دفاعیات مدیر مسئول روزنامه کیهان در سومین جلسه دادگاه - قسمت سوم
زیردست هاله اسفندیاری و شائول بخاش چه می کردید ؟!

شریعتمداری در ادامه دفاعیات خود خطاب به رئیس دادگاه و اعضای هیئت منصفه گفت؛ اجازه می خواهم پیرامون این بخش از اظهارنظر رئیس انجمن موسوم به «دفاع از حقوق زندانیان» در مصاحبه با «بی بی سی» توضیح بیشتری بدهم و به ترفندی اشاره کنم که بارها از سوی انجمن مورد اشاره و سایر گروهها و جریانات مشابه برای سیاه نمایی علیه انقلاب اسلامی به کار گرفته شده و هنوز هم می شود... ایشان در مصاحبه با «بی بی سی» از یکسو، فضای مذهبی و اخلاقی جامعه در رژیم آمریکایی شاه را مطلوب جلوه می دهد! و از سوی دیگر جمهوری اسلامی ایران را به تخریب ارزش های اخلاقی و دینی متهم می کند! یعنی دقیقاً همان محور تبلیغاتی که آمریکا و متحدانش و مخصوصاً رژیم صهیونیستی علیه اسلام و انقلاب اسلامی دنبال می کنند. رئیس انجمن یاد شده می گوید «کشور ما کشوری بود (منظورش در دوران شاه و رژیم طاغوت است) که همیشه با وجود این که قانون حاکم نبود (منظورش حاکم نبودن قوانین اسلامی است) اما هنجارهای مذهبی نقش پلیس درونی را داشته و افراد را سلف کنترل -SELF CONTROL- کرده بود. حکومت مذهبی باعث شد که اخلاق و ارزش های مذهبی که شیرازه نظم این جامعه را حفظ کرده بود سست و متزلزل گردد و هیچ چیز جایگزین آن نشده است»!
همانگونه که ملاحظه می فرمائید، ایشان و همفکرانشان حاکمیت قوانین اسلامی را عامل ترویج فساد و فحشاء معرفی می کنند.
ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه، شما قضاوت بفرمائید که وقتی آقایان با صراحت اعلام می کنند تشکیل نظام جمهوری اسلامی در ایران عامل گسترش فساد و تباهی بوده است، آیا براندازی آن را دنبال نمی کنند؟! البته وقتی آمریکا و متحدانش طی 31 سال گذشته با همه توانی که به کار گرفته و سرمایه های کلانی که برای براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هزینه کرده اند، هیچ غلطی نتوانسته اند بکنند، بدیهی است که از این موجودات بی نهایت «ریز» کاری ساخته نیست ولی سخن درباره هویت جریاناتی است که در دادگاهی برخاسته از قوانین همین نظام اسلامی به شکایت از روزنامه ای آمده اند که تنها جرم آن پرده برداری از هویت واقعی آنهاست.
و اما، از آنجا که ترفند یاد شده با همین شکل عوامانه آن یعنی اشاره به برخی از ناهنجاری ها و نارسایی ها، به تکیه کلام و ترجیع بند اپوزیسیون برای سیاه نمایی علیه ایران اسلامی تبدیل شده است، اشاره به این نکته را نه فقط ضروری می دانم، بلکه بخشی از دفاعیه خویش تلقی می کنم. و آن نکته، این که در تمامی مجامع آکادمیک برای ارزیابی نسبت موجود میان ناهنجاری های اجتماعی و نظام حاکم بر آن جامعه، فرمول علمی و تعریف شده ای وجود دارد. این فرمول به وضوح نشان می دهد که آیا ناهنجاری های احتمالی یا واقعی، برخاسته از نسخه حکومتی است یا ریشه در نقطه دیگری دارد؟ در این فرمول، ابتدا ناهنجاری های موجود را فهرست می کنند، مثلا؛ توزیع مواد مخدر، رشوه خواری در ادارات دولتی، فساد و فحشاء و... سپس در برابر هر یک از این ناهنجاری ها، نقطه مقابل آن، یعنی «هنجار» مربوطه را می نویسند. حال، اگر «هنجارها» در نسخه حکومتی وجود داشته و بر آن تاکید شده باشد، نتیجه می گیرند که ناهنجاری های پدید آمده از نسخه حکومتی ریشه نمی گیرد و به بیان دیگر هر یک از این ناهنجاری ها علاوه بر آن که برای مردم مشکل آفرین است، مشکل پیش روی نظام حکومتی نیز هست و از سوی دیگر، چنانچه هنجارها در نسخه حکومتی مورد تایید قرار نگرفته باشند، می توان «ناهنجارها» را به نظام نسبت داد.
