دفاعیات مدیر مسئول روزنامه کیهان در سومین جلسه دادگاه - قسمت پایانی
هنوز به نقش فراماسون ها اشاره نکرده ام

مدیر مسئول کیهان در ادامه دفاعیات خود خطاب به ریاست دادگاه و اعضای هیئت منصفه گفت؛ همانگونه که اشاره کردم، در تاریخ 23/12/1385 و در اوج چالش هسته ای جمهوری اسلامی ایران با کشورهای گروه 1+5 و در حالی که آمریکا و متحدانش تمامی تلاش خود را برای تن دادن ایران به قطعنامه غیرقانونی، باج خواهانه و ذلت آفرین 1737 شورای امنیت سازمان ملل متمرکز کرده بودند، شاکیان پرونده بیانیه ای صادر کرده و در آن ضمن محکوم کردن جمهوری اسلامی ایران به علت خودداری از اجرای قطعنامه ذلت بار شورای امنیت، خواستار اجرای هرچه سریعتر این قطعنامه می شوند.
ریاست محترم دادگاه، شما بفرمائید که مگر وطن فروشی شاخ و دم دارد و مگر ستون پنجم دشمن در داخل کشور دست به چه اقداماتی می زند که انجمن موسوم به «دفاع از حقوق زندانیان» نزده است؟! توجه دارید که قطعنامه 1737 شورای امنیت ضمن متهم کردن جمهوری اسلامی ایران به تلاش و حرکت مشکوک برای تولید سلاح هسته ای از ایران خواسته بود کلیه فعالیت های هسته ای خود را متوقف کند. اکنون شما قضاوت بفرمائید که آیا غیر از «وطن فروشی» و «کاسه لیسی» بیگانگان هیچ واژه دیگری می تواند بازگو کننده اقدام این آقایان و خانم های مدعی حقوق بشر باشد؟! آیا فن آوری هسته ای یکی از دستاوردهای بزرگ و درخور تحسین دانشمندان این مرز و بوم نیست؟ و آیا تمامی مردم ایران صرفنظر از سلیقه های سیاسی متفاوتی که دارند از این دستاورد بزرگ حمایت نکرده اند؟ ممکن است بپرسید که این بیانیه به «انجمن دفاع از حقوق زندانیان» و شکایت این انجمن از کیهان چه ربطی دارد؟ در پاسخ باید عرض کنم سأال بنده نیز همین است که صدور بیانیه در حمایت از خواسته های باج خواهانه و برزمین مانده آمریکا و اسرائیل چه ربطی به «حقوق زندانیان» دارد که اعضای انجمن یاد شده مدعی آن بوده اند؟ و آیا همین سند و دهها سند دیگر که در دفاعیه خویش ارائه کرده ام به وضوح نشان نمی دهد، انجمن هایی نظیر «دفاع از حقوق زندانیان» و کانون هایی مانند «کانون مدافعان حقوق بشر» فقط یک «بهانه» و «پوشش» برای وطن فروشی این مدعیان حقوق بگیر حقوق بشر است؟!
ریاست محترم دادگاه! نسخه ای از این سند را به محضر دادگاه ارائه می کنم. لطفاً به نام امضاء کنندگان بیانیه نگاه کنید. تقریباً تمامی شاکیان کیهان و وکلای مدافع آنان ذیل این بیانیه ذلت بار را امضاء کرده اند که آقایان عمادالدین باقی رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان و صالح نیکبخت وکیل مدافع این انجمن و همچنین آقایان محمدعلی دادخواه و عبدالفتاح سلطانی و خانم نسرین ستوده، وکلای مدافع خانم شیرین عبادی، آقای محسن کدیور یکی دیگر از شاکیان کیهان و دهها تن دیگر از جمله امضاء کنندگان این بیانیه هستند. تعدادی از امضاء کنندگان این بیانیه نیز به خارج از کشور گریخته و هم اکنون از دولت های آمریکا و انگلیس پناهندگی گرفته اند.
در این هنگام آقای صالح نیکبخت در حالی که وانمود می کرد چنین بیانیه ای وجود ندارد، به شریعتمداری گفت؛ نسخه ای از این سند را در اختیارش قرار دهد و شریعتمداری در پاسخ گفت؛ تمامی این اسناد را در پایان همین جلسه به دادگاه ارائه می کنم. ولی آقای صالح نیکبخت بر خواسته خود اصرار ورزید و مدیر مسئول کیهان با اجازه رئیس دادگاه و اعلام این که چند نسخه از این سند را در اختیار دارد، نسخه ای از بیانیه مورد اشاره را که مستقیماً از سایت رادیو فردا گرفته شده بود به آقای صالح نیکبخت داد.
