آقای تروا! یعنی تو این آسیاب را نچرخاندی؟! (خبر ویژه)

بهاءالله مهاجرانی عضو حلقه ماسونی لندن ادعا کرد آمریکا وضع موجود را در ایران ترجیح می دهد و سیاست هسته ای واشنگتن آب به آسیاب امثال احمدی نژادها می ریزد.
مهاجرانی نوشت: «آمریکا علاقمند است ایران با یک انفجار روبرو و به چند قسمت تقسیم شود. در این باره نشانه هایی هست. آمریکا در دنیای الفاظ نسبت به ایران از زبان تهدید استفاده می کند. اما در واقعیت امر، نشانه هایی ارسال می کند که حکایت دیگری است. مثلاً آزاد شدن پاسداران عضو سپاه قدس که درست دو هفته پس از انتخابات آزاد شدند! آزادی آن ها دو هفته پس از انتخابات نشانه روشنی بود که آمریکا می خواهد، چراغ سبز نشان بدهد؛ دستخوش به سپاه که انتخابات را مدیریت کرد. دوم: هر انسان عاقلی می داند؛ که سیاست اعلام بودجه برای براندازی نظام حکومت در ایران غیر موجه است. چرا آمریکا این مبلغ را هر ساله اعلام می کند؟ دلیلش روشن است. این شیوه به حکومت ایران مشروعیت می بخشد که دولت آمریکا مخالف اوست. مردم ایران هیچگاه نسبت به آمریکا دید و داوری مثبتی نداشته و ندارند. چه کسی می تواند کودتای مرداد ماه 1332 را فراموش کند؟ دولت آمریکا به این روش از سویی به حکومت ایران مشروعیت می دهد و از سوی دیگر مخالفان حکوت را بدنام می کند. سوم: و از همه ناشیانه تر، سیاست اتمی آمریکا در برابر ایران است. در گرماگرم مبارزات انتخاباتی شاهد سخنانی از این دست بودیم، که ایران را باید بمباران اتمی کرد. خانم کلینتون از نابودی ایران سخن گفت و مک کین البته به شوخی خواند: ایران بمب بمب... از همه مهم تر تهدید ضمنی اوباما به استفاده از سلاح هسته ای علیه ایران بود. اگر قرار بود اوباما یک هدیه زرین به حکومت ایران تقدیم کند همین سخن و تهدید ضمنی ایران به استفاده از سلاح اتمی بود».
این اظهارات در حالی است که مهاجرانی اسفند ماه سال گذشته ضمن سفر مخفیانه به آمریکا، در نشست لابی نومحافظه کار و صهیونیستی «انستیتو واشنگتن» (از طرفداران حمله به ایران) شرکت و سخنرانی کرد و همین امر باعث اعتراض گسترده حتی در میان محافل ضد انقلابی شد. این آقای جدیداً ضد آمریکایی شده، از جمله اولین حامیان سازش و رابطه با آمریکا در دولت سازندگی بود که از موضع ضعف مقاله ای هم در روزنامه اطلاعات نوشت و باعث گستاخ تر شدن هیئت حاکمه وقت آمریکا شد. هم اکنون هم برخی عناصر جذب شده به سازمان سیا در آمریکا نظیر سروش، گنجی و کدیور، در حلقه لندن- که مهاجرانی با همراهی عناصر بدنامی چون فرخ نگهدار و حسین باستانی و... راه اندازی کرده- عضویت و همکاری دارند. میدان دادن به پایگاه مطبوعاتی دشمن در روزگار اصلاحات از جمله دیگر سوابق سیاه درج شده در کارنامه مهاجرانی است، مطبوعاتی که به نیابت از آمریکا و اسرائیل به دفاع مقدس، انقلاب، امام خمینی و اسلام حمله کردند و اشغالگران عراق و افغانستان را ارتش آزادیبخشی که در راه ایران است توصیف کردند و سرانجام ادعا کردند حق با آمریکاست که اجازه نمی دهد ایران هسته ای شود چون ایران تقوای اتمی ندارد!
اما درباره آزادی دیپلمات های ایرانی ربوده شده در اربیل باید گفت که آمریکا از مدت ها قبل به شدت تحت فشار ایران و دولت عراق بود و هیچ سندی برای ادامه بازداشت آنان نداشت و این زمانی بود که برخی نظامیان آمریکایی گرفتار تیر غیب می شدند. از سوی دیگر درباره حمایت از براندازی و تهدید به حمله اتمی باید گفت اینها نشانه های استیصال دولت آمریکا مقابل ایران از یک سو و نیاز اپوزیسیون ضد انقلاب به اعلام حمایت آمریکا در مقابل جمهوری اسلامی از سوی دیگر بود همچنان که مطبوعات مختلف آمریکایی بارها اعلام کردند فعالان اپوزیسیون در دیدار مقامات آمریکایی اعلام می کنند اکنون که اغتشاش و درگیری در ایران در اوج است، ضرورت دارد قدرت های بزرگ به ویژه آمریکا حمایت خود را در راستای تقویت روحیه اپوزیسیون علنی کنند. در عین حال، معارضه جریان اپوزیسیون و نوپیوستگانی چون حلقه لندن به آمریکا در جریان آشوب ها کاملاً آشکار بود و هر دو سر این طیف در براندازی جمهوری اسلامی اتفاق نظر داشتند. مگر اظهارات تند و بی قواره امثال سروش و گنجی و کدیور - و شخص مهاجرانی- در اوج آشوب ها از حافظه ها فراموش شده است. یعنی این حلقه هم آب به آسیاب جمهوری اسلامی می ریختند و مستخدمان نظام اسلامی بودند؟ یا اینکه باید گفت آن روزها، توهم جبهه انقلاب را فرا گرفته بود! اگر غیر از این بود که آقای مهاجرانی بلاهت نمی ورزید و از پروژه احمقانه اسب تروا برای 22 بهمن و تمام کردن کار جمهوری اسلامی سخن نمی گفت تا لعنت ضدانقلاب را به جان بخرد. یعنی او هم در زمره همان طیفی از معاندان بود که دور آسیاب جمهوری اسلامی گشتند و آسیاب را چرخاندند؟! این که برای جناب بهاءالله خیلی بد است!