دفاعیات مدیر مسئول کیهان در دادگاه - قسمت چهارم
بانوی صلح ! یا وطن فروش ؟!

تاکنون 3 قسمت از دفاعیات مدیرمسئول کیهان در دادگاهی که با شکایت شیرین عبادی از وی تشکیل شده بود، به چاپ رسیده است و آنچه پیش روی دارید قسمت چهارم از دفاعیات مورد اشاره است.
گفتنی است وقتی شریعتمداری اسنادی را ارائه کرد که از وابستگی شیرین عبادی به صهیونیست ها حکایت می کرد و در وطن فروشی وی تردیدی باقی نمی گذاشت، نسرین ستوده یکی از وکلای شیرین عبادی خطاب به شریعتمداری گفت؛ این اتهامات نیاز به سند دارد و در ادامه گفت مثلاً ، سند دریافت پول از بیگانگان چیست؟ و هنگامی که مدیرمسئول کیهان متن سند مورد اشاره خود را که برگرفته از اظهارات شیرین عبادی بود، قرائت کرد، نسرین ستوده در یک اقدام نمادین که به نظر می رسید از قبل طراحی شده بود، اعلام کرد که به عنوان مخالفت جلسه دادگاه را ترک می کند. این اقدام وی در حالی صورت گرفت که 3 وکیل مدافع دیگر شیرین عبادی در دادگاه حضور داشتند و اگر حرکت وی برای جوسازی نبود، قاعدتاً 3 وکیل دیگر نیز باید جلسه را ترک می کردند!
شریعتمداری دفاعیات خود را به شرح زیر ادامه داد؛
4- در بخش دیگری از شکوائیه خانم شیرین عبادی علیه کیهان آمده است؛ «در روزنامه کیهان مورخ 13/5/87 عنوان شده که صهیونیست ها برای اعطای جایزه صلح نوبل به شیرین عبادی تلاش گسترده ای داشتند تا آنجا که تلاش پی گیر و گسترده آنان، تردید برخی محافل غربی را نیز برانگیخته بود.» خانم عبادی در ادامه می نویسد: «این مطلب نادرست، توهین آمیز بوده و مدیرمسئول کیهان باید مستندات خود را ارائه کند و ثابت کند صهیونیست ها تلاش گسترده ای برای دادن جایزه به من داشته اند.»
درباره این بخش از شکایت خانم شیرین عبادی نظر ریاست محترم دادگاه و اعضای گرامی هیئت منصفه را به موارد زیر جلب می کنم.
الف: خانم شیرین عبادی یک حقوقدان است و 4 حقوقدان دیگر را نیز به عنوان وکلای مدافع خود در این پرونده معرفی کرده است. بنابراین و به یقین انتظار ندارند اینجانب برای اثبات تلاش پی گیر و بی وقفه صهیونیست ها با هدف اعطای جایزه صلح نوبل به ایشان، مثلا یک سند طبقه بندی شده با مهر به کلی سری و امضای رئیس موساد و یا آژانس بین الملل یهود را به دادگاه ارائه کنم! خانم عبادی و 4 وکیل مدافع ایشان به خوبی می دانند که راه اثبات جرم منحصر به ارائه اسناد سری و طبقه بندی شده نیست، بلکه در بسیاری از موارد، ارائه شواهد متقن، اسناد آشکار مستحکم، اظهارات متهم و جهت گیری و مواضع کسانی که دستور ارتکاب جرم را صادر کرده اند ، در هدایت بازجویان و بازپرسان برای کشف جرم و شناسایی مجرمان نقش برجسته تر و گویاتر از اسناد طبقه بندی شده دارند. به عنوان مثال کدام جاسوس را سراغ دارید که بازداشت، محاکمه، اثبات جرم و نهایتاً، مجازات وی با استناد به اسناد طبقه بندی شده ای صورت گرفته که از سازمان اطلاعاتی مأموریت دهنده کشف و به دست آمده باشد؟!
