همین امروز دریابید (یادداشت روز)


یک روز پس از آنکه کمیته اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین و کمیته مرکزی جنبش فتح با تصمیم محمود عباس برای از سرگیری «مذاکرات غیرمستقیم» با رژیم صهیونیستی موافقت کردند، «اسحاق آهرونوویچ» وزیر امنیت داخلی این رژیم با صراحت و قاطعیت اعلام کرد تخریب هزاران منزل فلسطینی در قدس شرقی را از فردا- سه شنبه هفته قبل- آغاز می کند. این عملیات آغاز شد و همزمان با آن، واحدهای مهندسی اسرائیل که از سوی پلیس اسرائیلی بیت المقدس حفاظت و پشتیبانی می شدند، ساخت 12 هزار واحدمسکونی- برای استقرار حدود 50 هزار صهیونیست جوان در قدس شرقی- را آغاز کردند!
آنچه این روزها در فلسطین می گذرد ملغمه ای از اقدامات تجاوزکارانه، توجیه گرانه، انفعال و انتظار است. رژیم صهیونیستی تجاوز می کند، آمریکایی ها توجیه می کنند، دولت های عربی و اسلامی منفعلند و فلسطینی ها منتظرند تا دستی از غیب بیرون آید و آنان را نجات دهد! رژیم صهیونیستی در شرایطی تخریب منازل فلسطینی در قدس شرقی را دنبال می کند و یهودی سازی کامل آن را مدنظر دارد که آمریکایی ها رئیس تشکیلات فلسطین را به آغاز مذاکره با اسرائیل و رها کردن پیش شرط قبلی خود- مبنی بر توقف ساخت شهرک های جدید- متقاعد کرده اند و بعضی از محافل سیاسی عرب، آن را تنها راه نجات! فلسطینی ها ارزیابی کرده اند.
روزنامه سعودی الحیات دو روز پیش- و درست در زمانی که تخریب منازل فلسطینی در قدس شرقی شروع شده بود - به درج تحلیل مبسوطی درباره اهمیت روند سازش با رژیم تل آویو دست یازید که تیتر آن این بود: «فلسطینی ها باید به اوباما اعتماد کنند». در این صحنه آمریکایی ها به فلسطینی ها می گویند، پیش شرط ها را کنار بگذارید و به چیزی غیر از مذاکره فکر نکنید! چند روز پیش جرج میچل فرستاده ویژه اوباما به سرزمین های اشغالی به فلسطینی هایی که از او دستور کار مذاکراتی که او همواره بر آن تاکید می کند را خواسته بودند، گفت: «پیش از مذاکره هیچ طرحی وجود ندارد!» در واقع برای آمریکایی ها مذاکره دو طرف اهمیت دارد و نه آنچه در این مذاکرات مطرح می شود.
اقدامات یکه تازانه طرف صهیونیستی، اقدامات جامع و عاجل کشورهای عربی و اسلامی را طلب می کند اما با این وجود اکثریت کشورهای عرب و مسلمان از کنار این اقدامات عبور و بعضی از آنان فقط ابراز تاسف کرده اند. در این میان مهمترین عبارتی که از یکی از کشورهای عرب همسایه فلسطین شنیده شد این بود که: «اظهارات وزیر امور داخلی اسرائیل درباره تخریب منازل عرب های ساکن قدس شرقی ناامید کننده است»! این در حالی است که اکثر 54 کشور اسلامی و 22 کشور عرب ظرفیت بالایی در مقابله با سیاست های صهیونیستی دارند. سکوت و انفعال مسلمان ها و عرب ها در مقابل محاصره 4 ساله غزه کار را به تخریب منازل فلسطینی در قدس شرقی کشاند. در واقع کشورهای اسلامی- عربی خود عامل اصلی ویرانی منازل مسلمین- در بیت المقدس هستند و البته شاید کمی خوشبینانه است که ما از کشورهای عرب عضو اتحادیه ای که انگلیسی ها در سال 1324 - در پایان جنگ جهانی دوم- آن را با مشارکت اولیه 7 کشور اصلی عرب- مصر، سوریه، عراق، یمن، لبنان، اردن و عربستان- تشکیل دادند و همواره هدایت آن را در اختیار داشته اند، توقع واکنش داشته باشیم!
در این صحنه فلسطینی ها «در انتظار» به سر می برند. البته وضع فلسطینی ها تا حد زیادی قابل تامل است. اسرائیل در حال حاضر فلسطینی ها را به 4 بخش تقسیم کرده است یک بخش فلسطینی های ساکن در مناطق 1948 هستند که در شمال، مرکز و جنوب فلسطین در زیر سیطره مستقیم رژیم صهیونیستی زندگی می کنند. جمعیت این ها حدود 5/1 میلیون نفر می شود، یک بخش فلسطینی های ساکن در اردوگاههای فلسطینی در 4 کشور عرب همسایه خود می باشند. جمعیت این ها از 5 میلیون نفر تجاوز می کند. یک بخش فلسطینی های ساکن در 7 شهر کرانه باختری است که جمعیت آنان حدود 2/2 میلیون نفر می باشد و یک بخش فلسطینی های ساکن باریکه غزه می باشد که جمعیت آنان حدود 5/1 میلیون نفر است. اسرائیلی ها توانسته اند حدود 10 میلیون فلسطینی را هم جدا کرده و هر کدام را با دغدغه های فراوانی مواجه نمایند.
