اعتراض بنفش‏ها به نظام انتخاباتی انگلیس جدی می‎شود
انتخابات پارلمانی انگلیس، و میخ های آخر به تابوت نظام تک حزبی

 

گروه بین‌الملل- شکست سیاست های حزب کارگر در دوران بلر که در دو عرصه اقتصادی و سیاست خارجی رقم خورد و باعث استعفای وی شد، همه را متقاعد کرده بود که محافظه کاران انتخابات آسانی پیش رو خواهند داشت، اما اعلام نتایج انتخابات نشان داد که محافظه کاران علی‌رغم دارا بودن بیشترین کرسی ها، کمتر از نیمی از پارلمان را از آن خود کرده اند.

مجلس عوام انگلیس 650 کرسی دارد که تسلط بر نصف به علاوه یک این کرسی ها برای تشکیل دولت مورد نیاز است. بر اساس نتایج انتخابات، حزب محافظه کار به رهبری دیوید کامرون 306 کرسی از مجلس عوام را به خود اختصاص داد.

حزب کارگر که رهبری آن را گوردون براون برعهده دارد، 258 کرسی به دست آورد و در رتبه دوم قرار گرفت. حزب لیبرال دموکرات به رهبری نیک کلگ علی‌رغم سرو صدای فراوانی که ایجاد کرد، با از دست دادن پنج کرسی نسبت به پارلمان گذشته تنها 57 کرسی به دست آورد.

وجود اکتفا به اکثریت نسبی و نظام انتخاباتی تک مرحله ای باعث اعتراضات به نظام انتخاباتی این کشور شده است. حزب لیبرال دمکرات با 23 درصد آرا تنها 9 درصد مجلس عوام را به خود اختصاص داده است.

اگرچه از حزب کارگر تنها عنوانی در صحنه سیاسی انگلیس باقی مانده است، اما این حزب همچنان یکی از دو قطب اصلی در نظام سیاسی انگلیس به شمار می رود. این حزب در دهه پنجاه میلادی بانی اصلی دولتی سازی در این کشور به تبع ایدئولوژی مارکسیستی و سایه انداختن تفکر کینزی بر انگلیس و آمریکا بود.اما در دوران بلر، نه تنها دیگر خبری از آن نگاه به اقتصاد وجود نداشت بلکه یکی از مصادیق جدی سیاست های نولیبرال را در همین دوران آغاز شد.

بلر، اساسنامه حزب کارگر را تغییر داد و هدف زندگی اشتراکی که از مولفه های اصلی مارکسیسم بود را از آن حذف کرد. وی طرفدار جدی سیاست های بازار و محدود کردن اتحادیه های کارگری به نفع کارفرماها بود. در دوران وی، حداقل دستمزدها کاهش یافت و با قاطعیت می توان گفت که وی از دولت محافظه کار مارگارت تاچر نیز لیبرال تر عمل کرد.

به نظر می رسد در چنین شرایطی انتخاب برای مردم انگلیس بسیار محدود شده باشد و آنها مجبورند بین دو تفکر بسیار نزدیک به هم یکی را انتخاب کنند.

تاکتیک حزب کارگر در شرایطی که بختی برای پیروزی نداشت، استفاده از حزب لیبرال دمکرات بود. در کشورهای آمریکا و انگلیس که دارای نظم سیاسی دو حزبی هستند، وجود طیف سوم بسیار تعیین کننده است. هر یک از دو حزب که موفق شود گزینه جایگزین رقیب را بهتر به عنوان طیف سوم معرفی کند، در انتخابات بخت بیشتری برای پیروزی خواهد داشت.

با ناامیدی حزب کارگر از پیروزی؛ دو تن از اعضای ارشد این حزب به طرفداران خود توصیه کردند تا به طور تاکتیکی در برخی حوزه ها به نامزد لیبرال دموکرات ها رای دهند تا کرسی های محافظه کاران کاهش یابد. آنان درخواست مشابهی از طرفداران حزب لیبرال دموکرات داشتند و از آنها نیز خواستند در حوزه هایی که نامزدشان بخت چندانی برای پیروزی ندارد و رقابت بین احزاب محافظه کار و کارگر است، به نامزد حزب کارگر رای دهند. این طرح موثر افتاد و حزب محافظه کار موفق به کسب حدنصاب لازم نشد. این، برای نخستین بار از سال 1974 است که هیچ حزبی نتوانسته پیروز انتخابات شود.

دولت ائتلافی آینده به احتمال فراوان از دو حزب کارگر و لیرال دمکرات خواهد بود، اگرچه تا زمان وقوع چنین حالتی نمی توان قاطعانه در مورد آن اظهارنظر کرد و همه احتمالات ممکن تا آخرین لحظه قابل تحقق است. آرای بالای حزب لیبرال دمکرات که توانست 23 درصد آرا را به خود اختصاص دهد، نشان می دهد، نشانه های تغییرخواهی در بین مردم این کشور آشکار شده است. شباهت روزافزون دو حزب کارگر و محافظه کار باعث روی آوردن مردم به حزب سوم شده است. نظام انتخاباتی مبتنی بر اکثریت ساده اجازه ظهور آن را نداده و همین باعث شده است بسیاری از گروه های معترض که رنگ بنفش را به عنوان علامت اعتراض انتخاب کرده اند، نظام انتخاباتی این کشور را مسخره بخوانند.و همه این اتفاقات نشان دهنده آن است که هژمونی تک قطبی در جهان و نظم نوین امریکایی جهانی که انگلستان را هم از خود متاثر کرده بود،اینک در حال فروپاشی است.

دوران نخست وزیر محافظه کار، مارگارت تاچر که دولت وی 11 سال به طول انجامید و علی‌رغم شرکت در جنگ های جزایر مالویناس و حمله به عراق به دلیل سقوط اقتصادی و متهم شدن به فریبکاری در سیاست خارجی شد باعث جایگزین شدن دوران طولانی حاکمیت حزب کارگر به جای دولت محافظه کار شد که تاچر در خاطراتش نوشته است ما حزب کارگر را شاید برای همیشه از سیاست بیرون راندیم. بانوی آهنین خود باعث بازگشت حزب کارگر و حاکمیت طولانی مدت آن شد و اکنون عملکرد کابوس وار وزیر خزانه داری آهنین (لقب براون در دوران بلر) می رود تا چیزی را رقم بزند که حزب رقیب توان انجام آن را نداشت.