دفاعیات مدیر مسئول کیهان در دادگاه- قسمت آخر
بیچاره آلفرد نوبل چی فکر می کرد ، چی شد؟!

در شماره های گذشته روزنامه، 4 قسمت از متن دفاعیات شریعتمداری در پاسخ به شکایات متعدد شیرین عبادی از نظرتان گذشت و اکنون بخش پایانی- قسمت پنجم- را ملاحظه می فرمائید.
مدیر مسئول کیهان در ادامه دفاعیات خود، خطاب به رئیس دادگاه و اعضای هیئت منصفه گفت:
5-علاوه بر موارد یاد شده که واژه «وطن فروشی» نیز نمی تواند تعریف گویا و جامعی برای آن باشد، خانم شیرین عبادی براساس شواهد و اسنادی که ارائه خواهم کرد بعد از دریافت جایزه صلح نوبل به صورت آشکار و تمام قد در نقش یک کارگزار رژیم صهیونیستی و آمریکا ظاهر شده است و دست به اقداماتی زده که هر ایرانی وطن دوستی با شنیدن آن، از این که خانم شیرین عبادی خود را ایرانی معرفی می کند، خجالت زده شده و سردی عرق شرم را بر پیشانی خویش احساس می کند.
اینجانب برای صرفه جویی در وقت و پیشگیری از تصدیع اوقات فقط به چند نمونه از این اقدامات اشاره می کنم؛
الف: خانم شیرین عبادی با بهره گیری از عنوان برنده جایزه صلح نوبل، دست به تلاش گسترده ای با هدف تحریم جمهوری اسلامی ایران از سوی سازمان ملل و کشورهای غربی می زند. ایشان در مصاحبه با نشریه فرانسوی «ماریان» که بازتاب وسیعی در رسانه های آمریکایی و اروپایی و مخصوصا رسانه های رژیم صهیونیستی از جمله جروزالم پست، هاآرتص و شبکه تلویزیونی این رژیم داشت، می گوید؛
«در قطعنامه های اول و دوم شورای امنیت مجازات هایی علیه ایرانیان درنظر گرفته شده، اما اکنون وقت آن است که این مجازات ها بیشتر شود و همانطور که در فهرست مجازات های سازمان ملل متحد پیشنهاد شده می توان مجازات های وسیع تری را علیه ایران اعمال کرد.»
ب: در اکتبر سال 2009- آبان ماه سال 88- خانم عبادی به اجلاس 8 کشور صنعتی بزرگ جهان موسوم به G8 اعتراض می کند که چرا در این اجلاس برای تحریم ایران گامی برنداشته اند. خبرگزاری «آکی» ایتالیا در گزارشی با عنوان «حمله برنده جایزه صلح نوبل به اجلاس G8» به نقل از خانم شیرین عبادی می نویسد: «کشورهای عضو G8 می توانستند در اعتراض به ایران، سفرای خود را فرا بخوانند و چنانچه قطع روابط با ایران را به مصلحت خود نمی دانند، دستکم می توانستند برای مجازات ایران، سطح رابطه با جمهوری اسلامی را کاهش بدهند.»
ج: خانم شیرین عبادی در اکتبر 2007- آبان ماه 86- در مصاحبه با روزنامه فرانسوی فیگارو می گوید «به اعتقاد من تحریم های سیاسی علیه ایران می تواند موثر واقع شود، چرا که محدود کردن روابط سیاسی با یک رژیم دیکتاتور، در افکار عمومی جهانیان معنا و مفهوم خاصی دارد.»
د: خانم عبادی در اردیبهشت 1387- ماه می 2008- در مصاحبه با نشریه آمریکایی نیشن ضمن تاکید بر ضرورت اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران، می گوید «باید دست اندرکاران برنامه هسته ای ایران و مقامات رسمی جمهوری اسلامی مورد تحریم قرار گرفته و دارایی های آنان ضبط شود.»