به عنوان مثال نمی توان انکار کرد که توزیع مواد مخدر، در جمهوری اسلامی هم دیده می شود و یا رشوه خواری در برخی از ادارات وجود دارد و یا مواردی از فساد و فحشاء در جامعه کنونی به چشم می خورد، و این ناهنجاری ها و پلشتی ها در رژیم طاغوت هم وجود داشته است. اما، واقعیت آن است که ناهنجاری های مورد اشاره در رژیم آمریکایی شاه، نه فقط مشکل آن رژیم منحط نبود، بلکه مورد حمایت حکومت شاه نیز بود. اشرف پهلوی مطابق اسناد به جای مانده از رژیم طاغوت، بزرگترین وارد کننده و توزیع کننده مواد مخدر بود و یا دامن زدن به فساد و فحشاء، یکی از برنامه های رسما اعلام شده رژیم شاه بود. ولی تمامی این ناهنجارها در جمهوری اسلامی ایران «جرم» تلقی می شود. یعنی به همان اندازه که برای مردم آسیب رسان است، برای نظام نیز نگرانی آفرین است و اگر گاه و بی گاه نمونه هایی از کوتاهی و تساهل در برخورد با این ناهنجاری ها دیده می شود، گناه آن بر عهده کسانی است که مسئولیت مقابله با آنها را دارند و در انجام مسئولیت خویش مرتکب قصور یا تقصیر شده اند. این فرمول ساخته و پرداخته بنده نیست، بلکه یک فرمول شناخته شده و برخوردار از پایه های مستحکم علمی در علوم اجتماعی است.
آقای رئیس دادگاه آیا عجیب نیست که مراکز استراتژیک آمریکا و اسرائیل و اروپا، از ترویج فساد و فحشاء و گسترش رشوه خواری و توزیع مواد مخدر به عنوان کارآمدترین حربه برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران یاد می کنند و همین دیروز آقای نتانیاهو تاکید می کند که برای به زانو درآوردن حکومت اسلامی ایران باید از صدور سکس استفاده کرد و در همان حال انجمن موسوم به دفاع از حقوق زندانیان در مصاحبه با رادیوهای وابسته به همین دشمنان تابلودار، حکومت مذهبی را عامل ترویج فساد و فحشاء می نامد؟! عبرت انگیز آن که همین مدعیان آزادی و حقوق بشر، هرگاه برخوردی با مروجان فساد و فحشاء صورت می گیرد فریاد «وا حقوق بشرا»!و «وا آزادیا»! سر می دهند.
ریاست محترم دادگاه! نتیجه این محاکمه هرچه باشد، برای بنده نگران کننده نیست، چرا که حکم دادگاهی در جمهوری اسلامی ایران است و با میل و رغبت به آن گردن می نهم. اما، شما که باید پاسداران عدالت باشید و انشاءالله که هستید از کنار این ماجرا و نقش اینگونه مدعیان به آسانی عبور نکنید.
و اما، اکنون به بندهای دیگری از دفاعیه خویش می پردازم و اسناد غیرقابل انکار بیشتری ارائه می دهم.
4- لطفاً، برای آشنایی بیشتر با هویت واقعی شاکیان به این نکته مستند نیز توجه فرمائید. امیدوارم وکلای مدافع شاکی و شاکیان این پرونده مانند وکلای مدافع خانم شیرین عبادی، وقتی نوبت به ارائه اسناد وابستگی آنها می رسد با فضاسازی و ایراد جملات معترضه سعی در متوقف کردن عرایض بنده نداشته باشند و همانطور که با آزادی کامل و خیال آسوده در داخل و خارج کشور و مخصوصا در مصاحبه با رادیوها و رسانه های بیگانه، علیه جمهوری اسلامی ایران و مردم وطن خود سیاه نمایی و دروغ پراکنی می کنند، لااقل ظرفیت شنیدن اسناد وابستگی خود و موکلانشان را هم در حد چند جمله داشته باشند.
بعد از بازداشت هاله اسفندیاری جاسوس شناخته شده موساد و عضو کددار میز ایران در سازمان «سیا»، آقای عمادالدین باقی به عنوان رئیس «انجمن دفاع از حقوق زندانیان » در مصاحبه با رادیو فردا به دفاع از هاله اسفندیاری پرداخته و می گوید «هاله اسفندیاری و برخی از نهادهای حقوق بشری در ایران قربانی روابط پرتنش میان ایران و آمریکا در ارتباط با پرونده هسته ای ایران شده اند»! و در ادامه بی آن که درباره رابطه میان جاسوسی هاله اسفندیاری و پرونده هسته ای ایران توضیحی بدهد، می گوید «خانم اسفندیاری بارها به ایران سفر کرده بود و با آن که در تمامی این سال ها در مؤسسه «وودرو ویلسون» فعالیت می کرد هیچگاه مقامات قضایی و امنیتی او را احضار نکرده بودند» باقی توضیح نمی دهد که مجرم را بعد از کشف جرم بازداشت می کنند نه قبل از آن... و حمایت های دیگری که شرح آن را وا می گذارم. اما چه رابطه ای میان خانم هاله اسفندیاری، جاسوس موساد و انجمن دفاع از حقوق زندانیان وجود دارد که آقای باقی را ملزم به دفاع از ایشان کرده است؟ لطفا دقت بفرمایید تا این رابطه را به وضوح کشف کنید.
