خبرگزاری فارس: معاون وزیر خزانه‌داری دوران ریاست جمهوری ریگان با بیان اینکه بحران مالی گسترده‌تری در انتظار آمریکاست که ارزش و اعتبار دلار به‌عنوان پول اول دنیا را از بین خواهد برد، می‌نویسد: با وقوع این وضعیت روزهای آمریکا به‌عنوان یک ابرقدرت به پایان خواهد رسید.


به گزارش فارس، "پل کریگ رابرتز " (Paul Craig Roberts) اقتصاددان برجسته آمریکایی در مقاله‌ای که در پایگاه خبری اینترنتی "خانه شفاف‌سازی اطلاعات " (Information Clearing House) از وی منتشر شد، با انتقاد از سیاست‌های مالی آمریکا، رکود اقتصادی دومی را برای این کشور پیش‌بینی و عنوان کرد که سیاستمداران واشینگتن هر کاری می‌کنند تا به برتری در جهان دست یابند.
رابرتز در این مقاله به استهزاء، خبر نرخ رشد 5.9 درصدی تولید ناخالص داخلی آمریکا در سه ماهه چهارم سال 2009 را که به منزله پایان رکود اقتصادی عنوان شد خبری خوش نامید و به نقل از "جان ویلیامز " (John Williams) متخصص آمار نوشت: 69 درصد از این رقم رشد اقتصادی، یا به بیان دیگر 4.1 درصد از این نرخ رشد، مربوط به شمارش دارایی‌های ذخیره شده است، پس تنها 1.8 از نرخ رشد باقی می‌ماند که به احتمال قوی بخاطر تخمین کم نرخ تورم و سایر مشکلات آماری است.
معاون وزیر خزانه‌داری دولت ریگان ادامه داد: شواهد مالی منتشر شده از "صندوق ذخیره فدرال " (Federal Reserve) با دلگرمی‌هایی که "بن برنانک " (Ben Bernanke) رئیس این صندوق در مورد بهبودی اوضاع اقتصادی آمریکا می‌دهد، مغایرت دارد. صندوق ذخیره فدرال کماکان مقادیر کلانی به بانک‌‎ها تزریق می‌کند. مبنای پولی، که از پول‌های در گردش و ذخایر بانک‌ها (پایه وام‌های جدید) تشکیل می‌شود، از 850 میلیارد دلار در سال 2009 به 2.2 تریلیون دلار در 24 فوریه 2010 افزایش یافته است.

* هیچ رشدی در درآمد خانواده‌های آمریکایی صورت نگرفته است

وی افزود: با وجود این عامل بالقوه برای انتشار پول جدید بصورت کلان، بزرگ‌ترین مقیاس رشد پولی همچنان دچار مشکل است. بانک‌ها و همچنین مشتریان آنها آنقدر دچار مشکل مالی هستند که نمی‌‌توانند با دادن و گرفتن وام، پول جدیدی وارد بازار کنند.
سردبیر سابق وال استریت ژورنال با بیان اینکه اقتصاد آمریکا به بن‌بست رسیده و راه به جایی ندارد، افزود: همانطور که من سال‌ها بعنوان یک اقتصاددان تاکید کرده‌ام، اقتصادی که بازدهی بالا و مشاغل با ارزش افزوده بالا را به کناری می‌زند، بجای پیشرفت تنها پس‌روی می‌کند. مدت یک دهه است که بجز طبقه بسیار مرفه هیچ رشدی در درآمد خانواده‌های آمریکایی حاصل نشده است. مشتریان بانک‌ها برای جایگزین کردن این رشد درآمدی گمشده، خود را زیر بار بدهی‌های بیشتر قرار داده‌اند. در واقع این رشد بدهی مشتریان بانک‌هاست که اقتصاد آمریکا را جاری نگه داشته است. با این حال، بسیاری از این مشتریان به سقف سطح مجاز برای گرفتن وام رسیده و بسیاری هم این مرز را پشت سر گذاشته‌اند که این مسئله منجر به توقیف اموال و ازدست دادن خانه‌هایشان شده است.
رابرتز با بیان اینکه فرصت‌های شغلی برای مردم آمریکا از دست رفته‌اند و جای آنها را چینی‌ها و هندی‌های ساکن آمریکا گرفته‌اند، افزود: اقتصاد آمریکا در شیب دوگانه‌ای سقوط خواهد کرد، بدین معنی که رکود دیگری گریبان اقتصاد این کشور را خواهد گرفت. این مسئله به کسری بودجه بیشتری در سطوح محلی، ایالتی و فدرال منجر خواهد شد. کسری بودجه فدرال آمریکا در حال حاضر آنقدر زیاد است که دیگر نمی‌توان آن را با اقلام مازاد تجاری چینی، ژاپنی و اوپک تامین سرمایه کرد.
این نویسنده با بیان این مطلب که در حال حاضر کسری بودجه فدرال آمریکا با زوال ترازنامه صندوق ذخیره فدرال آمریکا تامین سرمایه می‌شود، نوشت: دولت فدرال در حال ایجاد ذخایر جدیدی برای بانک‌ها در قبال ابزار مالی مسموم آنهاست که این کار مبنای پولی را بیش از پیش بالا می‌برد. بانک‌ها از این ذخایر بجای ایجاد وام‌های جدید، برای خرید اوراق قرضه وزارت خزانه‌داری استفاده می‌کنند. این کار برای بانک‌ها پول بهمراه دارد ولی باعث رشد اقتصادی نمی‌شود و یا برای میلیون‌ها نفر بیکار، شغل‌آفرینی نمی‌کند.
این منتقد دولت بوش ادامه داد: طبق گزارش‌ها، مزایده‌های اخیر اوراق قرضه وزارت خزانه‌داری آمریکا بخوبی پیش نرفته است. چین که بزرگترین بستانکار آمریکاست، از مشارکت خود در طرح‌های آمریکا کاسته و حتی در حال فروش قسمتی از موجودی‌های خود است. هرگاه همه اوراق قرضه جدید ارائه شده از سوی وزارت خزانه‌داری فروخته نشود، صندوق ذخیره فدرال باقیمانده آن را خریداری می‌کند. این مسئله به پرداخت بدهی‌های دولت از طریق انتشار پول می‌انجامد. دولت از طریق ایجاد حساب‌های جاری برای وزارت خزانه‌داری یا به بیان دیگر با چاپ پول این اوراق قرضه را پرداخت می‌کند.
به گفته رابرتز، روز 24 فوریه بن برنانک رئیس صندوق فدرال به کنگره آمریکا گفت که این کشور با بحران جدی بدهی روبروست و دولت آمریکا تصمیم ندارد برای پرداخت بدهی‌های دولت، پول چاپ کند ولی حقیقت این است که برنانک چاره‌ای جز چاپ پول ندارد. برنانک با دادن این هشدار به کنگره در کنار وال استریت و "پالسون " (Paulson) معاون سابق این صندوق، به کنگره آمریکا فشار مضاعفی وارد کرد تا آن را وادار کند با کاهش بودجه تامین اجتماعی و بیمه پزشکی، بودجه آمریکا را متعادل کند.

