متن گزارش مؤسسه تحقیقات خاور نزدیک واشنگتن درباره جنگ نرم با ایران (قسمت آخر)
نسخه آمریکا برای سران فتنه

در قسمت پیشین قسمت نخست از گزارش مؤسسه تحقیقات خاور نزدیک واشنگتن درباره جنگ نرم با ایران را تقدیمتان کردیم. این گزارش به قلم «مایکل آیزنشتات» کارشناس ارشد و مدیر مؤسسه «مطالعه نظامی و امنیتی واشنگتن» است. آیزنشتات همچنین متخصص مسائل امنیتی اعراب- رژیم صهیونیستی و خلیج فارس بوده و در حوزه هایی چون نیروهای نظامی خاورمیانه، تسلیحات جنگی متعارف و نامتعارف، گسترش تسلیحات هسته ای در منطقه و سیاست های آمریکا در
خاور میانه به نهادهای آمریکایی مشاوره می دهد.
این گزارش به خوبی بیانگر میزان کینه توزی شیطان بزرگ با انقلاب اسلامی و به کار گرفتن تمام ابزارها و نیرنگ ها برای مقابله با آن است.
¤ ¤ ¤
پیشنهادها: افزایش فشار آمریکا
همانگونه که قبلا نیز اشاره شد، جمهوری اسلامی به احتمال زیاد سیاست های کنونی خود را تغییر نخواهد داد. مگر اینکه احساس کند برای متوقف کردن فشارهای خارجی و داخلی- که ممکن است تهدیدی برای موجودیتش باشند- باید با خواسته های خارجی در حوزه مسائل هسته ای موافقت کند. بدین ترتیب، باید هدف مبارزه ارتباطاتی استراتژیک این باشد که از سوءظن رژیم، نگرانی های آن در مورد قدرت و تداوم مخالفت و اختلافات درونی آن حداکثر بهره اخذ شود تا مقامات ارشد ایران قانع شوند که سیاست های داخلی و خارجی آنها عکس العملی شدید پدیده آورده که ممکن است موجودیت رژیم آنها را تهدید کند. در این مبارزه و برنامه ارتباطاتی باید اصول زیر مورد توجه باشند:
ادامه مذاکرات با ادامه فشار علیه ایران
سیاست های دولت اوباما در مورد مذاکره، باعث شده تهران از تعادل خارج شود. این مسئله موجب گردیده دیگر دشمنی وجود نداشته باشد که به خاطر مشکلات و مسائل کشور مورد سرزنش واقع شود و یا به عنوان تهدیدی خصم آمیز نمایانده شود که نیازمند تمهیدات امنیتی داخلی باشد. به همین دلیل واشنگتن باید به سیاست مذاکره ادامه دهد تا در همین حین مطمئن شود که مخالفین فضایی، برای تنفس می یابند- یعنی فضای سیاسی لازم برای تظاهرات و سازماندهی، دورنگه داشتن رژیم از حالت تعادل و ابقای احتمال تغییرات درونی، این تغییرات، در صورت وقوع، می توانند عرصه سیاست و روابط قدرت را در منطقه خاورمیانه به طور مثبتی دگرگون کنند.
آمریکا به منظور دستیابی بدین هدف باید از حق مردم برای تظاهرات صلح آمیز پشتیبانی کند، و با صدای رسا به نقض حقوق بشر توسط تهران اعتراض کند. در همین حین باید مواظب باشد که انتظارات غیرواقعی نیافریند و یا مخالفین را در نظر ایرانیان غیرمتعهد به این مخالفت ها، بی اعتبار نسازد. واشنگتن باید اعتراضات را با ظرافت هر چه تمام به اصول اخلاقی شیعه- مبارزه با استبداد و بی عدالتی- پیوند زند و به این ترتیب با حمایت از حق مخالفین برای مقاومت در برابر جمهوری اسلامی، از زبان رژیم علیه خودش استفاده نماید.