بعضی از تحلیلگران خوش باور گمان می کردند که اسرائیل برای تقویت سازشکاران به موازات اعمال فشار به ساکنان باریکه غزه و دولت اسماعیل هنیه، آزادی هایی را به ساکنان کرانه باختری و دولت خودگردان می دهد. تخریب منازل ساکنان عرب قدس شرقی و یهودی سازی مسجد حضرت ابراهیم - علیه السلام- در شهر الخلیل و تلاش برای یهودی کردن مسجدالاقصی این تصور خوش باورانه را باطل کرد. با این وصف این تحلیل باید فراگیر شود که: «برای اسرائیل هیچ چیز مهمتر از تثبیت موقعیت خود نیست که آن را با قبول فلسطینی ها در همسایگی خود در تضاد می بیند» بنابراین تردیدی نباید کرد که تل آویو فقط به مذاکره ای تن می دهد که نتیجه آن تثبیت موقعیت رژیم صهیونیستی باشد. اما در خصوص این موضوع چند نکته اساسی به چشم می خورند:
1- تخریب هزاران منزل فلسطینی در قدس شرقی می تواند به دو صورت هیجانی و عادی انجام شود به عبارت دیگر سوال این است که رژیم صهیونیستی وقتی می تواند به مرور و بصورت یک منزل یک منزل به هدف خود برسد، چرا به جای این سیاست کم هزینه، بصورت تهاجمی و با اعلام وزارتخانه امنیتی آن وارد میدان شده است؟ به نظر می آید اسرائیل یا زمان لازم را در اختیار ندارد و یا تخریب منازل فلسطینی با بهره گیری از شیوه ای تهاجمی را برای دست یافتن به اهداف دیگری- که رسماً اعلام نمی شوند- دنبال می کند. اگر نگاهی به روند امور بیاندازیم درمی یابیم که رژیم صهیونیستی توامان از «شکست در تهاجم نظامی» و «شکست اخلاقی» رنج می برد این رژیم از سال 1363- اولین ضربه سنگینی که در لبنان دریافت کرد- تاکنون شکست های فراوانی را متحمل شده که شکست 4 سال پیش در جنگ 33 روزه نقطه اوج آن بود. از سوی دیگر وضعی که برای این رژیم در دو جنگ 33روزه و 22 روزه پیش آمد، اسرائیل را با «شکست فاحش اخلاقی» مواجه کرد. گزارش حدود 500 صفحه ای ریچارد گلدستون که 2000 سند به آن پیوست شده بود، اوج بحران اخلاقی این رژیم را به تصویر کشید و در واقع نشان داد که حتی غرب هم نمی تواند بحران نامشروع و ظالمانه بودن اقدامات تل آویو را انکار کند. بر این اساس می توانیم بگوئیم اسرائیل در این فضا تلاش می کند که حرف آخر خود -یهودی سازی بیت المقدس که مسلمین و مسیحی ها نمی توانند در برابر آن سکوت نمایند- را بزند و ضمناً به دنیا بگوید اگر ما را در مواجهه با موج سنگین اسلام گرایی رها کنید، هیچ محدوده ای را از تعرض خود، استثنا نمی کنیم.
2- رژیم صهیونیستی این نکته را بخوبی می داند که مجال زیادی ندارد و فضای بین المللی و منطقه ای با سرعت زیادی ضد اسرائیلی می شود و حامیان غربی که تاکنون با قاطعیت از همه اقدامات این رژیم حمایت می کردند اینک به «اما» و «اگر»ها روی آورده اند و در بعضی از این کشورها حتی دستگیری مقامات اسرائیلی بعنوان «جنایتکار جنگی» زمزمه شده است و مخالفان اسرائیل توانسته اند از ظرفیت قضایی کشورهای حامی این رژیم برای طرح دعاوی خود استفاده نمایند. اسرائیل این فرآیند را کنترل ناپذیر ارزیابی می کند و معتقد است «مشکل اخلاقی» غرب برای پذیرش اقدامات اسرائیل روز به روز افزایش می یابد و به موازات آن اقدامات نظامی فلسطینی ها علیه رژیم تل آویو روز به روز «اخلاقی تر» می شود. این شرایط دولت نتانیاهو را نگران کرده و اقداماتی که قرار بود در یک فرایند 30-20 ساله انجام شود را جلو انداخته است.