* هیچ کس از بودجه‌های سرسام‌آور جنگ‌های آمریکا انتقاد نمی‌کند

وی با انتقاد از سکوت واشنگتن و نیویورک در اعتراض به میلیاردها دلار بودجه جنگ‌های آمریکا یا پرداخت‌های تریلیون دلاری که به روسای ثروتمند بانک‌ها داده می‌شود، توقیف دارایی‌های مردم عادی را شدیداً محکوم کرد و نوشت: این جنگ‌های نومحافظه‌کارانه بوش - چنی و اوباما نیست که برروی لبه تیغ قرار گرفته بلکه بودجه تامین اجتماعی و بیمه پزشکی است.
نویسنده پایگاه خانه شفاف‌سازی اطلاعات افزود: سایر مقامات اقتصادی دولت اوباما، مانند "لری سامرز " (Larry Summers) که اقتصاددان کاخ سفید و وزیر خزانه‌داری سابق آمریکاست، خواستار افزایش مالیات‌های طبقه متوسط شده‌اند. مشکل این "راه‌حل " این است که قسمت عمده طبقه متوسط در حال حاضر بیکار و بی‌خانمان شده است.
وی با بیان اینکه اگر دولت فدرال نمی‌خواهد پول چاپ کند، باید جای دیگری بدنبال آن بگردد، نوشت: در زمان ریاست جمهوری کلینتون، یکی از مقامات وزارت اقتصاد طرحی پیشنهاد کرد که طی آن 15 درصد مالیات بر سرمایه بر همه مستمری‌های خصوصی اعمال می‌شد تا وضعیت مالیات تعویقی آنها جبران شود. این طرح اجرا نشد ولی به احتمال قوی این دولت مستاصل امروز که میلیاردها دلار را برای حمله به کشورهایی که هیچ تهدیدی برای آمریکا نداشتند، تلف کرد و میلیاردها دلار دیگر را هم صرف مبارزه با بحرانی کرد که بخاطر ناتوانی دولت در تعدیل بخش مالی ایجاد شد، مستمری مردم را خواهد دزدید و از بودجه تامین اجتماعی و بیمه پزشکی خواهد کاست.
رابرتز در پایان نوشت: علت این امر این است که نقش دلار بعنوان پول رایج ذخیره در وضعیت نامشخصی قرار دارد. اگر صندوق ذخیره مجبور باشد کسری‌های فدرال را به پول تبدیل کند، دولت به دلار که به سرعت کم ‌بها می‌شود، پشت خواهد کرد. هنگامی که دلار نقش خود را به‌عنوان پول رایج ذخیره از دست بدهد، دولت آمریکا نخواهد توانست بدهی‌های خود را با پول رایج خود پرداخت نماید و روزهای آن بعنوان یک ابرقدرت به پایان خواهد رسید، نمی‌توان برای جنگ‌ها سرمایه تامین کرد و تلاش دولت آمریکا برای رسیدن به برتری در جهان به بن‌بست خواهد رسید. سیاستمداران دیوانه قدرت واشنگتن برای توسعه امپراطوری جهانی خود به هرکاری دست خواهند زد.