مشارکت و مجاهدین انقلاب، از انحراف تا فرجام/4
روزنامه های زنجیره ای و حق راهپیمایی علیه خدا

 

گروه سیاسی - در 3بخش پیشین سلسله مطالب «مشارکت و مجاهدین انقلاب، از انحراف تا فرجام» به اصلاح قانون مطبوعات، لوایح دوقلو، تحصن، تقاضای نوشیدن جام زهر از رهبر انقلاب، سخنان هاشم آغاجری و حواشی آن، کنفرانس برلین و ...پرداخته شد.
در این بخش به طور اجمالی مروری بر روند عملکرد روزنامه های زنجیره ای دوره اصلاحات که در عمل بیشترین تاثیر را از احزاب مجاهدین و مشارکت می پذیرفتند خواهیم داشت:


شارلاتانیزم مطبوعاتی:

«ساختارشکنی و حمله به مبانی دینی» از خصوصیات بارز مطبوعات وابسته به حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب طی دوره حاکمیت دولت اصلاحات بود. در این مسیر برخی از نویسندگان دوران پهلوی نیز به میدان آمدند و همه جانبه به خطوط قرمز جمهوری اسلامی یورش بردند. در این راه اگر روزنامه ای نیز توقیف می‌شد، با توجه به مجوزهای فراوانی که از بورقانی (معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد و عضو حزب مشارکت) گرفته شده بود، دیگر روزنامه ها به سرعت به میدان می آمدند. بدین ترتیب علناً قانون دور زده می شد و به همین علت بود که تعبیر «روزنامه‌‌های زنجیره‌ای» برای وصف وضعیت مطبوعات تندروی وابسته به احزاب دوقلو بکار گرفته می شد.

حملات روزنامه های زنجیره ای به اندیشه های دینی و نظام جمهوری اسلامی تا جایی شدت گرفت که رهبر معظم انقلاب در سخنرانی‌های متعددی هشدارهای فراوانی در این رابطه دادند و از «شبیخون فرهنگی در پوشش مطبوعات» سخن گفتند: «ما با یک تهاجم و جنگ حقیقی و سازمان یافته مواجه هستیم... کسانی که نسبت به مسائل فرهنگی حساسیت داشته باشند، متوجه تهاجم فرهنگی خواهند شد و نشانه‌های بارز و بی‌شماری را در این زمینه مشاهده خواهند کرد» 63

و در همین راستا دری نجف آبادی، وزیر اطلاعات دولت خاتمی نیز متذکر شد:
«در مبارزه‌ای که دشمنان ما آغاز کرده‌اند، برخی روزنامه‌ها و نشریات و جریان‌های سیاسی آگاهانه و ناآگاهانه زمینه‌ساز آن شده‌اند» 64

روزنامه‌ جامعه، اولین جریده‌ نزدیک به حزب مشارکت بود که از 1376.11.16 به مدت شش ماه، 120 شماره‌ منتشر نمود. در ابتدای مرداد 1377 این روزنامه توقیف گردید. این روزنامه که حلقه‌ اول روزنامه‌های زنجیره‌ای طرفدارحزب مشارکت قلمداد می‌شد، توسط حمیدرضا جلایی‌پور، از اعضای ارشد حزب مشارکت، هدایت می‌شد. توقیف روزنامه‌ جامعه به این شکل بود که پس از آنکه شش مورد شکایت از روزنامه‌ جامعه در شعبه‌ 34 دادگاه عمومی تهران به ثبت رسید و تفهیم اتهامات به مدیر مسئول آن انجام شد، جلسه‌ دادگاه، صبح روز دوشنبه 18 خرداد ماه 1377 برگزار گردید. با اتمام جلسه‌ دادگاه، هیئت منصفه رأی به مجرمیت مدیر مسئول روزنامه‌ جامعه داد و قاضی نیز با توجه به نظر هیئت منصفه و به استناد مواد 608 و 640 قانون مجازات اسلامی رأی بر محکومیت جلایی‌پور داد و امتیاز این روزنامه‌ مشارکتی لغو گردید.

