هفت تیرکشی پدرخوانده ها در مقیاس جیبی (خبر ویژه)


می گویند وقتی دلاک ها بی کار می شوند، سرهم را می تراشند. این ضرب المثل گویا حکایت 2 همکار خارجه نشین روزنامه های زنجیره ای است که روزگاری با طنزنویسی و کاریکاتور کشیدن در خدمت این روزنامه ها قرار داشتند. خبرهای جدید حاکی از این است که جناب «ا.ن» طنزنویس روزنامه های زنجیره ای و «ن.ک» کاریکاتوریست همان روزنامه ها، در پی یک کری خوانی و مجادله لفظی به تیپ هم زده اند.
ماجرا ظاهراً با روایت تحقیرآمیز ا.ن از حضور ن.ک در روزنامه جامعه آغاز شد آنجا که نوشت «من تلاش کردم تا پای برخی کارتونیست ها را به روزنامه جامعه باز کنم. با اصرار ن.ک که دلش می خواست در نشریات سیاسی و مطرح آن روزها کار کند، او را به شمس معرفی کردم، کارهایش را دید و گفته بود که اینها کاریکاتور نیست، کارتون است، ما کاریکاتور می خواهیم. بعداً «ک» تلاش زیادی کرد تا توانست برخی کارهایش را در روزنامه جامعه و توس منتشر کند».
اما ماجرا سابقه دارتر از این حرف ها بود. بلافاصله پس از افتضاح بزرگ اپوزیسیون در 22 بهمن و دست انداخته شدن پروژه مشترک ا.ن و مهاجرانی تحت عنوان «اسب تروا»، آقای «ک» بیکار ننشست و به جای اسب تروا شکل مضحکی از «درازگوش تروا» کشید. وی این بار در پاسخ اظهارات از موضع بالای آقای «ا.ن» که در سایت مهاجرانی (جرس) چاپ شده بود، در سایت شخصی خود با اشاره به عضویت مشترک با آقای «ا.ن» در شورای سردبیری سایت روز آن لاین نوشت: ما در روز آن لاین قراری داریم. اعضای سایت اگر هم از هم انتقادی دارند، با ذکر نام در هیچ جا به هم نمی پرند. این قرار هفته پیش در نوشته دوست عزیزم ا.ن در سایت جرس نقض شد. اما بار دیگر وقتی نقض شد که شوخی هدفداری در سایت روزآنلاین در مطلب او متوجه من بود. شوخی همزمان ایشان در فیس بوک هم جالب توجه بود. انتقاد من به ایشان جز این نبوده که همکاری با سایت ها یا رسانه های سیاسی- حزبی، همراهی با آنان محسوب می شود، و مخل کار حرفه ای رسانه ای است. به عبارتی این همکاری در عرصه های دیگر، براساس منافع سنجیده می شود نه چیز دیگری. اما در کاریکاتور دیروز، مهاجرانی را کشیدم که سوار بر «ا.ن» از او می خواهد به سوی حکومت برود. «ا.ن» هم دستش پول نقد سبز بود.
این کاریکاتوریست زنجیره ای با بیان اینکه کاریکاتور یاد شده را از فیس بوک حذف کرده به طعنه نوشت: او برایم نوشت که پول سبز باعث ایجاد برداشت های نابجا می شود اما از جرس (جنبش راه سبز) بابت کارهایش حق التحریر می گیرد. پس شاید باید می نوشتم پول «جنبش راه سبز» تا معلوم شود چه می گویم. من از این بابت که جرس به تعدادی از پناه جویان نان می رساند با وجود انتقادهای زیادی که به جرس دارم، خوشحالم.
«ن.ک» با وجود اینکه ادعا می کرد کاریکاتور خود را از فیس بوک حذف کرد اما در سایت خودنویس هم جناب طنزنویس دچار سوء تفاهم را بی نصیب نگذاشت و تصریح کرد «تئوریسین اسب تروا، گاد فادر (پدرخوانده) جنبش سبز شده است. خودنویس با چاپ عکس آقای «ا.ن» می افزاید؛ از قدیم گفته اند اگر آدمها کم صحبت کنند، جای دوری نمی رود. وقتی قرار باشد هر چیزی که به ذهنت رسید، مکتوبش کنی، آن وقت باید یکی را هم پشت سر خودت راه بیاندازی که اصلاً خوب نیست. چون هم مصرف آبت زیاد می شود و هم باید زود به زود فلاش تانکت را عوض کنی. یکی از مصیبت های خارج نشینی هم این است که مخارجت بالاست و برای اینکه دخلت به خرجت برسد ناچار از تولید انبوه هستی و حجم تولید هم که بالا رفت دیگر همه اش که در و گوهر نمی شود.
خودنویس (وابسته به آقای کاریکاتوریست) با اشاره به موضع اخیر «ا.ن» مبنی بر اینکه اظهارات مهاجرانی درباره پذیرش جمهوری اسلامی و ولایت فقیه را تکذیب می کنیم» نوشت: تا پیش از این گمان می کردیم که تنها رضا پهلوی و مسعود رجوی در توهمند، اما انگار هر که پایش را از ایران بیرون می گذارد، همچون اسبی که به هویجش خیره شده، گمان می کند که به همه چیز سیطره دارد. من نمی دانم که جنبش سبز ولایت فقیه را قبول دارد و یا خیر، اما به خدمت جناب «ن» عارضم که آن چک سفیدی را که ده ماه پیش تقدیم آقای موسوی کردی، هنوز نقد نگشته. بدنبود قبل از آنکه احساس جنبش سبز را رصد کنی، یک استعلامی، مشورتی، چیزی، هم از جناب موسوی می کردی. یا حداقل یک صندوق رأی می گذاشتی و یک رفراندومی برگزار می کردی. با نظر سنجی های وب سایت شخصی و نقطه نظرات پری رویان فیس بوکی که کسی پدرخوانده نمی شود پدر من. بعضی لباس ها به تن آدم ها کمی گشاد است. 4 ماه است که ما داریم روی اسب تروای شما ماله می کشیم.