مدیرمسئول کیهان در ادامه دفاعیات خود به بخش دیگری از شکایت مطروحه پرداخته و گفت؛
6- ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه!
در شکوائیه انجمن یاد شده به کیهان اعتراض شده است که چرا این انجمن را به مخالفت با احکام اسلامی متهم کرده ایم که در این باره اگرچه گفتنی بسیار است ولی از آن میان فقط به یک نکته که می تواند فصل الخطاب باشد اشاره می کنم و می پرسم مگر آقایان و انجمن متبوع ایشان با حکم اعدام برای جنایتکاران مخالفت نمی کنند و مگر این تابلو را همه جا و مخصوصاً در مجامع خارجی روی دست نمی گیرند؟ آیا این حکم یکی از احکام صریح اسلام نیست؟! مگر اعضای جبهه ملی به علت مخالفت با احکام قصاص در اسلام، از سوی حضرت امام(ره) حکم ارتداد نگرفتند؟!
در این باره علاوه بر مبانی اسلامی باید به این نکته اشاره کنم که مخالفان حکم اعدام برخلاف تظاهر به انسان دوستی، با انسان ها سرجنگ و ستیز دارند و میان قاتل و مقتول به جای حمایت از مقتولی که به ناحق کشته شده- چون اگر قتل غیرعمد مجازات اعدام ندارد- جانب قاتل را می گیرند. آیا صرفنظر از احکام اسلامی، حمایت از قاتل به مفهوم نادیده گرفتن حق مظلوم یعنی شخص مقتول و اشاعه جنایت و قتل و خونریزی نیست؟!
قاتل به این علت اعدام می شود که بی گناهی را به قتل رسانده است پس در این ماجرا، جان دو انسان مطرح است یکی قاتل و دیگری مقتول. کسانی که تحت عنوان حمایت از «جان انسان ها» با کشته شدن و قصاص قاتل مخالفت می ورزند عملاً زندگی و حیات شخص مقتول را نادیده می گیرند زیرا اگر جان انسان ها محترم است این احترام بایستی شامل جان مقتول نیز باشد. ولی طرفداران نظریه مخالفت با اعدام قاتل اولاً بین جان قاتل و جان مقتول تفاوت قائل شده اند ثانیاً، و بدتر این که؛ حیات کسی که جنایت کرده است را به حیات کسی که مظلومانه مورد جنایت قرار گرفته و نیز حیات کسانی که به علت تجری قاتلان در معرض جنایت های بعدی قرار می گیرند ترجیح داده اند.
مدیرمسئول کیهان افزود؛ اینجانب در دهه 60 از طریق هفته نامه کیهان هوایی مناظره ای مکتوب با سازمان عفو بین الملل داشته ام که نامه های عفو بین الملل وجوابیه های بنده به صورت کتابی تحت عنوان «نشانه روی با تفنگ های بدون فشنگ» و در سه زبان فارسی، انگلیسی و عربی منتشر شده است. برای پیشگیری از اطاله کلام، نسخه ای از این کتاب را که بحثی پیرامون موضوع مورد اشاره است به محضر محترم دادگاه تقدیم می کنم. شریعتمداری در پایان دفاعیات خود گفت؛
7- ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه
دفاعیات خویش را با این نکته به پایان می برم که افرادی نظیر آقای عمادالدین باقی و صالح نیکبخت و یا انجمن دفاع از حقوق زندانیان، در مقابل منطق، اقتدار و انسان دوستی جمهوری اسلامی ایران عددی نیستند که به حساب آیند و حمایت مجامع بین المللی از آنها نه به دلیل جایگاه علمی یا اجتماعی آنان، بلکه صرفا به خاطردروغ پردازی ها و دستمزد توهم پراکنی های این عده علیه جمهوری اسلامی ایران است. آنها ابتدا با یک ترفند شناخته شده و نخ نما، این جریانات را تحت حمایت سیاسی و رسانه ای و مالی و تبلیغاتی خود می گیرند و به آنان رشد بادکنکی می دهند و سپس، زبان خود را به کام آنها نهاده و علیه اسلام و انقلاب و مردم مسلمان این مرز و بوم توهم پراکنی می کنند. می پرسید چرا دشمنان ملت مسلمان درباره این جریانات ریز، دست به درشت نمایی می زنند؟ پاسخ روشن است. برای آن که به زعم خود، حرف های گنده را از دهان های واقعا ریز مطرح نکرده باشند.