افراطیون با لغو امتیاز روزنامه جامعه اعلام کردند که روزنامه‌ دیگری با همان شیوه و مشی منتشر خواهند کرد و دیری نپایید که روزنامه‌ توس را به دکه‌ روزنامه‌فروشی‌ها فرستادند. از 1377.5.3 بلافاصله بعد از توقیف جامعه و در مدت پنجاه روز، 45 شماره از روزنامه‌ی توس منتشر شد. روزنامه‌ی توس همان روش ساختارشکنی و تشنج‌آفرینی روزنامه‌ی جامعه را با همان نویسندگان که در بین آنها روزنامه‌نگاران رژیم شاه نیز به چشم می‌خوردند، در پیش گرفت و از این رو، در اواخر تابستان 1377، قرار توقیف موقت انتشار روزنامه‌ی توس صادر گردید.

دیگر روزنامه زنجیره ای روزنامه‌ نشاط نام داشت. این روزنامه از 1377.12.1 به مدت هفت ماه انتشار یافت. در 1378.6.13 نشاط به حکم قاضی شعبه‌ 1410 دادگاه عمومی تهران توقیف شد و مدیر مسئول آن برای تفهیم اتهامات به دادگاه احضار گردید و البته وضعیت دیگر روزنامه ها و هفته نامه های تحت نظر احزاب دوقلو طی حاکمیت اصلاح طلبان جز این نبود، برخی عباراتی که طی این سالها در روزنامه های زنجیره ای و دیگر مطبوعات این طیف بکار رفته بود عبارتند از:

* «به خدا هم میتوان اعتراض کرد و او را فتنه گر نامید»65

* «اگر مجوز راهپیمایی به هرگروه بر اساس قانون داده شود، اشکالی ندارد. حتی علیه خدا» 66

* «حذف صحنه های جنسی و مشروب خواری از فیلم های مستند هیچ مستند شرعی ندارد! کجای فقه آمده که گفتن و شنیدن این که پسری به دختری بگوید دوستت دارم ، حرام است؟» 67

* «در بعد مسائل فرهنگی سه مشکل هست که حوزویان باید آن را حل کنند . یکی موسیقی به نحوی که انسان هر وقت دلش خواست ضبط را روشن کند و یکی هم رقص و دیگری ماهواره به نحوی که در فیلم به زنان از زانو به بالا عریان هم بتوان نظر انداخت» 68

* «نظریه ی غیرت دینی، ویران کننده ی اندیشه و فرهنگ و تمدن است» 69

* «یک زمانی مردم میگفتند چون عیسی (ع) این سخن را گفته پس درست است، اما امروز عیسی که سهل است، خود خدا هم اگر حرفی بزند و آن حرف با عقل مردم منطبق نباشد، نخواهند پذیرفت. امروز خدا در جامعه هیچ کاره است» 70

* «مظاهر دینی چون حجاب و حیای زنان، نماد عقب افتادگی است» 71

* «آن دسته از جوانانی که به مساجد روی می آورند یا کتب دینی را مطالعه می کنند، از نظر ساختار فکری و روانی ضعیف هستند! یعنی ضعفای نسل جوان از نظر فکری و روانی و کم اطلاع ترین آنها هستند» 72

* «قوانین شرعی در مورد زنان ظالمانه است» 73

* «اینکه پیامبر را ابوالقاسم لقب داده اند، نه ابو فاطمه، حاکی از غلبه فرهنگ جاهلی مرد سالاری است» 74

* «تفکر شیعه گری موجب انحطاط مملکت ما و مانعی برای دموکراسی است» 75

* «هیئت‌ها‌ی مذهبی، منشا خشونت اند» 76

* «فرهنگ شهادت خشونت آفرین است.اگر کشته شدن آسان شد، کشتن هم آسان می شود» 77

* «برخورد با توهین کنندگان به مقدسات، چون منجر به اشاعه توهین می‌شود، خود اشاعه فحشا است» 78

و ...