محدود ساختن بیشتر آزادی عمل ایران
دولت آمریکا به منظور محدودتر ساختن حوزه آزادی عمل ایران می تواند اقدامات زیر را انجام دهد:
«تشدید نگرانی های رژیم در مورد اتکا بر نیروهای اطلاعاتی از طریق، مثلا، ارائه گزارش نارضایتی در میان نیروهای رده پایین امنیتی در مورد نقش سرکوبگرانه شان.
«محکوم کردن محاکمه ها.
«انتشار آگاهی و برنامه در مورد قربانیان برجسته رژیم.
«کمک بی صدا به گروه های تبعیدی ایرانی که ویدئوهای اینترنتی در مورد خشونت نیروهای امنیتی پخش می کنند.
¤تشدید بحران در داخل جمهوری اسلامی برای بازداشتن آنها از اتخاذ اقدامات مؤثر
آمریکا برای افزایش تنش در داخل رژیم و نیروهای امنیتی باید گزارش هایی را به صورت گلچین شده منتشر کند و این ادعا را طرح کند که چگونه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از ارتباطات خود بهره می برد تا اقتصاد کشور را کنترل کند. این اقدامات می توانند باعث شوند که نارضایتی در میان نیروهای امنیتی و نظامی که از نظر اقتصادی امتیازات خاصی ندارند، افزایش یابد، علاوه بر این، در صورت اعمال تحریم های جدید در مورد واردات محصولات نفتی پالایش شده، واشنگتن باید برنامه ای اطلاعاتی آغاز کند تا به مردم ایران اعلام نماید که ایران مسئول سختی های به وجود آمده است نه دولت آمریکا یا جامعه بین المللی.
این مبارزه استراتژیک ارتباطاتی باید به دقت تنظیم شود. دولت آمریکا باید با توسل به اقداماتی چند در میان چندین خواسته و الزام ظاهرا متضاد تعادل برقرار کند، این اقدامات عبارتند از: اتخاذ موضعی متعهدانه و درگیرانه تر بدون تأیید ادعاهای ایران در مورد دخالت خارجی، یاری رسانی غیرمستقیم به اپوزسیون بدون تهییج سهوی آنها به اقدامات مبالغه آمیز، و افزایش محتاطانه فشار بر روی ایران بدون اینکه باعث شود این کشور واکنش شدید داخلی و یا خارجی نشان دهد.
¤رهبری عمومی رئیس جمهور
اوباما نقشی اساسی در این مبارزه اطلاعاتی خواهد داشت. اوباما می تواند به مانند دیگر رؤسای جمهوری که در دوران جنگ سرد فن خطابه را به کار می گرفتند تا تأثیر زیادی وارد کنند (برای مثال، سخنرانی جان اف. کندی با عنوان «من یک برلینی هستم» و یا سخنان احساساتی رونالد ریگان در مورد» در هم کوبیدن این دیوار»)
این قدرت را داشته باشد که از طریق کلمات و اسناد وقایع ایران را تغییر دهد
ارسال پیام های مناسب و مطابق با مخاطبین و موقعیت ها
در پیام های ارسالی از جانب اوباما و یا دیگر مقامات رسمی آمریکا باید چندین اصل و تاکتیک مدنظر گرفته شود.
«بین رژیم و مردم ایران تمایز قائل شوید و منازعه بر سر سیاست های ایران را به صورت منازعه ای بین تهران و جامعه بین المللی تعریف نمایید نه بین ایران و «غرب»- تعبیری که مطابق روایت رژیم درباره «برخورد تمدن ها» است.
«به طعنه زدن ها و شماتت های احمدی نژاد و آیت الله خامنه ای با استهزاء و تحقیر واکنش دهید تا چهره رژیم تنزل یابد و ظاهر دارای اعتماد به نفسی که رژیم سعی در جلوه دادن آن دارد فرو بریزد.
«از ادبیات رژیم علیه خودش استفاده کنید. زمانی که ]آیت الله[ خامنه ای دم از شکستن دندان آمریکا، سیلی به صورتش و کبود شدن چشمش سخن می گوید اوباما نیز مشخص سازد که این مردم ایران هستند که دندان شان توسط رژیم می شکند، بر صورتشان سیلی زده می شود و چشمشان با ضربه حکومت کبود و متورم می گردد.
