ترور شهید مطهری طرح موساد بود

 

شبکه ایران: شادروان احسان طبری جزو متفکران جهانی مارکسیسم بود که پس از پیروزی انقلاب اسلامی و پس از دستگیری سران حزب توده توفیق تحوّل روحی یافت و پس از آزادی از زندان هم تا آخر عمر با جدیت به دفاع از اسلام و نقد ماکسیسم و دیگر اندیشه های انحرافی مشغول شد و در این راه چندین کتاب نوشت. آشنایان با احسان طبری، نقش آثار شهید مطهری را در این تحول عقیدتی جدی می دانند.

حسین شریعتمداری یکی از دوستان نزدیک مرحوم احسان طبری پس از آن انقلاب روحی بود که در زمینه نظریات شادروان احسان طبری راجع به شهید مطهری خاطرات فراوانی دارد. 9 اردیبهشت سالروز درگذشت احسان طبری است و چند روزی هم بیشتر تا سالروز شهادت استاد مطهری فاصله ندارد، لذا بازخوانی بخشی از خاطرات حسین شریعتمداری در همین زمینه خالی از لطف نخواهد بود:

سال های اولیه دهه 60 بود. مرحوم احسان طبری، یکی از چند نظریه پرداز بلند آوازه مارکسیسم و عضو برجسته آکادمی علمی شوروی که شهرتی جهانی داشت، در پی خیانت حزب توده (که مرحوم طبری نیز عضو مرکزیت آن بود) بازداشت شده بود.

او بعد از مدتی مورد لطف و عنایت خدای سبحان قرار گرفت و در مقابل حیرت محافل آکادمیک و عصبانیت مجامع سیاسی شرق و غرب به اسلام بازگشت و با نگاهی عالمانه و جدیتی کم نظیر به نقد و نفی مارکسیسم نشست.

نگارنده [حسین شریعتمداری] در آن هنگام [سال 1362] از سوی شهید محلاتی (نماینده امام (رضوان الله علیه) در سپاه و نیز فرماندهی وقت سپاه پاسداران) برای مباحثه و گفت و گو با احسان طبری و برخی دیگر از اعضای مرکزیت حزب [توده] دعوت شدم و همراه با دو تن دیگر از برادران سپاهی از اولین هفته های بعد از دستگیری سران حزب، کار خود را آغاز کردیم و از نزدیک در جریان تحولات روحی و عقیدتی احسان طبری بودیم.

مرحوم احسان طبری در جریان این گفت و گو ها که بعد از بازگشت وی به آغوش اسلام و تا روزهای پایانی عمر وی نیز ادامه داشت، بارها و به مناسبت های مختلف از استاد شهید مرتضی مطهری یاد می کرد و با قاطعیت می گفت که ترور ایشان نمی تواند کار یک گروه بی شعور نظیر گروه فرقان باشد.

طبری به جد معتقد بود (و برای این اعتقاد خود نیز دلایل و شواهد فراوانی می آورد) که ترور استاد مطهری، طرح و برنامه سازمان سیا و موساد بوده و صرفاً با هدف خشک کردن یکی از چشمه های جوشان معارف اسلامی صورت پذیرافته است.

مرحوم طبری می گفت که آکادمی علوم شوروی نیز به اندازه آمریکایی ها از تولید فکر شهید مطهری نگران بود.

اظهارات مرحوم طبری در باره استاد، اگر چه فراوان و تمامی آنها عبرت انگیز و درس آموز است، ولی در این نوشته ها تنها به چند نمونه از آنها اشاره می کنم ... مرحوم طبری می گفت، «من و دوستانم در حزب توده و نیز در آکادمی علوم شوروی از آثار استاد مطهری استفاده فراوانی می کردیم» و در مقابل پرسش همراه با تعجب نگارنده توضیح داد، (نقل به مضمون) «آقای مطهری از جمله دانشمندانی بود که وقتی می خواست یک نظریه و یک عقیده مخالف اسلام، نظیر مارکسیسم را نقد و رد کند، مثل بعضی ها، عقیده مخالف را از ابتدا و به گونه ای ناقص مطرح نمی کرد که نفی و نقد آن ساده و آسان باشد.

او مارکسیسم را دقیقاً همان گونه که بود مطرح و تمامی دلایل و شواهدی را که ما برای اثبات مارکسیسم می آوردیم، بدون کم و کاست ارائه می کرد و نکته درخور توجه و مورد استفاده ما اینکه استاد علاوه بر آنچه نظریه پردازان مارکسیسم به عنوان دلیل برای اثبات نظر خود آورده بودند، به دلایل جدید و تازه دیگر نیز که به ذهن ما خطور نکرده بود، اشاره می کرد و سپس با نگاهی عالمانه و موشکاف به نقد آن می پرداخت و آنچه را که ما طی چند دهه رشته بودیم، به راحتی پنبه می کرد.