کیهان نیز اسناد و شواهد فراوانی ارائه می دهد که در حمایت و تلاش صهیونیست ها و سایر قدرت های بیگانه برای اعطای جایزه صلح نوبل به خانم شیرین عبادی کمترین تردیدی باقی نمی گذارد ، چرا که بنابه این قول حکیمانه و رایج در میان حقوقدانان «نحن ابناء الدلیل، نمیل حیث یمیل» ما فرزندان دلیل هستیم و به آن سوی می رویم که دلایل ما را می برند.
ب: یکی از روش های شناخته شده و کارآمد برای کشف «ستون پنجم دشمن»، همخوانی در مواضع و عملکرد است. بهره گیری از این فرمول در همه جای دنیا مرسوم است چرا که فرد، گروه و یا جریان وابسته و یا برانگیخته از سوی دشمن دقیقاً به همین منظور به کار گرفته می شود.
اکنون از خانم شیرین عبادی سؤال می کنم که کدامیک از مواضع و عملکرد ایشان با اهداف رسماً اعلام شده و عملا دنبال شده آمریکا و صهیونیست ها علیه جمهوری اسلامی ایران و مردم شریف این مرز و بوم همخوانی نداشته است؟!
چه کسی می تواند انکار کند که بیشترین دشمنی و کینه توزی صهیونیست ها متوجه «اسلام ناب محمدی(ص)» و ماهیت ظلم ستیز آن است؟ یعنی همان عاملی که به اعتراف صریح دشمنان، اصلی ترین عامل سقوط رژیم دیکتاتور و آمریکایی شاه، آزادی و استقلال مردم، حاکمیت آنان بر سرنوشت خود، مقابله جانانه و مثال زدنی در برابر توطئه های سی و چند ساله آمریکا و اسرائیل و سایر متحدان اروپایی آنها، نظیر تدارک چند کودتا، محاصره اقتصادی، غائله تروریست ها، جنگ تحمیلی، بمباران و موشک باران شهرها، جنگ نفت کش ها، چالش هسته ای و... بوده است. بدیهی است که تکیه بر اسلامی با این مشخصات بیشترین و شدیدترین کینه آمریکا و اسرائیل را در پی داشته باشد. آیا هیچ صاحب نظری می تواند نقش آفرینی همین اسلام ناب محمدی(ص) در بیداری جهان اسلام، برانگیختن ملت های مسلمان و توده های محروم و پا برهنه علیه دیکتاتورها و استعمارگران را مورد تردید قرار دهد. آیا الگو گرفتن انتفاضه در فلسطین، حزب الله در لبنان، موج گسترده اسلامگرایی در ترکیه، الجزایر، تونس، عراق، افغانستان، لبنان، اردن و به قول آلوین تافلر نه فقط در جهان اسلام، بلکه در تمامی دنیای دین باوران از اسلام ناب محمدی(ص) قابل تردید است؟ اولیورکوهن به حق می گوید؛ دکترین پایان تاریخ فوکویاما را فراموش کنید، در آغاز هزاره سوم شاهد قطب قدرتمند اسلام به رهبری ایران هستیم و اباابان نخست وزیر وقت اسرائیل با همه ناحق بودن حق داشت! که می گفت؛ انقلاب اسلامی ایران زلزله ای برپا کرده است که بیشتر از همه، تل آویو را می لرزاند و به سقوط می کشاند! آیا ایران امروز قدرتمندترین کشور منطقه نیست؟ و آیا این اقتدار از باورهای اسلامی مردم ریشه نمی گیرد؟ آیا صدها کانال تلویزیونی، صدها ایستگاه رادیویی و هزاران سایت اینترنتی، همه روزه میلیون ها کلمه و فیلم و گزارش علیه جمهوری اسلامی ایران با نشانه روی به اسلام ناب محمدی(ص) تولید و پخش نمی کنند؟! آیا ایران اسلامی در عرصه علم و تکنولوژی پیشتازترین کشور منطقه و در برخی از زمینه ها کشور پنجم و ششم و هشتم جهان نیست؟ آیا فتنه اخیر با همه گستردگی که داشت و تمامی دشمنان خارجی و بیرونی که به روش جنگ احزاب در صدر اسلام به دمیدن در آتش آن برخاسته بودند، قدرتمندترین کشورها را به زانو درنمی آورد و همین فتنه در ایران اسلامی به زانو درنیامد؟ کدامیک از این همه اقتدار و عظمت و مردم سالاری که دشمنان نیز ناچارا به آن اعتراف می کنند قابل انکار است؟ و آیا این همه که فهرست کردن آن نیز مثنوی هفتاد من کاغذ است تنها و تنها به برکت اسلام ناب محمدی(ص) و باورهای عمیق و دلدادگی مردم این مرز و بوم به اسلام ناب نیست؟ خدا بر درجات امام راحل ما رضوان الله تعالی علیه بیفزاید که در مواردی اینگونه خطاب به آمریکا و اسرائیل می فرمود؛ اگر می گوئید چیزی نشده پس چرا اینقدر سر و صدا و هیاهو به راه انداخته اید؟!
