدا علیه زنان انقلابی ایران «اعلام جهاد» کردید!
2- خانم عبادی! خانم «افخمی» که در حال حاضر ریاست بنیاد مطالعات ایران وابسته «اشرف پهلوی» را برعهده دارد، آن روزها به نمایندگی از زنان سلطنت طلب که شما نیز جزیی از آن بودید، علیه اسلام و انقلاب «اعلام جهاد» کرده بود. وزیر مشاوری که البته پس از اعلام جهادش، به سرعت از ایران گریخت!!! اما، شما چرا، شما هنوز هم در تعامل با «مهناز افخمی» و «بنیادهای وابسته به فراریانی» هستید که با حمایت دشمنان این ملت به مبارزه با آن برخاسته اند، تا جایی که در سال 1375 نیز به دعوت «بنیاد اشرف پهلوی» در کنفرانسی در شهر سیاتل آمریکا هم صدا با آمریکا گفتید که قانون اساسی جمهوری اسلامی، سراسر نقض حقوق بشر و حقوق زنان است و مدعی شدید که به این دلیل گریه می کنید؟!
3- چرا به ارکان نظام و احکام اسلام حمله می‌کنید؟! چرا در مهر 1378 که «کمیته خطر جاری» در آمریکا حمله به ارکان نظام و تخریب سپاه پاسداران و بسیج را در دستور کار خود گذاشت، شما گفتید که «بسیج» تشکیلاتی است که با روح صلح طلبی منافات دارد و مخالف کنوانسیون حقوق کودک است! چرا برای نسخ مجازات های ضروری اسلام، چون اعدام و قصاص داد و فریادهای بیهوده می‌کنید؟! چرا از ناقضان امنیت ملی، تروریست‌ها، اشرار و فواحش حمایت می‌کنید و وکالت آنان را «مجانی» برعهده می‌گیرید؟!
و «چرا»های بسیار دیگر که در این مجال نمی گنجد، اما خانم عبادی! ما دوست داریم، نه شما که همه فعالان اپوزیسیون را از زاویه ای که روز یکشنبه (3 شهریور 87) در مصاحبه با «خبرگزاری فارس» گشودید ببینیم. ای کاش، سی سال پیش که مرده شور شاه را بردند، صادقانه چنین می گفتید! امروز لگد زدن به مرده، آسان است. گرچه حیرت انگیز نیز به نظر می رسد! چرا که شما در سفرهای سالهای اخیر به خارج با بازماندگان و وابستگان رژیم شاهی نظیر خانم افخمی و احسان یارشاطر بهایی ملاقات کرده و عکس‌های یادگاری نیز می‌گیرید. خانم عبادی! به اربابان شاه که زنده هستند و شما اکنون سر سفره آنان و پشت به این ملت مبارز نشسته‌اید، لگد بزنید. شما که می‌دانید: از پایان راه رفته نیز می‌توان بازگشت.
پانوشت‌ها:
1- صحیفه امام، جلد سوم، ص 305
2- روزنامه رستاخیز (ارگان حزب رستاخیز) 1356.11.2 صفحه 1
3-صحیفه امام، جلد سوم، صص 317-316
4- روزنامه رستاخیز 1356.11.3، شماره 824 صفحات 4 و 1
5- همان