ما به دلایل جدید و بدیعی که استاد مطهری علاوه بر دلایل خودمان برای اثبات ایدئولوژی مارکسیسم می آورد، نیاز فراوانی داشتیم و البته طبیعی بود که به منبع آن اشاره نمی کردیم، زیرا اشاره به مأخذ، باعث مراجعه اعضا و هواداران به نظرات استاد می شد و این، یعنی فاتحه خواندن بر مارکسیسم.»

طبری می گفت، «فلانی! آیا به نظر تو اگر کسی فقط پاورقی استاد بر اصول فلسفه و روش رئالیسم را مطالعه کند، دیگر برای مارکسیسم و سایر مکاتب غیر دینی پشیزی ارزش قائل می شود؟»

گفتنی است که یک روز از نورالدین کیانوری، دبیر کل حزب توده پرسیدم، «چرا بخش قابل توجهی از تبلیغات حزب را به مخدوش کردن چهره استاد مطهری اختصاص می دادید؟» در پاسخ گفت، «پس انتظار داشتید که اعضا و هواداران را به مطالعه آثار ایشان تشویق کنیم؟»

تلاش برای مخدوش کردن چهره آقای مطهری منحصر به حزب توده نبود. در این زمینه میان گرو های مخالف نظام یک توافق نانوشته و البته قطعی وجود داشت. وی توضیح می داد که آثار مطهری برای همه خطرناک بود.

احسان طبری می گفت، «اگر استاد مطهری به اردوگاه مارکسیسم و یا اردوگاه امپریالیسم تعلق داشت، هرگز اجازه نمی دادیم اوقات گرانبهای این کانون تولید فکر و اندیشه برای انجام اموری نظیر فیش برداری و امثال آن تلف شود. در کجای دنیا برای تولید حرارت، به جای هیزم، مبل های گران قیمت را می سوزانند؟»

در جریان یکی از جلسات گفتگو، احسان طبری اصرار می کرد به مسئولان نظام بگویید، ترویج افکار و اندیشه استاد مطهری منحصر به چاپ و توزیع آثار ایشان نیست، باید بر اساس افکار و اندیشه استاد مطهری برای سطوح مختلف آموزشی (دبستان، دبیرستان و دانشگاه ها) فراورده فرهنگی و فکری تولید شود و برای این منظور به ارائه غیر مستقیم اندیشه استاد مطهری در قالب فیلم، سریال تلویزیونی و مخصوصاً رمان تأکید می ورزید.»
(نشریه شاهد یاران، شماره 5 و 6، صفحه 62)

 

شبکه ایران: شادروان احسان طبری جزو متفکران جهانی مارکسیسم بود که پس از پیروزی انقلاب اسلامی و پس از دستگیری سران حزب توده توفیق تحوّل روحی یافت و پس از آزادی از زندان هم تا آخر عمر با جدیت به دفاع از اسلام و نقد ماکسیسم و دیگر اندیشه های انحرافی مشغول شد و در این راه چندین کتاب نوشت. آشنایان با احسان طبری، نقش آثار شهید مطهری را در این تحول عقیدتی جدی می دانند.

حسین شریعتمداری یکی از دوستان نزدیک مرحوم احسان طبری پس از آن انقلاب روحی بود که در زمینه نظریات شادروان احسان طبری راجع به شهید مطهری خاطرات فراوانی دارد. 9 اردیبهشت سالروز درگذشت احسان طبری است و چند روزی هم بیشتر تا سالروز شهادت استاد مطهری فاصله ندارد، لذا بازخوانی بخشی از خاطرات حسین شریعتمداری در همین زمینه خالی از لطف نخواهد بود:

سال های اولیه دهه 60 بود. مرحوم احسان طبری، یکی از چند نظریه پرداز بلند آوازه مارکسیسم و عضو برجسته آکادمی علمی شوروی که شهرتی جهانی داشت، در پی خیانت حزب توده (که مرحوم طبری نیز عضو مرکزیت آن بود) بازداشت شده بود.

او بعد از مدتی مورد لطف و عنایت خدای سبحان قرار گرفت و در مقابل حیرت محافل آکادمیک و عصبانیت مجامع سیاسی شرق و غرب به اسلام بازگشت و با نگاهی عالمانه و جدیتی کم نظیر به نقد و نفی مارکسیسم نشست.

نگارنده [حسین شریعتمداری] در آن هنگام [سال 1362] از سوی شهید محلاتی (نماینده امام (رضوان الله علیه) در سپاه و نیز فرماندهی وقت سپاه پاسداران) برای مباحثه و گفت و گو با احسان طبری و برخی دیگر از اعضای مرکزیت حزب [توده] دعوت شدم و همراه با دو تن دیگر از برادران سپاهی از اولین هفته های بعد از دستگیری سران حزب، کار خود را آغاز کردیم و از نزدیک در جریان تحولات روحی و عقیدتی احسان طبری بودیم.

