وضعیت «کیش» ! (یادداشت روز)

«تصمیم گیری در مورد ایران، برخلاف تصمیم گیری های آمریکا در قبال افغانستان یا عراق و حتی پاکستان، مهمترین تصمیم استراتژیک آمریکا و نیز مهمترین چالش اوباما است.» روز دوشنبه 19 آوریل (29 فروردین) پایگاه اینترنتی شورای روابط خارجی آمریکا دیدگاههای «ریچارد هاوس» رئیس شورای روابط خارجی ایالات متحده را روی خروجی خود منتشر کرد.
در این یادداشت «هاوس» تاکید می کند؛ هرچند آمریکا در تلاش است تا تایید شورای امنیت سازمان ملل را برای اعمال تحریم های شدیدتر علیه ایران بدست آورد، اما باید بپذیریم که اساس تحریم های جدید تاثیر زیادی نخواهد داشت.
در بخش دیگری از این نوشته «هاوس» ضمن تاکید بر این نکته که آمریکا باید به تلاش خود به منظور تقویت مخالفان داخلی حکومت ایران ادامه دهد، اعتراف می کند که این اقدامات نمی تواند به اهداف - بخوانید مداخله جویانه و سلطه گرانه - آمریکا جامه عمل بپوشاند.
آمریکا تلاش می کند تا به عنوان یک عامل بازدارنده، ایران را دچار انزوای بین المللی و منطقه ای نماید. برای رسیدن به این مقصود نیز راههای مختلفی را تجربه کرده، اما هیچگاه به اهداف خود در این عرصه دست پیدا نکرده است.
در باره آخرین اقدام آمریکا در استراتژی «انزوای ایران» می توان به 3 حرکت پیاپی اخیر کاخ سفید اشاره کرد. حرکاتی که در شطرنج مناسبات ایران و آمریکا، بیش از هر چیز واشنگتن را در وضعیت «کیش» قرار داده است.
اوباما در حرکت اول، دکترین جدید راهبرد هسته ای آمریکا را مطرح و در خلال آن ایران را به شکل بچه گانه ای تهدید به حمله اتمی کرد. در این سند که از سوی پنتاگون تهیه شده، آمده بود؛ آمریکا از سلاح اتمی علیه کشورهایی که مجهز به این سلاح نیستند، استفاده نمی کند اما با صراحتی احمقانه، کشورهایی که به پیمان عدم گسترش احترام نمی گذارند را استثناء کرد!
این تهدید مضحک بیش از آنکه ایران را در موضع انفعال فرو برد، به اهرمی علیه مواضع ضدانسانی ایالات متحده تبدیل شد. موضع گیری های قاطعانه رهبری انقلاب و مسئولان کشور در قبال تهدیدات کاخ سفید و عدم توقف در پیشبرد برنامه هسته ای نشان داد که این تهدید برخلاف تصور آمریکا، باعث تقویت مواضع و جایگاه جمهوری اسلامی ایران نیز شده است.
اوباما دومین حرکت خود را در پراگ و با امضای پیمان جدید استارت با روسیه به منظور کاهش 30 درصدی تسلیحات اتمی دو کشور انجام داد. آمریکا تلاش کرد با این کار فصل جدیدی در روابط خود با روسیه رقم بزند و طی آن واشنگتن و مسکو در کنترل تسلیحات اتمی جهان شریک شوند.
بطور حتم یکی از اهداف مهم اوباما در این مشارکت، جلوگیری از پیشرفت های هسته ای ایران و سنگ اندازی جدید در پرونده اتمی کشورمان بود. اما تبصره هایی که طرف روس بعد از امضاء این پیمان، برای اجرای آن قائل شد، عملا پیمان استارت 2 را تا حدود زیادی غیرعملیاتی کرد.
حرکت سوم اوباما در واشنگتن بود، جایی که روزهای 12 و 13 آوریل اجلاس بین المللی امنیت هسته ای را برگزار کرد و در آن سعی نمود تا توافق جهانی در خصوص عدم اشاعه هسته ای و منزوی کردن بین المللی کشورهایی که به زعم وی به پیمان عدم گسترش احترام نمی گذارند را بدست آورد.