«هاله اسفندیاری» همسر «شائول بخاش» سردبیر روزنامه کیهان انگلیسی در دهه چهل و اوائل دهه پنجاه است. بخاش از صهیونیست های یهودی ایران است در جلد هفدهم «اسناد لانه جاسوسی» با عنوان «رابطین خوب آمریکا» بخاش از معدود روزنامه نگاران خوب در ایران برای آمریکایی ها معرفی شده و به عوامل سفارت توصیه شده هنگامی که وی از لندن بازگشت «شما باید او را پیدا کنید و با وی و همسرش]هاله اسفندیاری[ آشنا شوید.» بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، هاله اسفندیاری به اسرائیل می گریزد و سپس از اسرائیل به آمریکا می رود و در لابی رسمی اسرائیل در آمریکا «آیپک» به کار گرفته می شود. کمیته آیپک در سال 1384 سمیناری با عنوان «راه های مقابله با برنامه اتمی ایران» برپا می کند که مدیریت اجرایی آن برعهده هاله اسفندیاری است. در این سمینار، جرج بوش، ایهود اولمرت- نخست وزیر وقت اسرائیل- هیلاری کلینتون، جان بولتون و کاندولیزا رایس حضور دارند. هاله اسفندیاری همزمان با تشکیل دولت موسوم به اصلاحات در خرداد 1376 به مدیریت مرکز مطالعات خاورمیانه ای مؤسسه «وودرو ویلسون» وابسته به کنگره آمریکا منتقل می شود و...
اکنون به گزارشی که مستقیما از سایت اینترنتی مؤسسه با آدرس WWWWILSONCENTERORG گرفته و ترجمه شده است توجه فرمائید. در این سایت از آقایان عمادالدین باقی، رامین جهانبگلو- جاسوس اعتراف کرده سیا-، حسین بشیریه- فراری و ساکن آمریکا- شادی صدر- از دست اندرکاران کمپین دختران و پسران با بودجه میلیونی مؤسسه هلندی هیفوس برای مقابله با ایران اسلامی و... به عنوان همکاران هاله اسفندیاری در مؤسسه وودرو ویلسون، یاد شده است. دیگر در این باره چیزی نمی گویم. «تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل»
5- آقایان عمادالدین باقی، صالح نیکبخت و جمعی دیگر از افراد و گروه های همسو با آنان در تاریخ 32/21/5138 و در اوج چالش هسته ای جمهوری اسلامی ایران با کشورهای گروه 1+5 و در حالی که آمریکا و متحدانش تمامی تلاش خود را برای تن دادن ایران به قطعنامه غیرقانونی و باج خواهانه 7173 شورای امنیت سازمان ملل متمرکز کرده بودند با صدور بیانیه ای جمهوری اسلامی ایران را به نادیده گرفتن این قطعنامه متهم کرده و خواستار اجرای هرچه سریع تر قطعنامه یاد شده از سوی ایران می شوند.
شما را به خدا مگر وطن فروشی شاخ و دم دارد! گفتنی است که برخی از امضاءکنندگان آن قطعنامه هم اکنون به آمریکا گریخته و برخی نیز در ماجرای فتنه آمریکایی 88 بازداشت شده و به همکاری خود با بیگانگان اعتراف کرده اند.
ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه! به خاطر دارید که وکیل مدافع انجمن یاد شده هنگام قرائت شکوائیه خود در جلسه قبلی دادگاه به کیهان اعتراض می کرد که چرا، انجمن متبوع ایشان و اعضای آن را وابسته به بیگانگان دانسته ایم. اکنون باید از آنها پرسید؛ آیا می توانید ادعا کنید که از هویت واقعی «هاله اسفندیاری» به عنوان یک عنصر صهیونیست و جاسوس مشترک «سیا» و «موساد» بی خبر بوده اید؟ به یقین نمی توانید، چرا که خود شما نیز در موسسه «وودرو ویلسون» حضور داشته اید و با برنامه های ضد ایرانی این موسسه که آشکارا در سایت اینترنتی آن اعلام شده است، همراهی و همکاری می کرده اید.
این خبر نیز برای شاکیان پرونده و قضات محترم شنیدنی است که یکی از اعضای این انجمن به جرم تماس با افسر اطلاعاتی CIA در خارج کشور تحت تعقیب قرار گرفته و بازداشت شده بود و یکی دیگر از اعضای همین انجمن در مرکزی که «الیزابت چنی» دختر دیک چنی معاون وقت بوش در دبی برپا کرده برای اقدامات ضد ایرانی آموزش دیده است.
ادامه دارد