مرحوم احسان طبری در جریان این گفت و گو ها که بعد از بازگشت وی به آغوش اسلام و تا روزهای پایانی عمر وی نیز ادامه داشت، بارها و به مناسبت های مختلف از استاد شهید مرتضی مطهری یاد می کرد و با قاطعیت می گفت که ترور ایشان نمی تواند کار یک گروه بی شعور نظیر گروه فرقان باشد.

طبری به جد معتقد بود (و برای این اعتقاد خود نیز دلایل و شواهد فراوانی می آورد) که ترور استاد مطهری، طرح و برنامه سازمان سیا و موساد بوده و صرفاً با هدف خشک کردن یکی از چشمه های جوشان معارف اسلامی صورت پذیرافته است.

مرحوم طبری می گفت که آکادمی علوم شوروی نیز به اندازه آمریکایی ها از تولید فکر شهید مطهری نگران بود.

اظهارات مرحوم طبری در باره استاد، اگر چه فراوان و تمامی آنها عبرت انگیز و درس آموز است، ولی در این نوشته ها تنها به چند نمونه از آنها اشاره می کنم ... مرحوم طبری می گفت، «من و دوستانم در حزب توده و نیز در آکادمی علوم شوروی از آثار استاد مطهری استفاده فراوانی می کردیم» و در مقابل پرسش همراه با تعجب نگارنده توضیح داد، (نقل به مضمون) «آقای مطهری از جمله دانشمندانی بود که وقتی می خواست یک نظریه و یک عقیده مخالف اسلام، نظیر مارکسیسم را نقد و رد کند، مثل بعضی ها، عقیده مخالف را از ابتدا و به گونه ای ناقص مطرح نمی کرد که نفی و نقد آن ساده و آسان باشد.

او مارکسیسم را دقیقاً همان گونه که بود مطرح و تمامی دلایل و شواهدی را که ما برای اثبات مارکسیسم می آوردیم، بدون کم و کاست ارائه می کرد و نکته درخور توجه و مورد استفاده ما اینکه استاد علاوه بر آنچه نظریه پردازان مارکسیسم به عنوان دلیل برای اثبات نظر خود آورده بودند، به دلایل جدید و تازه دیگر نیز که به ذهن ما خطور نکرده بود، اشاره می کرد و سپس با نگاهی عالمانه و موشکاف به نقد آن می پرداخت و آنچه را که ما طی چند دهه رشته بودیم، به راحتی پنبه می کرد.

ما به دلایل جدید و بدیعی که استاد مطهری علاوه بر دلایل خودمان برای اثبات ایدئولوژی مارکسیسم می آورد، نیاز فراوانی داشتیم و البته طبیعی بود که به منبع آن اشاره نمی کردیم، زیرا اشاره به مأخذ، باعث مراجعه اعضا و هواداران به نظرات استاد می شد و این، یعنی فاتحه خواندن بر مارکسیسم.»

طبری می گفت، «فلانی! آیا به نظر تو اگر کسی فقط پاورقی استاد بر اصول فلسفه و روش رئالیسم را مطالعه کند، دیگر برای مارکسیسم و سایر مکاتب غیر دینی پشیزی ارزش قائل می شود؟»

گفتنی است که یک روز از نورالدین کیانوری، دبیر کل حزب توده پرسیدم، «چرا بخش قابل توجهی از تبلیغات حزب را به مخدوش کردن چهره استاد مطهری اختصاص می دادید؟» در پاسخ گفت، «پس انتظار داشتید که اعضا و هواداران را به مطالعه آثار ایشان تشویق کنیم؟»

تلاش برای مخدوش کردن چهره آقای مطهری منحصر به حزب توده نبود. در این زمینه میان گرو های مخالف نظام یک توافق نانوشته و البته قطعی وجود داشت. وی توضیح می داد که آثار مطهری برای همه خطرناک بود.

احسان طبری می گفت، «اگر استاد مطهری به اردوگاه مارکسیسم و یا اردوگاه امپریالیسم تعلق داشت، هرگز اجازه نمی دادیم اوقات گرانبهای این کانون تولید فکر و اندیشه برای انجام اموری نظیر فیش برداری و امثال آن تلف شود. در کجای دنیا برای تولید حرارت، به جای هیزم، مبل های گران قیمت را می سوزانند؟»

در جریان یکی از جلسات گفتگو، احسان طبری اصرار می کرد به مسئولان نظام بگویید، ترویج افکار و اندیشه استاد مطهری منحصر به چاپ و توزیع آثار ایشان نیست، باید بر اساس افکار و اندیشه استاد مطهری برای سطوح مختلف آموزشی (دبستان، دبیرستان و دانشگاه ها) فراورده فرهنگی و فکری تولید شود و برای این منظور به ارائه غیر مستقیم اندیشه استاد مطهری در قالب فیلم، سریال تلویزیونی و مخصوصاً رمان تأکید می ورزید.»
(نشریه شاهد یاران، شماره 5 و 6، صفحه 62)