هـ: خانم عبادی بعد از دریافت عنوان افتخاری «شهروند پاریس» در مصاحبه با روزنامه فیگارو از انفعال غرب در برخورد با ایران اسلامی به شدت انتقاد کرده و می گوید «اروپا نباید به دولتمردان جمهوری اسلامی ویزا بدهد، حتی به آنها که برای کارهای فرهنگی قصد سفر دارند نباید ویزا داده شود، به عنوان مثال اخیرا یک ارکستر شامل 100نوازنده که زیرنظر وزارت ارشاد فعالیت می کند به اروپا آمده بود و من بسیار متاسفم که برخی از کشورهای اروپایی، چشمان خود را بسته اند و شرکت هایشان با ایران قرارداد امضاء می کنند».
و: روزنامه انگلیسی فایننشال تایمز به نقل از شیرین عبادی در مصاحبه با این روزنامه می نویسد: «چنانچه تحریم ها علیه ایران تشدید شود و مردم تحت فشار قرار گیرند، شانس اصلاح طلبان برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری افزایش می یابد.»
ریاست محترم دادگاه، توجه داشته باشید که در این دفاعیه از مأموریت خانم شیرین عبادی در فتنه 88 برای اجتناب از اطاله کلام خودداری می کنم، اگرچه این مأموریت بخشی از جرایم سنگین ایشان است که درجای خود درخور پیگرد قانونی است.
ز: خانم شیرین عبادی در پرونده هسته ای ایران که یکی از چالش های فراگیر کشورمان با آمریکا و متحدانش بوده و هست، نیز به گونه ای شرم آور با دشمنان هم نوایی می کند و تا آنجا پیش می رود که در برخی از موارد، کشورهای غربی را به خاطر کوتاهی در برخورد با فعالیت هسته ای جمهوری اسلامی ایران سرزنش می کند!
ایشان در مصاحبه با روزنامه آمریکایی واشنگتن پست ضمن حمایت آشکار از فعالیت های هسته ای انگلیس، فرانسه و اسرائیل -که برای خبرنگار مصاحبه کننده نیز تعجب آور است- می گوید؛
«حتی اگر دولت ایران متعهد شود که همین امروز فعالیت هسته ای خود را متوقف کند، باز هم اطمینانی به تعهد آنها نیست، زیرا ممکن است در مکان و زمان دیگری اقدام به از سرگیری حرکت مخفیانه اش کند.» این دقیقا سخن مقامات رژیم صهیونیستی است که بارها و به گونه ترجیع بند تکرار کرده اند.
ح: بعد از انتشار گزارش- نوامبر 2007- آقای البرادعی مدیرکل وقت آژانس بین المللی انرژی اتمی که در آن بر عدم انحراف فعالیت هسته ای کشورمان به سوی تولید سلاح هسته ای-DIVERSION- تاکید شده بود، خانم شیرین عبادی در مصاحبه با خبرگزاری فرانسه می گوید «من کاری به این گزارش ندارم، حرف من این است که غنی سازی باید هرچه زودتر متوقف شود.»
ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه!
همانگونه که ملاحظه می فرمائید، تمامی اسناد و مدارک ارائه شده که فقط مشتی از خروار ها و اندکی از بسیارهاست، مستقیما برگرفته از اظهارات صریح خانم شیرین عبادی، عملکرد آشکار و رسما اعلام شده ایشان و یا مراکز حامی وی نظیر کمیته اهداءکننده جایزه صلح نوبل و امثال آن است و حتی یک برگ
- تاکید می کنم حتی یک برگ- آن نیز برگرفته از منابعی نیست که مورد تائید و تاکید خانم شیرین عبادی نباشد.