بعد از پایان دفاعیات شریعتمداری و در حالی که رئیس دادگاه ختم جلسه دادرسی را اعلام کرد، وکلای مدافع شیرین عبادی که تعداد آنها در سومین جلسه با افزایش 4 وکیل جدید از جمله آقایان عبدالفتاح سلطانی و محمدعلی دادخواه، تعدادشان به 8 نفر رسیده بود خواستار طرح مسائلی درباره دفاعیات مدیر مسئول کیهان شدند و رئیس دادگاه با اعلام این که شما متن شکایت خود را در جلسه قبلی مطرح کرده و درباره آن بحث کرده اید گفت؛ اگر مطلب جدیدی دارید مطابق قانون باید شکایت جدیدی ارائه کنید. دادگاه فقط به شکایاتی رسیدگی می کند که قبلاً به دادستانی ارائه شده باشد. در این هنگام شریعتمداری از رئیس دادگاه خواست اجازه بدهد وکلای خانم عبادی شکایات دیگر خود را نیز مطرح کنند و افزود؛ بنده درباره هویت خانم شیرین عبادی و برخی از وکلای مدافع ایشان از جمله آقایان عبدالفتاح سلطانی، محمدعلی دادخواه و خانم نسرین ستوده اسناد و گفتنی های فراوان دیگری دارم که چون بیرون از موضوع شکایت قبلی ایشان بود به آن نپرداخته ام. این اسناد را هم اکنون به همراه خود دارم و اطلاع مردم از آنها بسیار ضروری است. اما، رئیس دادگاه در پاسخ مدیر مسئول کیهان گفت؛ درخواست شما هم غیرقانونی است، دادگاه که جلسه مناظره نیست. شاکی شکایت خود را مطرح کرده و وکلای مدافع ایشان درباره شکایت خود بدون محدودیت وقت صحبت کرده اند و اگر غیر از موضوع شکایت مطرح شده شکایت دیگری دارند باید مطابق قانون، شکایت جدیدی ارائه کنند.
نسرین ستوده، یکی از وکلای مدافع شیرین عبادی گفت؛ آقای شریعتمداری با اشاره به روزنامه رستاخیز ادعا کرده که خانم شیرین عبادی خود را جان نثار شاه دانسته و از کشتار مردم توسط رژیم پهلوی حمایت کرده است و این دروغ محض است! شریعتمداری در پاسخ گفت؛ بنده نسخه اصلی روزنامه رستاخیز را به دادگاه ارائه کرده ام که در آن به اظهارات خانم شیرین عبادی درباره جان نثاری برای شاه و حمایت از قتل عام مردم مظلوم قم تأکید شده است. بنابراین تقصیر خانم شیرین عبادی است که نمی دانست انقلاب اسلامی در پیش است و با خیال راحت آن اظهارات مشمئز کننده را بر زبان آورده بود. این شما و این هم نسخه ای از روزنامه رستاخیز مورخ 3/11/56، این سند را چگونه می توانید انکار کنید؟! روزنامه رستاخیز که متعلق به جمهوری اسلامی ایران نبوده است. رئیس دادگاه به شریعتمداری گفت؛ هیچکدام حق گفت وگوی دوجانبه ندارید، شاکی اگر موضوع جدیدی را قابل شکایت می داند باید شکایت جدیدی مطرح کند و شما هم باید پاسخ خود را بعد از طرح شکایت جدید ارائه کنید و شریعتمداری خطاب به وکلای شیرین عبادی گفت؛ خواهش می کنم شکایت دیگری مطرح بفرمائید تا اسنادی را که فرصت طرح آن نبود، ارائه کنم و در حالی که کتاب قطور «فراموشخانه و فراماسونری در ایران» نوشته اسماعیل رائین را روی دست بلند کرده بود گفت؛ هنوز ردپای فراماسون ها در ماجرای خانم شیرین عبادی را مطرح نکرده ام. این کتاب در دوران طاغوت نوشته شده و امیدوارم وکلای خانم شیرین عبادی این اسناد را مانند سند روزنامه رستاخیز که آن هم مربوط به دوران طاغوت است، انکار نکنند که نمی توانند انکار کنند.