موسوی که بود ؟!

چهارمین دادگاه متهمان حوادث پس از انتخابات نیز با اعتراف برخی از سران اصلاح طلبان همراه شد. گرچه چهره های سرشناس زیادی در این دادگاه حضور داشتند و اعترافات جالبی را اظهار نمودند، اما پرداختن به دو موضوع توجه بسیاری را به خود جلب نمود. یکی در خواست نماینده دادستان برای انحلال حزب مشارکت و سازمان مجاهدین و دیگری افشای نقش مهدی هاشمی و جاسبی در انتخابات توسط حمزه کرمی و مسعود باستانی که از نزدیکان مهدی هاشمی بود.
همچنین سعید حجاریان (نظریه پرداز اصلاحات) در این جلسه با اشاره به نقش حزب مشارکت، ضمن اعلام استعفای خود از این حزب به دلیل انحراف، بیان داشت: «من هم در این انتخابات با ارائه تحلیلهای ناصواب مرتکب خطاهای سهمگین شده ام که از آنها تبری می جویم. » سعید شریفی (از اعضای حزب مشارکت) نیز با افشای پشت صحنه ستادهای موسوی گفت: «تندترین مخالفان نظام با موسوی همراهی کردند. »1 کیان تاج بخش نیز با بیان نقش دولت سازندگی در استحاله فرهنگی با تأکید بر ارتباط و دیدار سید محمد خاتمی در سال 85 با جورج سوروس (رئیس بنیاد سوروس ) در نیویورک، اغتشاشات پس از انتخابات را نتیجه برنامه ریزی درازمدت دانست. هدایت الله آقایی (عضو حزب کارگزاران) در اعترافات خود بر کلید خوردن موضوع تقلب در انتخابات در خارج از کشور و دامن زدن به آن توسط برخی در داخل حتی در نماز جمعه تأکید کرد. شهاب الدین طباطبایی (عضو حزب مشارکت و رئیس ستاد 88) با بیان این مطلب که از همان ابتدای فعالیتهای انتخاباتی، موسوی و اطرافیانش دچار عارضه توهم پیروزی بودند، گفت: «ای کاش که همان طور که بنده اشتباهات خود را پذیرفتم، دوستانی که با اطلاعیه ها و مواضع خود سبب مسائل پس از انتخابات شده اند عواقب کار خود را می پذیرفتند. محسن صفایی فراهانی (رئیس اجرایی جبهه مشارکت) با بیان این که مانند حجاریان دیگر کار سیاسی نخواهم کرد از محرز بودن پیروزی دولت موجود (نهم) در انتخابات خبر داد. 2
گرچه برخی فکر می کردند اعترافات متهمان اغتشاشات پس از انتخابات، محدود به ابطحی و عطریانفر می شود و دیگر چهره ها لب به سخن نمی گشایند؛ اما سخنان تکان دهنده جمعی از شخصیتهای مطرح دوم خردادی در دادگاه، جریان مدعی اصلاحات را دچار تزلزل کرد. به طوری که اختلاف میان بزرگان جبهه مذکور در جلسات خصوصی آنان نیز گویای این موضوع بود. اصلاح طلبان بر این باور بودند که باید به نحوی از پخش افشاگری دوستان خود جلوگیری به عمل آوردند. 3 اما رئیسی (معاون اوّل قوّه قضاییه) در مراسم تودیع و معارفه رئیسان سازمان زندانها بر ادامه روند رسیدگی به پرونده متهمان حوادث پس از انتخابات تأکید کرد. 4
موسوی رهبر اپوزیسیون
اما چرا موسوی برای رهبری اپوزیسیون و انقلاب رنگی در ایران انتخاب شد؟ و این که چرا کروبی و رضایی برای این کار انتخاب نشدند؟ محسن رضایی از چهره هایی است که از اوایل انقلاب به عنوان فردی نظامی و معتقد به انقلاب و امام(ره) شناخته می شده است. وی که پس از مسئولیت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام مشغول به کار شد و در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز شرکت کرد و بعدها به دلایلی انصراف داد. در جریان انتخابات دهم انتقادهایی را از دولت نهم نمود. رضایی که به اعتقاد بسیاری، همان حرفها و تخریبها و اهانتهای موسوی و کروبی را بویژه در مناظره های تلویزیونی با زبان دیگر مطرح می کرد، اما به رهبری و نظام معتقد بود و حداقل در بسیاری از موارد این گونه نشان داد.