اکنون سؤال این است که اگر خانم شیرین عبادی مامور مستقیم و تابلودار سازمان اطلاعاتی «موساد» و یا «سیا» و MI6 بود برای خوش خدمتی به آنها چه می کرد که تاکنون نکرده است؟ و البته با دلایلی که ارائه کردم تردیدی نیست که بوده و هست!! آیا این همه اسناد و مدارک آشکار کمترین تردیدی در «وطن فروشی»، «خیانت» و برانگیختگی خانم شیرین عبادی از سوی آمریکایی ها و صهیونیست ها باقی می گذارد؟!
البته باید به این نکته نیز اشاره کنم که وقتی طی سی و چند سال گذشته آمریکا و متحدانش با یال و کوپال آنچنانی نتوانسته اند علیه ایران اسلامی و مردم شریف و فداکار آن به قول حضرت امام(ره) «هیچ غلطی» بکنند، افرادی نظیر خانم شیرین عبادی فقط «عرض» خود می برند و باز هم به گفته امام راحلمان(رض)، زحمت ما نیز نمی دارند.
در تاریخ آمده است روزی یکی از دشمنان امیرمؤمنان علیه السلام که پادویی معاویه را برگزیده بود، برای خوشامد معاویه به امام حسن علیه السلام گفت: من هرگز پدرت را قبول نداشته ام و حضرت در پاسخ فرمود؛ داستان تو به پشه ای می ماند که بر تنه تنومند درخت خرمایی نشسته بود و هنگام برخاستن به درخت گفت؛ خود را محکم نگاهدار که عزم برخاستن دارم! درخت تنومند با تمسخر، نیم نگاهی به او افکند و گفت؛ همه روزه هزاران هزار چون تو می آیند و برمی خیزند و من استوار برجای ایستاده ام.
6- خانم شیرین عبادی کیهان را به خاطر ایراد خدشه در جایزه صلح نوبل و تلاش صهیونیست ها در اعطای این جایزه به ایشان قابل تعقیب دانسته است که پاسخ به این اتهام آخرین بخش از دفاعیه اینجانب خواهد بود و دراین باره به استحضار می رسانم؛
اعطای جایزه صلح نوبل به خانم شیرین عبادی همانگونه که شرح آن گذشت با استقبال گسترده مقامات سیاسی آمریکا، رژیم صهیونیستی، اتحادیه اروپا و ذوق زدگی گروهها و جریانات ضدانقلاب فراری روبرو گردید و هر یک از آنها، ضمن ابراز خشنودی از این انتخاب، جمهوری اسلامی ایران را به خاطر نقض حقوق بشر و نادیده گرفتن قوانین و ضوابط بین المللی مورد سرزنش قرار داده و ابراز امیدواری کردند، اعطای جایزه صلح نوبل به خانم شیرین عبادی، حامل این پیام به مخالفان نظام در ایران باشد که «اگر شما حرکت کنید، ما حاضریم از شما حمایت کنیم»!
جرج بوش، رئیس جمهور آمریکا که به جلاد مردم مظلوم و بی گناه شهرت یافته با صدور بیانیه ای ضمن ابراز خوشحالی از اختصاص جایزه صلح نوبل به شیرین عبادی اعلام کرد؛ « من قاطعانه از خواست مردم ایران برای آزادی و دموکراسی حمایت می کنم و... آمریکا در انتظار روزی است که ایران آزاد به الگوی مداراگری در خاورمیانه و سراسر جهان تبدیل شود»!
