محمد قوچانی: روشنفکران سکولار تاریخ را وارونه خوانده اند (خبر ویژه)

سردبیر روزنامه های زنجیره ای شرق، هم میهن و اعتمادملی، از ترویج سکولاریسم توسط جریان مدعی روشنفکری دینی و «سبز» انتقاد کرد و این جریان را دچار فقر آگاهی دانست.
به گزارش «بالاترین»، محمد قوچانی طی مقاله ای در شماره دوم مجله «مهرنامه» با تاکید بر اینکه «از پارادوکس های عصر ما پرچمداری سکولاریسم از سوی سبزهاست» نوشت: جدایی دیانت و سیاست در جهان مدرن هم وحی منزل نیست. اروپایی ها به زودی دریافتند که آزادی خواهی سیاسی هیچ نسبتی با جداانگاری دینی ندارد. غرب امروز آنگونه که روشنفکران افراطی ایرانی می پندارند ضددین نیست حتی گاه آن اندازه که اینان گمان می کنند لائیک نیست... دین در دنیای معاصر هنوز نهادی قدرتمند است و نه فقط در حوزه خصوصی که در عرصه عمومی به شکل احزاب سیاسی، رسانه های غیردولتی و گروه های نفوذ سیاسی-اجتماعی حضور دارد. در واقع آنچه تغییر یافته تنها شکل حضور دین در سیاست است نه اصل حضور دین در سیاست.
قوچانی اضافه می کند: حتی اگر غرب با سکولاریسم در مقابل مسیحیت به رستگاری رسیده باشد معلوم نیست که رستگاری ما با سکولاریسم باشد. جهل روشنفکری ایرانی اما زمانی مضاعف می شود که با باورهای قرن هجدهم درباره اروپا بیندیشد و به استناد آن درباره ایران امروز (از صد سال قبل بدین سو) تحلیل کند... روشنفکری ایرانی چه عرفی چه دینی تاریخ را وارونه خوانده است چه تاریخ ایران و چه تاریخ غرب و آیا اصولا تاریخ را خوانده است؟ در دامن زدن به شکاف عرفی- دینی میان روشنفکران گروهی بیش از همه نقش داشته اند که امروز خود به لائیک بودن شناخته می شوند روشنفکران دینی به خصوص حلقه دکتر عبدالکریم سروش که برای تمایز هویت خویش از روشنفکران دیگر نوعی انجمن اسلامی روشنفکران را راه اندازی کرد.
سردبیر نشریات زنجیره ای توقیف شده درباره بازرگان و سروش تاکید کرد: اگر مرحوم بازرگان را نیای روشنفکری دینی ایرانی بدانیم در کارنامه او ساده انگاری غرب و تکذیب نادرست نسبت تکنولوژی و فرهنگ، علوم تجربی و علوم طبیعی سبب شد سنگ بنای نادرستی پایه گذاری شود که مجاهدین خلق دیوار آن را کج ادامه دادند. دکتر علی شریعتی نظریه پروتستانیسم اسلامی را طرح کرد و آن را برای سلف خود دکتر عبدالکریم سروش هم به ارث گذاشت. درست به همین علت است که مانیفست جمهوری خواهی اکبر گنجی به مثابه باز تولید رساله تجدیدنظرطلبی مجاهدین خلق در عصر ما متولد می شود و آنگاه بحث به انکار الوهیت قرآن کریم منتهی می شود.
محمد قوچانی همچنین جریان شبه روشنفکری دینی را متهم به فکر تاریخی نگری کرد و نوشت: از میان 3 روشنفکر مسلمان (شریعتی، بازرگان، سروش) فقط علی شریعتی به تاریخ توجه داشت که همان گونه که اشاره رفت با دریافت نادرست از نهضت پروتستان خطایی تاریخی را در نیم قرن اخیر بر گرده روشنفکری دینی گذاشت اما بازرگان و سروش هیچ گاه به تاریخ توجه کافی نداشتند. نقطه اشتراک بازرگان، شریعتی و سروش نادیده گرفتن فقه اسلامی و تلاش برای تخفیف آن است. به دنبال آن شدند که فقه را به دانش کم اهمیت در معارف اسلامی تبدیل کنند تا روحانیت نقش کمتری در اداره جامعه داشته باشد.
وی در پایان مقاله خود روشنفکری را متهم کرد که «طی صد سال اخیر در جا می زند» و نوشت: روشنفکری ایرانی مانند پزشکی تک نسخه ای همچنان از هر جا ظهور می کند به نسخه قدیمی برمی گردد و سکولاریسم را دوای درد معرفی می کند در حالی که این ایدئولوژی به عنوان یک مطالبه سیاسی یک بار با زور دیکتاتوری پهلوی در این کشور حاکمیت یافت و به انقلاب اسلامی منتهی شد. تلاش برای تبدیل آن به ایدئولوژی دموکراسی هم نادرست است و هم بی فایده و حتی ضررآفرین.