اکنون بار دیگر به بیانیه کمیته اهدای جایزه صلح نوبل بازمی گردم. این بیانیه در توضیح دلایلی که منجر به انتخاب خانم شیرین عبادی برای دریافت جایزه صلح نوبل سال 2003 میلادی شده است تصریح می کند که «خانم شیرین عبادی نماینده اسلام اصلاح شده است و در راستای تفسیر جدید از قوانین اسلامی بحث و جدل می کند»! و خانم شیرین عبادی نیز در سخنان خود بعد از دریافت جایزه صلح نوبل همنوا با بیانیه یاد شده تاکید می کند که «ما در ایران قوانین خوبی نداریم. بعضی از مردم فکر می کنند این قوانین برگرفته از اسلام است، اما به نظر من این قوانین ناشی از تفسیر نادرست ما از قوانین اسلامی است»!
همین خانم شیرین عبادی در مصاحبه با روزنامه آمریکایی «بالتیمور سان» می گوید که او نیز همانند سیاستمداران واشنگتن، مذهبی های افراطی خاورمیانه را محکوم می کند و معتقد است در حال حاضر اصلاح طلبان مسلمان در سراسر جهان در حال ساختن جنبشی هستند که با تفسیر و تعبیر صحیح از قرآن و فقه اسلامی در مقابل حکومت های اسلامی بایستند. مسلمانان باید اسلام واقعی را بیاموزند و متوجه شوند که کلید بهشت در دست حکومت ها و گروههای اسلامی نیست!
شیرین عبادی در گفت وگو با هفته نامه فرانسوی «لوموند» خواستار لغو قوانین جزایی اسلام و قوانین شرعی شده است.
ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه؛
آیا تاکید کمیته صلح نوبل در بیانیه اعطای جایزه و اظهارات خانم شیرین عبادی در تائید آن به مفهوم مقابله با اسلام ناب محمدی(ص) یعنی همان خواست بارها اعلام شده و دنبال شده آمریکایی ها و صهیونیست ها نیست؟ بدیهی است که دشمنان نیز در پی حذف نام اسلام نیستند، زیرا می دانند که نمی توانند. آنان به گواهی هزاران شاهد و سند و قرینه، قرائت تحریف شده ای از اسلام را دنبال می کنند که مخصوصا عناصر و آموزه های ظلم ستیزی، مقاومت در برابر باج خواهی و ایستادگی در مقابل زورگویی قدرت های استکباری و استعمارگر از آن حذف شده باشد. باور بفرمائید این یکی از آموزه های جنگ نرم است.
مگر چند سال قبل صهیونیست ها قرآنی با حذف آیات جهاد منتشر نکردند؟ مگر همین مدعیان اصلاحات که خانم عبادی از ضرورت فراگیر شدن اصلاحات مورد نظر آنها سخن می گوید، اصرار نداشتند که قرائت های دیگری از اسلام ارائه دهند. اینجانب همه آن قرائت ها را بررسی کرده ام و با جرأت می گویم که تمامی آنها در یک نقطه مشترک هستند و آن حذف عناصر و آموزه های ضداستکباری و ظلم ستیزانه اسلام است. یعنی دقیقا همان که خانم عبادی البته با ناشی گری سنگ آن را به سینه می زند.