مقایسه هایی در مورد تلاش های شاه برای سرکوب مخالفین در 1979- 1978 و تلاش های کنونی جمهوری اسلامی انجام دهید تا حس انقلاب را در مردم بیدار کنید.
تأکید کنید که اقدامات و کلمات رژیم باعث شده آبرو و اعتبار ایران در جامعه بین المللی به شدت آسیب ببیند. بنابراین این اقدامات و اظهارات توهینی به ملت ایران محسوب می شوند.
]ادعای[ فساد و عدم پاسخگویی رژیم را پررنگ کنید، یعنی مسائلی که باعث شده اند ده ها میلیارد دلار از خزانه دولت ناپدید شوند. قبل از انتخابات 2009، این فساد و عدم پاسخگویی یکی از مهمترین دلایل نارضایتی مردم علیه حکومت بود.
با تأکید بیان کنید که چگونه در زمانه ای که بسیاری از ایرانیان برای امرار معاش دچار مشکل هستند رژیم پول مردم را خرج جنبش ها و سازمان هایی چون حماس و حزب الله می کند، مسئله ای که تنها باعث شده مشکلات و رنج های مردم منطقه افزایش یابد. همچنین بیان دارید که این نوع همکاری ها ایران را تبدیل به یک دولت منفور کرده و می تواند روزی کشور را به ورطه یک جنگ فاجعه بار بکشاند.
از نزدیکی احمدی نژاد و برنامه های هسته ای رژیم بهره ببرید تا بدین وسیله تلاش های حکومت برای ایجاد گزینه تسلیحات هسته ای را غیرمشروع جلوه دهید. این گزینه را به عنوان یکی از بخش های اصلی تلاش تهران برای مقابله با خواسته های عمومی و باقی ماندن بر سر قدرت با استفاده از زور معرفی کنید و اعلام دارید که از نظر رژیم یک ایران هسته ای در مقابل فشارهای بین المللی در حوزه حقوق بشر، آسیب پذیری کمتری خواهد داشت.
به نگرانی هایی چون خیانت آمریکا به اپوزسیون داخلی در ازای انجام معامله ای هسته ای با رژیم پاسخ دهید. توضیح دهید که حل و فصل منازعه هسته ای به سود مردم ایران خواهد بود زیرا باعث خواهد شد کشور بیشتر در جامعه بین المللی ادغام شود و در این حین واشنگتن خواهد توانست با برقراری ارتباطات منظم و هر روزه رژیم را برای رعایت حقوق بشر مداوما تحت فشار قرار دهد.
«برای مخاطبین در عراق، حوزه خلیج فارس، شرق دریای مدیترانه و افغانستان مشخص سازید که مردم ایران اسلام و نوع حکومت ارائه شده از جانب رژیم را نمی خواهند. علاوه بر این، خشم پدید آمده در میان عراقی ها بعد از اشغال میدان نفتی فکه توسط ایران، زمینه ای مناسب پدید آورده تا پیام های ضد تهران در عراق و یا دیگر جاهای منطقه مخابره گردد.
مداوما سؤال هایی در مورد ثبات، موجودیت بلندمدت و قابلیت اعتماد به رژیم به عنوان یک حامی و شریک مطرح کنید، تا در میان گروه های مقاومت اعراب و رژیم های منطقه و خارج از آن شک و تردید ایجاد شود.
حتی یک روز هم نباید سپری شود که در آن مقامات رسمی آمریکایی مخاطبین ایرانی و منطقه را با استفاده از این اصول هدف قرار ندهند.
¤ بی اعتبارسازی روایت های تهران
تهران مداوما تلاش می کند تا جمهوری اسلامی را به مانند یک قدرت در حال اوج گیری ترسیم نماید. از طرف دیگر سعی دارد آمریکا را یک نیروی فرسوده معرفی کند که سعی می کند ایران و امت اسلامی را با دور نگه داشتن از تکنولوژی هسته ای و دیگر تکنولوژی های پیشرفته ضعیف نگه دارد؛ اما این جنگ را باخته است.
