هیچ خاصیتی نداشت جز رمزگشایی از نقاشی های بی معنا (خبر ویژه)

پس از یک سال پنهانکاری و انکار، ائتلاف میرحسین موسوی با سران گروهک های لیبرال و ضدخط امامی علنی شد.
بنابر گزارش سایت جرس- و سپس کلمه!-در ملاقات با موسوی، اعضای گروهک هایی نظیر نهضت آزادی، ملی-مذهبی و جنبش مسلمانان مبارز (از جمله عزت الله سحابی، محمد بسته نگار، محمدحسین رفیعی و حبیب پیمان) حضور داشته اند. موسوی در این ملاقات خواستار تمرکز روی مردمی که در منطقه خاکستری زیست می کنند شد و سپس به سران گروهک ها گفت: همه باید دور هم و در کنار و همدل یکدیگر باشیم و روی حداقل ها توافق کنیم.
وی همچنین با ادعای اینکه «ما مبلغ قرائت رحمانی از دین هستیم» و «خشونت و سرکوب در پوشش حکومت دینی ممکن است بخش قابل توجهی از جوانان ما را از هر دینی گریزان سازد» گفت: «باید انعطاف داشته باشیم و روی یک شکل و شمایل از جنبش تصلب پیدا نکنیم.»
سایت ضدانقلابی خودنویس ضمن انتشار این ملاقات و اظهارات رد و بدل شده، درباره اشاره موسوی به «منطقه خاکستری» و اینکه «باید انعطاف داشته باشیم و روی شکل و شمایل تصلب پیدا نکنیم» نوشت: سخنان موسوی با سخنان آنها که معتقد به شعار «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد» هستند، تفاوت دارد. او به واسطه سابقه هنری اش می گوید «نقاش های مدرن هنگام خلق اثر عمدتا دو رویکرد دارند؛ یک گروه آنچه را که مشاهده کرده اند و یا تصور کرده اند متحقق می سازند و به روی بوم می آورند؛ و گروه دیگر، کار را شروع می کنند و بدون تصوری از اثر نهایی به تدریج و بر روی بوم، نقاشی نهایی را سامان می دهند و متولد می کنند. آنچه در جنبش سبز در حال وقوع است را می توان از نوع رویکرد و روش گروه دوم توصیف کرد.»
خودنویس در عین حال نوشت: «موسوی هر از چند گاهی صحبت هایی می کند که به آرامی همه دارند به آن عادت می کنند! اگر در روزهای اول این بیانیه ها احساسات را برمی انگیخت شاید حالا دیگر چنین نباشد. در کل حرف های او بسیار شبیه به هم هستند. هیچ کدام از این بیانیه ها نه ضمانت اجرایی دارند نه دردی را دوا می کنند. فقط حرف است و حرف و دیگر هیچ! او فقط حرف می زند و بیانیه می دهد و سخنرانی می کند. آخر کار چه باقی می ماند! موسوی، بیانیه و دیگر هیچ!» البته این سایت یک خاصیت مهم بیانیه ها و اظهارات موسوی به ویژه اظهارنظر اخیر را فراموش کرده و آن اینکه بالاخره توجیه آن همه نقاشی ها و مجسمه های درهم برهمی که وی در طول سال ها رسم می کرد یا می ساخت، معلوم شد. یعنی اینکه وقتی نمی توانی هنرمند نقاش یا مجسمه ساز قابلی باشی، کار خلاف رویه کن تا از این طریق جلب توجه کنی!
گفتنی است یک هفته پیش عزت سحابی در مصاحبه با رادیو زمانه اظهار داشته بود «ما الان به موسوی اعتقاد داریم در حالی که در سال 87 مشکوک بودیم که آیا از ایشان خواسته شده بیاید که نظام از شر آقای خاتمی خلاص بشود یا خیر. و ایشان هم اوایل همیشه می گفت من اصولگرا هستم اما به تدریج گفتارش تغییر کرد. البته ما هم تذکراتی دادیم که واقعا موثر واقع شد. آقای موسوی اعتقادی به مرزبندی خودی و غیرخودی و با نهضت آزادی ندارد. من شواهدی دارم که موسوی این طور نیست. موسوی با ما در مورد تغییر قانون اساسی و مخالفت با اصل 110 موافق است... راستش اکنون زمان تحول نیست اما فکر می کنم چاره ای نداریم غیر این که گیر بدهیم»!