آیا خانم شیرین عبادی با توجه به نمونه های مستندی که ارائه شد در این زمینه با صهیونیست ها همراه و همخوان نبوده است؟
ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه،
امروزه دیگر دوران تحریف قرآن و آموزه های اسلامی از طریق آیه سازی و حدیث پردازی گذشته است. دیگر مسیلمه های کذاب در مقابل سوره مبارکه فیل، به اصطلاح سوره «الفیل ماالفیل، خرطومه طویل و له ذنب قصیر!» جعل نمی کنند و مانند بهائیان چند دهه قبل آیه «یخرج من الرشت و المازندران زنجفیلا»! نمی آورند. امروزه به قول مبارک حضرت امام قدس سره، در مقابل اسلام ناب محمدی(ص)، جریان موازی «اسلام آمریکایی» را می سازند و به میدان می آورند. اسلام آمریکایی یعنی همان اسلامی که صهیونیست ها توصیه می کنند و خانم شیرین عبادی از ضرورت ترویج آن دم می زند. اسلام آمریکایی هم مانند اسلام ناب محمدی(ص)، نماز و روزه و خمس و غسل و احکام شکیات نماز دارد و فقط ظلم ستیزی و عدالت خواهی که آفت جان قدرتها است از آن حذف شده است. «سراب» است که ظاهر آب را دارد ولی تشنه را به جای سیراب کردن، در بیابان سرگردان کرده و نهایتا به مرگ می کشاند.
ریچارد هاوس رئیس شورای روابط خارجی آمریکا
AMERICAN CONCIL ON FOREIGN RELATION در جدیدترین طرح پیشنهادی خود به کاخ سفید برای مقابله با ایران اسلامی توصیه می کند که هرگونه حمله مستقیم به اسلام نتیجه معکوس دارد و باید از جریاناتی در ایران حمایت شود که اسلام بدون مقابله با آمریکا و اسرائیل را ترویج می کنند.
به یقین امام راحل ما رضوان الله تعالی علیه این روزها را می دیدند. آن بزرگوار مخصوصا در آخرین سالهایی که در قید حیات بودند- البته بنده ترجیح می دهم که بگویم حیات در قید ایشان بود- بارها و بارها خطر اسلام آمریکایی را گوشزد می فرمودند و از آن با عنوان، اسلام مرفهین بی درد، اسلام سرمایه داران، اسلام دین به دنیافروشان، اسلام سازش و تسلیم، اسلام پذیرش ذلت در برابر باج خواهی زورمندان و... یاد می کردند.
خانم شیرین عبادی دقیقاً و بی کم و کاست این خواسته آمریکا و صهیونیست ها را که مقابله با اسلام ناب محمدی(ص) است، دنبال کرده است. البته، «جایی که عقاب پر بریزد، از پشه لاغری چه خیزد»؟
ج: سیاه نمایی درباره جمهوری اسلامی ایران و ارائه تصویری مخدوش، ضدانسانی، عقب افتاده از آن یکی دیگر از اهداف تعریف شده آمریکا، رژیم صهیونیستی و متحدان اروپایی آنها بوده و هست.
ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه!
آیا خانم شیرین عبادی و وکلای مدافع ایشان می توانند در میان مواضع چند سال گذشته خانم عبادی به عنوان برنده جایزه صلح نوبل، فقط یک نمونه- تاکید می کنم فقط یک نمونه- را آدرس بدهند که سیاه نمایی، توهم پراکنی و مخصوصاً تکرار دروغ های شاخدار و مضحک صهیونیست ها علیه جمهوری اسلامی ایران و مردم این مرز و بوم نباشد؟ سیاه نمایی های خانم عبادی در پاره ای از موارد به اندازه ای خصمانه بوده است که گاه دشمنان تابلوداری نظیر منوشه امیر مجری و مسئول رادیو اسرائیل نیز برای حفظ پرستیژ خود اظهارات وی را به گونه ای منتشر می کند که خیلی باعث آبروریزی نباشد، چرا که منوشه امیر -صهیونیست ایرانی الاصل و فرزند یعقوب ساچمه چی تهرانی، نزول خوار معروف سه راه سیروس در دوران طاغوت- در کار خود خبره است و می داند شاخ های دروغ اگر خیلی بلند باشد، برای گوینده آن گلوگیر و رسوایی برانگیز خواهد بود! در این باره اگرچه گفتنی بسیار است ولی برای اختصار تنها به چند مورد اشاره می کنم که مشتی خواهد بود، نمونه خروارها.