وزارت خارجه آمریکا، ژاک شیراک رئیس جمهور وقت فرانسه، شیمون پرز رئیس جمهور وقت رژیم صهیونیستی، تونی بلر نخست وزیر وقت انگلیس و سایر شخصیت های بدنام دیگر نیز با صدور بیانیه های مشابه از این اقدام کمیته صلح نوبل تقدیر می کنند. گروهها و جریانات ضدانقلاب نیز هر کدام به نوعی ذوق زدگی خود را ابراز می دارند و به عنوان مثال: هما سرشار، سردبیر نشریه «شوفار» ارگان «فدراسیون یهودیان ایرانی مقیم آمریکا» در مصاحبه ای ابراز امیدواری می کند که «اعطای جایزه صلح نوبل به خانم شیرین عبادی، گام تازه ای در مبارزه علیه رژیم اسلامی ایران باشد و ایشان با سخنان خود به عنوان برنده این جایزه، برای جمهوری اسلامی در جهان سرشکستگی پدید آورد.» هما سرشار در ادامه به یادداشت کیهان درباره ماهیت جایزه صلح نوبل و با عنوان «این کلاه گشاد لایق سر شارون است» اشاره کرده و می گوید «نمی دانم چرا اینقدر از حسین شریعتمداری نفرت دارم. من مدیرمسئول کیهان را یکی از نفرت انگیزترین افرادی می شناسم که تاکنون دیده ام»! که باید خطاب به ایشان عرض کنم، بیش از این اسباب خشنودی و مباهات بنده را فراهم نیاورید!
اکنون با توجه به ذوق زدگی بدون استثنای دشمنان ریز و درشت جمهوری اسلامی از اعطای جایزه صلح نوبل به خانم شیرین عبادی و خط و نشان کشیدن های آنچنانی علیه اسلام و انقلاب، کدام انسان آزاده، میهن دوست، مردمی و دلسوز می تواند در اهداف اصلی این جایزه که اهانت به ملت ایران و مقابله با اسلام و انقلاب است کمترین تردیدی داشته باشد؟
ممکن است گفته شود همانگونه که یک کشف علمی یا اختراع مفید، با استقبال عمومی روبرو می شود و حتی قدرت های استعماری و دیکتاتورها نیز حداقل برای حفظ ظاهر از آن حمایت می کنند، استقبال مقامات سیاسی آمریکا، رژیم صهیونیستی و ... نیز از اعطای جایزه صلح نوبل به خانم شیرین عبادی، یک پدیده طبیعی است! در این باره باید گفت؛ برخلاف اکتشافات علمی و اختراعات و یا ارائه نظریات علمی و تحقیقی که همه صاحبنظران و کارشناسان برای تشخیص و اعلام نظر درباره آن، ملاک ها و معیارهای یکسان و تعریف شده ای دارند، مقوله «صلح» و پدیده «صلح طلبی» یک موضوع مواج و پرنوسان است و اعلام نظر درباره صلح طلب بودن افراد، بستگی به سلیقه، دیدگاه و گرایش سیاسی داوران دارد. دقیقا به همین علت است که از میان جوایز پنجگانه نوبل، یعنی «فیزیک»، «شیمی»، «فیزیولوژی و پزشکی»، «ادبیات» و «صلح»، همواره جایزه صلح نوبل بااعتراض ها و مناقشات فراوان روبرو بوده و هست و همیشه این جایزه براساس گرایش سیاسی خاص داوران کمیته صلح نوبل که اغلب از صهیونیست های نام و نشان دار هستند، به کسانی اعطاء گردیده که با گرایش سیاسی حاکم بر این کمیته همخوانی و انطباق داشته اند.
به عنوان مثال، «روبرت کخ» به خاطر کشف باسیل بیماری سل، «ایوان پاولوف» به علت کشف واکنش های شرطی و تحقیق درباره غدد گوارشی، «لاینس پالینگ» به خاطر تحقیقاتش درباره ماهیت پیوند شیمیایی و ... برنده جایزه نوبل پزشکی، فیزیولوژی و شیمی شده اند و برای تشخیص این صلاحیت ها معیار و ملاک های مشخصی وجود دارند که نزد همه صاحبنظران یکسان است، اگر چه در این زمینه ها نیز کمیته نوبل به دخالت گرایش های سیاسی متهم است ...