عملکرد ضد‌‌ دینی مطبوعات ساختارشکن ادامه داشت تا جایی که در اردیبهشت ماه سال 1379 رهبر معظم انقلاب در هشداری صریح، نارضایتی خویش را از عملکرد مجرمانه‌ برخی مطبوعات اظهار داشتند و آنها را «پایگاه دشمن در داخل ایران» خواندند:

«من قلباً از بعضی از پدیده‌هایی که در کشور هست، رنج می‌برم. من نمی‌خواهم آنچه را که برای من رنج‌آور است، با افکار عمومی مطرح کنم، اما این نکته که آن روز گفتم داستان غم‌انگیزی است ... من حالا می‌بینم متأسفانه همان دشمنی که به وسیله‌ی تبلیغات خود، همتش این بود که افکار عمومی یک کشور را به سمتی متوجه بکند، امروز به جای رادیو‌ها آمده و در داخل کشور ما پایگاه زده است. بعضی از این مطبوعاتی که امروز هستند، پایگاه‌های دشمن‌اند، همان کاری را می‌کنند که رادیو و تلویزیون‌های بی.بی.سی و آمریکا و رژیم صهیونیستی می‌خواهند بکنند» 79

روند اهانت های روزنامه های تا جایی بود که رهبر انقلاب در جایی دیگر نیز در این رابطه فرمودند:
«مشکل آنجا بروز می‌کند که اسلام را قبول ندارند، امام را مطلقاً قبول ندارند، این نظام را قبول ندارند. از اول تا توانستند با این نظام جنگیدند و آن وقتی به خانه‌هایشان رفتند نشستند، که دیدند دیگر سلاح‌هایشان کند شده است. اینها بیایند پشت سر کسی یا جمعی پنهان بشوند و شروع کنند به ایمان مردم دست‌اندازی کردن و آن را هدف قراردادن، این قابل قبول نیست. من می‌بینم که بعضی از مطبوعات کشور متأسفانه دستخوش چنین بحرانی هستند ... حد این آزادی کجاست؟ حدش عبارت است از آن حدودی که اسلام تعیین کرده است. اگر بنا شد کسانی مردم را به بی‌ایمانی و به شهوات سوق بدهند، آنها در این‌کار آزاد نیستند. این آزادی خیانت است. اگر کسانی قرار شد بنشینند توطئه کنند و این توطئه را به شکلی در یک نوشته منعکس کنند، این آزادی، توطئه است، این آزادی مردود است. بنده منتظر می‌مانم ببینم دستگاه‌های مسئول چه می‌کنند، و الا جلوگیری از این حرکات موذیانه، کار دشواری نیست. هیچ وقت هم ما فکر اینکه دنیا چه می‌گوید، روزنامه‌های دنیا چه می‌گویند، سازمان‌های دنیا چه می‌گویند، نکرده‌ایم و نباید بکنیم.

مگر باید برای مصالح کشور و مصالح یک ملت، منتظر این حرف‌ها ماند؟ بنده منتظر اجازه‌ بین‌المللی برای نحوه‌ اداره‌ این کشور نمی‌مانم. منتظرم دستگاه‌های مسئول، وزارت ارشاد، دستگاه قضایی، دستگاه‌های امنیتی، کار خودشان را بکنند، ببینیم این کسانی که در بعضی از این مطبوعات، ایمان مردم را هدف گرفته‌اند، از جان مردم چه می‌خواهند.
اینها به انقلاب اهانت می‌کنند. رئیس‌جمهوری محترم در مرقد امام(ره) سخنرانی بسیار خوبی کردند که من بعد، از ایشان به خاطر آن سخنرانی تشکر کردم. اما در روزنامه به عنوان انتقاد می‌نویسند که رئیس‌جمهور متأسفانه در آن سخنرانی، باز همان لحن انقلابی را به خودش گرفت! لحن انقلابی شد یک نقطه‌ ضعف؟ این‌قدر اینها بی‌شرم‌اند! خاطرات جنگ،‌ یاد جنگ، یادگارهای جنگ، یادگارهای شهادت،‌یادگارهای نجابت و عصمت در این کشور مردود واقع بشوند، به چیزهایی بپردازند که به خیال خودشان ایمان جوانان را هدف قرار بدهد،‌ یا آنها را به مسائل خاص جوانی سرگرم بکند؛ این نمی‌شود، این قابل قبول نیست» 80

ایشان در سخنرانی دیگری نیز نسبت به لزوم تفکیک آزادی و توطئه هشدار دادند:
«آن روزی که در این کشور استبداد حاکم بود و همه‌ی ارکان اداره‌ی امور مردم را فرا گرفته بود، آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها اعتراض نکردند، رادیوهایشان هرگز علیه آن دیکتاتوری سخن نگفتند و رعایت حقوق بشر را نیز نادیده گرفتند و از خدا می‌خواستند که نظام مستبد شاهنشاهی باقی بماند. در آن زمان قلم به‌دستان مزدوری که اکنون سرو صدایشان از داخل و خارج به گوش می‌رسد، حتی کلمه‌ای حرف نزدند.