در ضیافت پارلمان سوئیس در شهر برن که به افتخار اعطای جایزه صلح نوبل به خانم شیرین عبادی برپا شده بود و علاوه بر جمعی از نمایندگان مجلس سوئیس، تعدادی از شخصیت های این کشور نیز حضور داشتند، ابتدا آقای «ماکس بندر» رئیس پارلمان سوئیس برای خوشآمدگویی پشت تریبون می رود و از خانم عبادی با عنوان «نماد ایستادگی و مقاومت برای دفاع از حقوق بشر در ایران»! یاد می کند و نوبت که به خانم عبادی می رسد، ضمن ایراد سخنانی درباره نقض حقوق و مخصوصاً حقوق زنان و کودکان در ایران، خطاب به جمعیت می گوید «من به خاطر نگرانی از وضعیت زنان ایران لباس سیاه پوشیده ام»!
تقریباً هیچ سخنرانی و مصاحبه ای از خانم شیرین عبادی را نمی توان آدرس داد که در آن علیه حقوق بشر در ایران اسلامی و مخصوصاً با قید اسلامی، سیاه نمایی نکرده باشد. او طی سخنانی ضمن تاکید بر فقدان آزادی بیان و اعمال سانسور همه جانبه در ایران، می گوید: «جایزه صلح نوبل باعث شد که حربه سانسور درباره من کارگر نباشد. من از طریق سفرهای متعددی که بعد از دریافت جایزه صلح نوبل انجام می دهم در گوشه و کنار جهان نظرات خود را درباره نامناسب بودن قوانین ایران اعلام می کنم»!
در گزارش های سالانه سازمان عفو بین الملل به روال همیشگی این سازمان، جمهوری اسلامی ایران در رتبه های دوم، سوم و چهارم تعداد اعدام شدگان معرفی می شود. خانم شیرین عبادی در فروردین ماه سال جاری طی مصاحبه ای با رادیو فردا گزارش سال گذشته سازمان عفو بین الملل که در آن ، از ایران به عنوان سومین رتبه اعدام ها یاد شده بود را با عصبانیت رد کرده و می گوید؛ جمهوری اسلامی ایران اولین رتبه جهانی را در اعدام افراد و مخصوصاً اعدام زیر 18 ساله ها دارد!
در همایشی که از سوی سازمان ملل در ژنو برپا شده بود، علی رغم آنکه موضوع همایش «آیا حقوق بشر جهانی است» اعلام شده بود، خانم عبادی برخلاف همه سخنرانان که در باره همان موضوع سخن گفتند، به سیاه نمایی علیه وضعیت حقوق بشر در ایران پرداخت و تا آنجا پیش رفت که جمهوری اسلامی را دیکتاتور نامیده و به «نسل کشی»! متهم کرد.
در پی این همایش برخی از سفرای کشورهای اسلامی مقیم ژنو با مراجعه به سفارت جمهوری اسلامی ایران از اظهارات شیرین عبادی ابراز تأسف کرده و سخنان وی را اهانت به تمامی ملت های مسلمان دانستند.
خانم شیرین عبادی با افتخار!! اعلام می کند که صدور قطعنامه سازمان ملل علیه وضعیت نقض حقوق بشر در ایران با استناد به گزارش هایی بوده است که ایشان برای آقای «بان کی مون» دبیر کل سازمان ملل متحد ارسال کرده بود.
ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه،
آیا سیاه نمایی علیه جمهوری اسلامی ایران یکی از اهداف صهیونیست ها نیست و آیا خانم شیرین عبادی در اجرای این مأموریت سنگ تمام نگذاشته است؟
ادامه دارد