اما اجلاس بین المللی خلع سلاح هسته ای تهران که با فاصله اندکی از نشست واشنگتن برگزار شد، پاسخ مناسبی به آمریکا بود. انزوای ایران استراتژی محوری کاخ سفید در قبال جمهوری اسلامی است، اما حضور مقام هایی از 57 کشور جهان در اجلاس تهران در قبال 47 کشوری که در نشست واشنگتن شرکت کرده بودند به تنهایی نشانگر آن بود که بار دیگر تیر انزوای ایران به سنگ خورده است.
آمریکا در اجلاس واشنگتن تلاش کرد تا خود را هدف «تروریسم اتمی» معرفی کند و اجماع کشورهای شرکت کننده را برای آنکه ذخایر اورانیم را در جهان تحت تسلط خود درآورده و به اصطلاح ایمن سازی کنند، بدست آورد. اما هیچ «تعهد رسمی» حاصل نشد و اجلاس بدون آنکه به اهداف خود دست پیدا کند، تمام شد.
برخلاف آن، اجلاس تهران با تأکید بر جهان عاری از سلاح اتمی ثابت کرد که جمهوری اسلامی دنبال فناوری صلح آمیز هسته ای بوده و تمام آنچه آمریکا آن را تلاش ایران برای دستیابی به سلاح اتمی می خواند، بهانه ای به منظور اعمال فشار علیه حاکمیت اسلامی است.
از سوی دیگر بحران اقتصادی و مالی آمریکا هنوز سایه سنگین خود را از سر این کشور برنداشته است. نشست گروه 20 در واشنگتن نیز بدون اینکه وزرای کشورهای عضو به توافقی جامع دست یابند، ناکام ماند. کشورهای گروه 20 برای مقابله با بحران مالی از سال 2008 حدود 5 هزار میلیارد دلار در بازارهای مالی خود تزریق کرده اند و اکنون نگران آنند که با از سرگیری روند رشد اقتصادی در جهان، نقدینگی در این کشورها از کنترل خارج شود و معضلاتی مثل تورم به بار بیاورد.
روز گذشته وزیر بازرگانی آمریکا اعلام کرد که این کشور در حال حاضر با بدهی 8/12 تریلیون دلاری روبروست و از زمان آغاز بحران مالی در این کشور بیش از 8 میلیون نفر شغل خود را از دست داده و در حال حاضر از هر 10 کارگر آمریکایی، یک نفر بیکار است.
در مقابل طبق گزارش اخیر بانک جهانی، اقتصاد ایران روند رو به رشد خوبی داشته است. در این گزارش که مربوط به سال مالی 8-2007 است، درآمد ناخالص ملی ایران در 2008 چیزی معادل 253 میلیارد دلار اعلام شده و ایران را بیست و چهارمین اقتصاد بزرگ جهان معرفی می کند.
حضور 435 شرکت خارجی مانند توتال فرانسه، رویال داچ شل هلندی-انگلیسی و شرکت استات اویل هیدرو نروژی در نمایشگاه بین المللی نفت و گاز تهران و حجم قابل توجه سرمایه گذاری در صنایع نفتی با رقمی معادل 200 میلیارد دلار، فارغ از جنبه های فنی، پاسخ مناسبی به تلاش های آمریکا و متحدینش برای تحریم و به انزوا کشیدن ایران است.
این روزها عراق، افغانستان، پاکستان، فلسطین، لبنان، ترکیه، ژاپن، مصر و بسیاری از کشورهای منطقه و جهان شاهد تظاهرات مردمی علیه آمریکا و اهداف سلطه جویانه این کشور هستند. سفر رئیس جمهور به آفریقا و پیش از آن به آمریکای لاتین نیز نشان داد که مردم همه مناطق دنیا علیه آمریکا و متحدینش بیدار شده و موج بیداری ملت های آزاده جهان، آمریکا را به انزوای واقعی کشانده است.
آمریکا اگر از هیاهوی قلدرمآبانه خود دست بکشد، از خواب سنگین کدخدایی برای دهکده جهانی بیدار شود و چشمان خود را به روی واقعیت ها بگشاید، می فهمد که خطر «بیداری ملت ها» برای فروپاشی آمریکا از خطر هزاران «بمب اتمی» بیشتر و قوی تر است.
تارهای عنکبوتی آمریکا برای انزوای ایران، پیله ای است که به دور خود تنیده و آرام آرام نفس های شیطان بزرگ را به شماره انداخته است.
حمید امیدی