اگر در کشور خفقان حاکم باشد آیا ممکن است افرادی بتوانند در مطبوعات رسمی کشور هرچه می‌خواهند بر طبق میل دشمن بنویسند و پخش کنند؟ آنها می‌خواهند دشمن را خوشحال کنند و اگر دل مردم خوبمان شکست، جوانان مأیوس شدند و خون این همه شهید پایمال شد، از نظر آنها مانعی ندارد» 81

معظم له در جایی دیگر نیز با اشاره به عملکرد برخی مطبوعات در زیر سوال بردن احکام دینی خاطر نشان کردند:
«عوض بیست روزنامه، دویست روزنامه هم منتشر بشود،‌ طوری نیست. یک عده اگر توانایی داشته باشند و حرفی برای گفتن داشته باشند لابد خواننده‌هایی هم پیدا خواهند کرد و مانعی هم ندارد. اما اگر قرار باشد روزنامه‌هایی که منتشر می‌شود با استفاده از کمک این مردم، علیه مصالح این مردم بنویسد آن هم به شکل دروغ و افترا نه اینکه عقیده‌ای دارد و می‌نویسد، بنا باشد بلندگوی رادیوی اسرائیل یا رادیوی آمریکا در این کشور بشود، این قابل قبول نیست. کسانی بیایند احکام و ضروریات اسلام را انکار کنند- مثلاً قصاص را منکر بشوند- این هم یک مقوله‌ دیگر است. نوع دیگری از ایجاد ناامنی است. البته من در این ایام سفر و اشتغالات آن نتوانستم به طور مسجل و دقیق به کنه این مطلب برسم، گفتم رسیدگی کنند. اگر کسی پیدا بشود که به انکار ضروریات دین که از جمله ضروریات دین، قطعاً قصاص اسلامی و شرعی است، تجاهر کند، این مرتد است و حکم مرتد هم در اسلام معلوم است» 82

ادامه دارد ...

-------------------------------------------------------------------------------------------


63. حمید رسایی، پایان داستان غم انگیز، ج اول، تهران، کیهان، 1380، ص 174
64. روزنامه‌ کیهان، 1376.12.11
65. کاظم اصفهانی. روزنامه ایران/ ۲۴ تیر ۷۹
66. روزنامه ی آفتاب امروز ، 78/6/2
67. محمد جعفر هرندی، هفته نامه ی آبان ، 78/11/9
68. جهانبخش محبی نیا. آفتاب امروز ، 78/7/3
69. عطا مهاجرانی. آریا، 79/1/16
70. محسن کدیور.دانشگاه تهران ، سال 79
71. نوشین احمدی،تیر ۷۷، ماهنامه جامعه سالم
72. محمد مجتهد شبستری، ۱۵دی ۷۸، روزنامه فتح ص ۸
73. مهرانگیز کار، ۷ بهمن ۷۸، عصر آزادگان
74. مرضیه آذر افزا، ۱۳ مهر ۷۸، ماهنامه پیام‌ها‌جر
75. سالار بهزادی، ۲۳ آبان ۷۸ صبح امروز
76. محمد قوچانی، ۲۰ فروردین ۷۹، عصر آزادگان
77. عبدالکریم سروش، روزنامه نشاط - ۷۸/۳/۱۲ ص۶
78. عطا مهاجرانی، ۵ مهر ۷۸، اخبار اقتصاد
79. روزنامه کیهان 1379.2.3
80. روزنامه‌ رسالت، 1377.6.25
81. روزنامه‌ ایران، 1377.9.15
82. روزنامه کیهان، 1378.6.11

مستندات کلیه جملات ارائه شده در این مطالب از منابع دیگر همچون کتب « جنگ در پناه صلح، آسیب شناسی حزب مشارکت، ماجراهای هاشم آغاجری، چریک های پشیمان، جلد نخست ویژه نامه رمز عبور و ...» و تعدادی دیگراز جراید و وب سایت های اینترنتی استفاده شده است