آمریکا باید با پررنگ کردن ضعف های اساسی رژیم به مقابله با این روایت بپردازد، ضعف هایی چون: نبود مشروعیت و حمایت مردمی، شکست رژیم در توسعه کارآمد بخش نفت و گاز کشور (با توجه به نبود سرمایه گذاری خارجی عظیم در این بخش ها دورنمای توسعه بسیار غیرمحتمل به نظر می رسد) و شکست رژیم برای متنوع سازی اقتصادی و یا ایجاد اشتغال معنادار برای 800000 جوان ایرانی که هر ساله از دانشگاه ها فارغ التحصیل می شوند. واشنگتن باید همیشه و با صدای بلند تأکید کند که اگر ایران نگرانی های جامعه بین المللی را در مورد مسائل هسته ای اش برطرف کند، آمریکا نیز برای برطرف کردن نیازهای تکنولوژیکی غیرنظامی ایرانی ها آماده است.
¤ تسهیل فعالیت های بخش خصوصی
سازمان های خصوصی آمریکایی به برخی از بخش های ایران بسیار بیشتر از دولت آمریکا دسترسی دارند، این سازمان ها اهدافی را دنبال می کنند که می توانند در خدمت نیات دولت آمریکا قرار گیرند: آژانس های خبری می خواهند اطلاعات را بیرون بیاورند؛ دانشگاه ها می خواهند وارد جریان ارتباط، معاوضه دانشجو و گفتمان متقابل شوند؛ و شرکت های سرگرمی می خواهند موسیقی و تصاویری را ارائه کنند که مردم می خواهند اما رژیم نمی خواهد. واشنگتن می تواند کارهای زیادی برای تشویق و افزایش این فعالیت ها انجام دهد، برای مثال سفر دانشجویان، استادان و اعضای بخش سرگرمی ایران را به آمریکا تسهیل کند. دولت همچنین باید با بخش خصوصی به مشورت نشسته، موانع موجود را یافته و برای آنها راه حل ارائه کند، برای مثال راه هایی را بیابد که از طریق آنها بتوان تحریم های آمریکا را به نوعی اعمال نمود که ارتباطات بین مردم تسهیل گردد.
¤ ایجاد هماهنگی بین تمهیدات دیپلماتیکی، نظامی و اقتصادی
گفته می شود که 80 درصد ارتباطات استراتژیک را عمل و 20 درصد بقیه را کلمات تشکیل می دهند. اگرچه عمل رساتر از کلمات است اما کلمات می توانند تأثیر اقدامات را تشدید و بیشتر کنند. بنابراین آمریکا باید در میان اظهارات و اقداماتش در قبال ایران هماهنگی پدید آورد. برای مثال بین تلاش های وزارت خزانه داری (یعنی تلاش برای پررنگ کردن ریسکی که معامله با ایران می تواند برای اعتبار شرکت ها پدید آورد) و برنامه مبارزه استراتژیک ارتباطاتی- که بر نقض حقوق بشر توسط تهران و نقش شرکت های گوناگون ایرانی در تروریسم سپاه پاسداران و فعالیت های هسته ای تأکید می کند- می توان یک همکاری مثمر ثمر بوجود آورد.
¤ مبارزه با فشارهای ایران
سرانجام، برنامه ارتباطات استراتژیک آمریکا باید به گونه ای باشد که ایران نتواند از برنامه هسته ای که به آرامی در حال پیشرفت است، از نیروهای در حال رشد موشکی و یا از نیروهای نظامی متعارف خود به عنوان اهرم فشار استفاده کند. بدین منظور دولت آمریکا باید اصولی چند را رعایت کند.
«عدم مبالغه در مورد تهدیدات ایران. مقامات آمریکایی نباید در مورد توانایی های نظامی و دستاوردهای تکنولوژیکی ایران در حوزه برنامه های هسته ای مبالغه کنند- این امر تنها بر اعتبار تهدیدات ایران می افزاید و بدین ترتیب بر تأثیر تبلیغات آنها می افزاید- بجای این کار باید توانایی های ایران را زیاد جدی نگیرد و البته در حین انجام این کار هم نباید به تلاش های آمریکا برای جلب توجه جامعه بین المللی به تهدیدات ایران آسیب وارد کند.