و اما، در اعطای جایزه صلح نوبل هیچیک از این معیارهای تعریف شده وجود ندارد. به بیان دیگر، خانم شیرین عبادی به خاطر ارائه یک کاوش و تحقیق علمی برنده جایزه صلح نوبل نشده است، بلکه کمیته نروژی نوبل با در نظر گرفتن سلیقه سیاسی خود -که یک گرایش شناخته شده صهیونیستی است - و با تکیه بر ملاحظات مورد توجه قدرت های حاکم بر این کمیته، جایزه صلح نوبل را به خانم عبادی داده است. بنابراین در پی گیری علت اعطای این جایزه به خانم عبادی، باید گرایش سیاسی کمیته نوبل و آمریکا و رژیم صهیونیستی را در نظر گرفت و نه شایستگی خانم شیرین عبادی را.
مروری گذرا به فهرست کسانی که بعد از پایان جنگ جهانی دوم و در طول پنجاه و چند سال اخیر یعنی بعد از تشکیل رژیم صهیونیستی و غیرقانونی اسرائیل جایزه صلح نوبل را دریافت کرده اند، به وضوح و بدون کمترین ابهامی نشان می دهد که از نگاه کمیته نوبل، غالبا و در اکثر موارد کسانی طرفدار صلح تلقی شده اند که اولا ؛حاکمیت بی قید و شرط نظام سرمایه داری غرب را پذیرفته باشند، ثانیا؛ با جهان اسلام و جنبش های آزادیخواه و استقلال طلب مخالفت ورزیده باشند و ثالثا؛ جنایات وحشیانه رژیم صهیونیستی را تایید کرده و این وحشی گری ها را حق طبیعی! و قانونی! رژیم صهیونیستی برای مقابله با مردم فلسطین و سایر ملت های مسلمان تلقی کنند.
این واقعیت، نکته پیچیده ای نیست که درک آن نیاز به ذهن کاوشگر و بررسی دقیق داشته باشد و موضوع پنهان و پشت پرده ای هم نیست که فهم آن، فقط با دسترسی به اسناد سری و محرمانه امکان پذیر باشد. این واقعیت تلخ و شرم آور را تنها با نگاهی گذرا به فهرست دریافت کنندگان جایزه صلح نوبل، به آسانی می توان دید.
یاسر عرفات، رهبر ساف، مادام که علیه اشغالگران صهیونیست مبارزه می کرد به عنوان یک تروریست معرفی می گردید ولی بعد از آنکه در نشست پنهان «اسلو»، ننگ تسلیم در برابر رژیم صهیونیستی را پذیرفت و مبارزان فلسطینی را به صهیونیست ها فروخت، به او جایزه صلح نوبل دادند!
انور سادات رئیس جمهور معدوم مصر، هنگامی که در کنار جمال عبدالناصر با اسرائیل مبارزه می کرد، یک جنگ طلب معرفی می گردید که قصد بر هم زدن آرامش و ثبات! منطقه را دارد ولی بعد از سازش ذلت بار «کمپ دیوید» و همراهی با سیاست های اشغالگرانه رژیم صهیونیستی، نه فقط لقب مرد صلح گرفت! و به عنوان مبارزی شجاع! معرفی گردید، بلکه جایزه صلح نوبل را هم به او هدیه کردند!
اسحاق رابین، نخست وزیر معدوم رژیم صهیونیستی، مناخیم بگین نخست وزیر اسبق رژیم وحشی اسرائیل از جمله کسانی هستند که علی رغم جنایات بی شمار و هولناک در فلسطین اشغالی و انجام دهها عملیات تروریستی علیه زن و مرد و کودک بی گناه فلسطینی که فاجعه قتل عام صبرا و شتیلا از جمله آنهاست، به عنوان تلاش کنندگان برای برقراری صلح، جایزه صلح نوبل را دریافت کرده اند.
در سال 1986-1365 - کمیته نوبل، جایزه صلح نوبل را به «الای ویسل» یک صهیونیست معروف آمریکایی داد. اعطای این جایزه به «ویسل» که به دشمنی شدید با مسلمانان و مخصوصا مردم فلسطین شناخته می شد و از حامیان سینه چاک رژیم صهیونیستی بود مانند بسیاری از موارد دیگر که جایزه صلح نوبل به اینگونه افراد داده شده بود، مخالفت گسترده آزادیخواهان و شخصیت های برجسته جهانی را به دنبال داشت ولی باز هم مثل همیشه، این اعتراض ها به جایی نرسید.