3- کشورهای عربی در شرایط فعلی دچار بحران توانایی و انگیزه شده اند. مصر که بزرگترین کشور عرب همسایه فلسطین است و زمانی پیشتاز مبارزه ضد اسرائیلی شناخته می شد تا جایی که از نفس افتاده است دولت قاهره دیگر هیچ جایگاهی در تحولات منطقه ای ندارد و علیرغم واگذاری پی در پی نقش های ویژه از سوی غرب به آن، نتوانسته تاثیری بر منطقه عربی بگذارد. تا جایی که عربستان سعودی از حماس و جهاد درخواست می کند که به مصر اجازه دهند وارد معادله فلسطین شود. وضع اردن از مصر هم وخیم تر است، اردن در فاصله سالهای 1357 تا 1375 نقش زیادی در جهان عرب و بخصوص در موضوع فلسطین داشت، اینک اردن رسماً مشارکت در مسایل منطقه ای را کنار گذاشته و از سوی کسی هم به بازی گرفته نمی شود. عربستان سعودی به دلیل مسافت زیادی که با فلسطین دارد و رویکردی که در طول سه دهه گذشته در مورد فلسطین داشته است، نمی تواند نقش اثباتی داشته باشد و تنها زمانی از رهبران آن سخن به میان می آید که یک طرح آمریکایی- اسرائیلی درباره فلسطین مطرح باشد. در واقع می توان گفت دولت های عربی چه به انفراد و چه به اتفاق خنثی شده اند و تاثیرگذاری -مثبت یا منفی- آنان در موضوع فلسطین از بین رفته است. اسرائیل در این فضا، خیلی صریح حرف می زند و مطمئن است که در کشورهای عربی با واکنشی مواجه نمی گردد.
4- اسرائیلی ها در جمعبندی تحلیلی از اوضاع کرانه باختری در سال 2009 گفتند: «اسرائیل آرام ترین سال را پشت سر گذاشته است» این در حالی است که در ماه آغازین این سال اسرائیل در غزه درگیر یک جنگ بزرگ بود. در سال 2009 در کرانه باختری حداقل 2000 عضو جهاد اسلامی و حدود 8000 عضو حماس به اتهام اقدامات تروریستی علیه اسرائیل توسط نیروهای امنیتی آقای محمود عباس دستگیر و روانه زندان شدند و همزمان با آن، تشکیلات خودگردان لیست کاملی از نیروهای مقاومت را به پلیس و دستگاه امنیتی اسرائیل تحویل داد. یعنی رژیم صهیونیستی در شرایطی به تخریب منازل فلسطینی در قدس شرقی دست می زند و امام جمعه قدس را به مدت شش ماه از ورود به مسجد الاقصی منع می کند و مسجد حضرت ابراهیم-علیه السلام- در الخلیل را به معبد یهودی ها تبدیل می کند که عباس هرگونه مانعی را از سر راه اسرائیل برداشته است!
5- آمریکایی ها احیای روند سازش را بسیار حیاتی می دانند چرا که در استراتژی آنان موضوع فلسطین کلید همه مسایل منطقه حساس خاورمیانه- از جمله موضوع ایران- است و متهم بودن آمریکا به اینکه موضوع اصلی را رها کرده و دیگران را به موضوعات فرعی می کشاند، راه را برای حرکت آمریکا در خاورمیانه ناهموار کرده است. البته آمریکایی ها نمی توانند با برخورد کاریکاتوری و سطحی این مشکل کلیدی خود را حل نمایند.
6- واگذاری تصمیمات سیاسی راجع به فلسطین به «اتحادیه عرب» برای آن است که جناح سازشکار فلسطینی- تشکیلات خودگردان و... - مشروعیت سیاسی، اخلاقی و حتی حقوقی خود را از دست داده اند و اعضای اتحادیه عرب حداقل از مشروعیت حقوقی برخوردار می باشند اما واقعیت این است که بدون قبول این نقش برای اتحادیه مذکور از سوی مردم و دولت قانونی فلسطین، این مشروعیت حقوقی هم مخدوش است.
7- ویران سازی منازل فلسطینی نشان داد که اسرائیل یک گام به جلو برداشته و از مسئله ساخت شهرک های یهودی به تخریب منازل فلسطینی رسیده است و این بیانگر موضع سازش ناپذیر آنان در پای میز مذاکره است.
8- اما همه آنچه گفته شد نشان می دهد که مسئله فلسطین در این فرایندها نمی گنجد و قابل حل و فصل نیست، مقاومت و مردم فلسطین و جنبش فراگیر اسلام گرای مدافع آن در منطقه سرنوشت فلسطین و اسرائیل را رقم خواهند زد. اسرائیل در نقشه جغرافیایی، میدان را به مقاومت خواهد باخت.
سعدالله زارعی