«فاش سازی ادعاهای نادرست. واشنگتن باید ادعاهای مبالغه آمیز ایرانی ها در مورد دلاوری های تکنولوژیکی این کشور را فاش نماید. برای مثال، مقامات آمریکایی می توانند در ملأ عام به افشاگری در مورد عکس هایی بپردازند که تغییر داده شده اند و یا حقیقت را در مورد ویدئوهای ساختی مانورهای نظامی برملا سازند تا اعتبار سخنگویان دولتی را کاهش دهند و باد حباب ادعاهای تهران در مورد «قدرت برتر» بودن ایران را خالی نمایند.
«پررنگ کردن هزینه ای که باید توسط مردم ایران پرداخته شود. معمولا مقامات آمریکایی در مقابل آزمایش های موشکی، مانورهای نظامی و اقدامات مناقشه آمیز ایران به اظهار نگرانی بسنده می کنند. اما آنها باید بیان دارند که چگونه این اقدامات می تواند ایران را منزوی سازد و مدارک بیشتری برای مردم ایران ارائه کنند تا نشان دهند رژیم منابع ملی را در برنامه هایی حیف و میل می کند که برای تهدید همسایه ها و بر قدرت ماندن زمامداران کنونی طراحی شده اند.
«اطمینان دادن و تحذیر کردن. واشنگتن برای قانع کردن ایران به اینکه تسلیحات هسته ای امنیتش را تقویت نکرده بلکه آن را به خطر خواهند انداخت، باید متخصصین روابط عمومی، عملیات های اطلاعاتی و دیپلماسی عمومی را در فعالیت های منطقه ای اش وارد سازد. برای مثال، هیچگاه چنین متخصصینی با کارشناس های دفاع موشکی تبادل اطلاعات نکرده اند (تا تبلیغات مبالغه آمیز در مورد توانایی های نظامی ایران را خنثی سازند و یا به شهروندان کشورهای متحد آمریکا در منطقه در مورد تمهیدات اتخاذ شده برای مقابله با تهدیدات موشکی ایران اطلاعات دهند). این وضعیت علی الخصوص باید در مواردی که آمریکا امیدوار است با حضور خود، همکاری های نظامی، انتقال تجهیزات نظامی و ایجاد یک سیستم دفاع موشکی منطقه ای به متحدین خود قوت قلب بخشیده و تهران را مرعوب کند، رعایت گردد. تمام اقدامات انجام شده در حوزه امنیتی باید براساس تأثیر روانشناختی آن در تهران و همچنین در خیابان ها و پایتخت های دیگر دول منطقه ارزیابی شود.
نتیجه گیری
غیاب یک برنامه ارتباطات استراتژیک پیچیده و قوی که می تواند فشاری مضاعف وارد آورد هنوز هم یکی از کمبودهای اصلی در برنامه های آمریکا در مقابل ایران محسوب می شود. هیچ ضمانتی وجود ندارد که چنین برنامه ای- در تبعیت از تمهیدات مختلف دیپلماتیکی، اقتصادی و نظامی- باعث خواهد شد تهران برنامه های غنی سازی اورانیوم و یا دیگر سیاست های مسئله انگیزش را متوقف سازد. آمریکا در استراتژی های مرتبط با بازداشتن تهران از توسعه تسلیحات هسته ای، برحذر داشتن رژیم از سرکوب خشونت آمیز اپوزسیون داخلی و یا تسهیل فعالیت ها اپوزسیون باید از مؤلفه های قوی اطلاعاتی بهره ببرد، در غیر اینصورت استراتژی مربوطه محکوم به شکست خواهد بود. به همین دلیل آمریکا باید توانایی های خود را در حوزه اطلاعاتی ارتقاء دهد، حوزه ای که تاکنون کمترین ارزش را در تلاش های مرتبط با مذاکره با ایران، حمایت از اپوزسیون و مقابله با قدرت و نفوذ رژیم، به خود اختصاص داده بود.