هنری کیسینجر، صهیونیست آمریکایی و از سیاستمداران کهنه کار آمریکا، که به خاطر حمایت های بی چون و چرا و گسترده اش از رژیم صهیونیستی به «سایه موشه دایان» معروف بود، از جمله برندگان به اصطلاح جایزه صلح نوبل است، اعطای این جایزه به کیسینجر به اندازه ای غیرمنطقی و به دور از انتظار بود که «هنری کوماگر» مورخ شهیر آمریکایی در این باره اعلام کرد «اعطای جایزه صلح نوبل به کیسینجر از روی گمراهی است.»
در بیانیه کمیته صلح نوبل به مبارزات پی گیر خانم عبادی برای حقوق بشر و مخصوصا دفاع از زنان و کودکان اشاره شده و در چند جای بیانیه روی آن تاکید ورزیده اند و سؤال این است که کدام مبارزات؟ و در حمایت از حقوق کدام زنان و کودکان؟...
آیا در جریان جنگ تحمیلی، دهها هزار کودک و زن بی گناه بر اثر بمباران هوایی شهرها، موشک پرانی به مناطق مسکونی و ترورها و انفجارها، به خاک و خون کشیده نشدند؟ آیا فقط یک نمونه- تاکید می شود که فقط یک نمونه- از مخالفت خانم شیرین عبادی با این جنایات هولناک را می توان آدرس داد؟ مگر آن کودکان و زنان مظلوم و بی گناه که با بمب ها و موشک های اهدایی آمریکا و اتحادیه اروپا و حمایت و پشتیبانی رژیم صهیونیستی از صدام، قتل عام می شدند، زن و کودک ایرانی نبودند؟ مگر دانش آموزان دبستانی و دبیرستانی که در محل مدرسه خود آماج بمب و موشک قرار گرفته و اجساد قطعه قطعه شده آنها در کیسه های پلاستیکی جمع آوری و به خاک سپرده می شد، کودک ایرانی نبودند؟ خانم شیرین عبادی که برخی از روزنامه ها با عنوان «بانوی صلح» از او یاد می کنند، کدام جمله، نامه، بیانیه و یا اعتراض به این ددمنشی ها را داشته است؟!
البته به گواهی اسناد موجود، در آن هنگام خانم عبادی، همنوا و همصدا با تبلیغات رژیم بعثی عراق و رسانه های آمریکایی و اسرائیلی، جمهوری اسلامی ایران را متهم به اعزام اجباری دانش آموزان به جبهه های نبرد می کرد و از این طریق می کوشید در کینه توزی آمریکا، اسرائیل و رژیم عراق علیه زنان و کودکان هموطن خود سهمی داشته باشد.
آیا هم اکنون و همه روزه تعداد فراوانی از زنان و کودکان فلسطینی از سوی رژیم صهیونیستی قتل عام نمی شوند؟ و آیا خانه های محقر آنها با گلوله های توپ و تانک بر سر ساکنانشان خراب نمی گردد؟ آیا تاکنون این خانم برنده جایزه صلح نوبل، حتی یک کلمه در اعتراض به این جنایات وحشیانه لب تر کرده است؟! همین حالا نیز اگر جرات دارد، علیه این وحشی گری ها موضع بگیرد و جلادان صهیونیستی را که مانند او جایزه صلح نوبل گرفته اند، محکوم کند! و اگر اندکی شجاعت و جسارت دارد از حقوق زنان و کودکان فلسطینی دفاع کند و خروج اشغالگران از سرزمین آباء و اجدادی مردم فلسطین را- براساس کنوانسیون حقوق بشر- حق آنها معرفی کند!
راستی خانم شیرین عبادی در مقابل جنایات وحشیانه صهیونیست ها در غزه که فریاد همه انسان ها در سراسر عالم را به اعتراض بلند کرد و ملت های گوناگون همه روزه در شهرهای مختلف آمریکا و اروپا و منطقه علیه آن دست به راهپیمایی و تظاهرات می زدند، چه واکنشی نشان داده است؟!
هیچ! چرا؟! چون عاملان جنایت به او جایزه داده اند. و یا در کدام مصاحبه و سخنرانی و بیانیه علیه جنایات آمریکا در عراق و افغانستان و شکنجه های وحشیانه در زندان های گوانتانامو و ابوغریب موضع گرفته است. هیچ جا. چرا...؟! چون عاملان این جنایت نیز همان اعطاءکنندگان جایزه صلح نوبل به ایشان بوده اند... آیا هنوز هم خانم شیرین عبادی می تواند وابستگی خود به آمریکا و رژیم صهیونیستی را انکار کند؟!
این نکته نیز گفتنی است که موسسه نوبل هزینه جوایز پنجگانه خود را از طریق سرمایه گذاری در کارخانه های بزرگ اسلحه سازی دنیا تامین می کند. به خبر زیر ا ز روزنامه آبزرور چاپ لندن توجه بفرمائید. این خبر 5 سال قبل از اعطای جایزه صلح نوبل در آن روزنامه چاپ شده است. آبزرور می نویسد: «موسسه نوبل منبع مالی جوایز خود از جمله جایزه صلح نوبل را از طریق سرمایه گذاری در کارخانه های تولید سلاح و مهمات تامین می کند. برخی از این کارخانه ها مهمات نظامی در اختیار سازمان های نقض کننده حقوق بشر قرار می دهند.» آبزرور در ادامه می نویسد که «این خبر را با مسئول بخش سرمایه گذاری نوبل در میان گذاشتیم و او در پاسخ گفت: ما در گزینه های مالی و پولی موسسه، ملاحظات اخلاقی را درنظر نمی گیریم!»
آبزرور در همان گزارش به نقل از آلفرد هریسون، سهامدار نوبل در آمریکا می نویسد: «موسسه نوبل هیچگاه توصیه ها و ملاحظات اخلاقی را اعمال نکرده است.» بیچاره آلفرد نوبل! چی فکر می کرد چی شد؟!
و بالاخره در پاسخ به این سؤال که چرا از میان افراد دیگری با خصوصیات کم و بیش مشابه خانم شیرین عبادی، کمیته صلح نوبل ایشان را برای اعطای جایزه برگزیده است؟ باید عرض کنم اولا؛ کسی که انتخاب می شود، باید فاقد شخصیت علمی و یا هویت اجتماعی درخور توجه باشد، زیرا افرادی که از هویت اجتماعی برجسته و شخصیت علمی قابل توجه برخوردارند- صرفنظر از گرایش سیاسی و اجتماعی آنان- به هر خواسته ای تن نمی دهند و آسان و بی دردسر در خدمت اهداف اعطاکنندگان این جایزه قرار نمی گیرند.
ثانیا ؛کمیته صلح نوبل در پی آن بوده و هست که الگوی زنان برجسته و صاحب نظر و مسلمان ایرانی را در اذهان جهانیان، وارونه جلوه دهد و از این طریق، مانع از الگوشدن آنان برای سایر ملت های مسلمان و غیرمسلمان جهان شود و از ایران و ایرانیان به خاطر ایستادگی و مقاومت آنان در برابر زورگویی های آمریکا و رژیم صهیونیستی انتقام بگیرد.
ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه!
با تشکر از حوصله شما و عزیزان حاضر در دادگاه، به همین اندازه بسنده می کنم و این توضیح را ضروری می دانم که طولانی شدن این دفاعیه به علت شکایات متعدد خانم عبادی بوده است. با احترام
حسین شریعتمداری
مدیرمسئول روزنامه کیهان