رضایی با وجود اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری و ادعای این که رأی وی بالاتر از اینها بوده است، ولی با ارسال نامه ای به شورای نگهبان با بیان این که «با توجه به وضعیت سیاسی - امنیتی و اجتماعی کشور و شرایط حساس و تعیین کننده که از نتایج انتخابات مهمتر است»، انصراف خود را از پیگری شکایتهای مطرح شده اعلام کرد و حتی وی در مراسم تنفیذ ریاست جمهوری احمدی نژاد حضور پیدا کرد. اگرچه امیدوار رضایی (برادر محسن رضایی و نماینده مجلس هشتم) شرکت محسن رضایی را در تنفیذ احمدی نژاد، احترام به رهبری دانست و نه تأئید احمدی نژاد، 5 اما به هر حال علی رغم اعتراضاتی که رضایی به برخی مسائل و انتخابات ریاست جمهوری داشت، وی پایبندی خود را به نظام و رهبری به اثبات رساند. پس با توجه به سوابق در رویکرد رضایی، وی نمی توانست به عنوان رهبر اپوزیسیون مطرح باشد.
از سوی دیگر مهدی کروبی که سوابق سیاسی بسیاری را از جمله ریاست دو دوره مجلس شورای اسلامی و نمایندگی حضرت امام (ره) در کمیته امداد و بنیاد شهید و. . . را در کارنامه خود دارد و همواره در سخنان خود در انتخابات ریاست جمهوری از آن یاد و بدان افتخار می کرد، در جریان انتخابات دهم اگرچه شعار تغییر بویژه تأکید بر تغییر قانون اساسی را می داد و به همین علت مورد توجه رسانه های ضدانقلاب قرار داشت، اما هیچ گاه وی به عنوان رهبر اپوزیسیون معرفی نشد. شاید در ظاهر القأ این که موسوی رأی آورتر است از سوی برخی حامیان موسوی و همچنین روحانی بودن کروبی دلیل بر آن بود. ولی مهمتر از آن ایستادگی و مقاومت کروبی در برابر تندروهای افراطی اصلاح طلبان بویژه در مجلس ششم بود. وی که در زمان ریاست مجلس ششم بارها در مقابل افراطیون دوم خرداد و در ماجرای تحصن و استعفای دسته جمعی و بسیاری از اقدامات آنان ایستاده بود، در دوران رقابتهای انتخاباتی دهم ریاست جمهوری نیز بارها بر این نکته تأکید کرد که «در کابینه من مشارکت و مجاهدین جایی ندارند. »6
بدین ترتیب بود که کروبی به عنوان شیخ اصلاحات نشان داد از عناصر تندرو در اصلاحات که وجود آنها را دلیل رویگردانی مردم از اصلاحات می دانست، دوری کرده و با ایشان تفاوت دارد.
از آن جا که طراحان انقلاب رنگی به حمایت از عناصر افراطی از درون جریان اصلاح طلب جامعه می پرداختند، لذا کروبی که در انتخابات دهم نیز مورد حمایت اصلاح طلبان واقع نشد و حتی مجمع روحانیون مبارز که سالها کروبی ریاست دبیرکلّی آن را برعهده داشت از وی حمایت نکرد، نمی توانست به عنوان رهبر اپوزیسیون باشد.
اما میرحسین موسوی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هشت سال نخست وزیر ایران بود، اقداماتی را انجام داد که حتی مورد عتاب حضرت امام(ره) قرار گرفت. موسوی که در طول زمان تبلیغات انتخاباتی همواره به دلیل استعفای سال 67 مورد انتقاد بود در این خصوص گفت: «من فقط یک بار استعفا کردم، آن هم به دلیل پایان جنگ و گرفتن اختیار تعزیرات حکومتی از من بود که بشدّت نیز مورد عتاب امام(ره) قرار گرفتم. ولی در پرخاش ایشان لطف زیادی مشاهده کردم و مطمئن باشید این بار استعفأ نخواهم کرد. » اما علی رغم این که اکثر رسانه ها به استعفأ سال 67 اشاره کردند، ولی هاشمی رفسنجانی در کتاب خاطرات خود تعداد این استعفاها را بیشتر شمرده است. در مجلدات منتشر شده از خاطرات ایشان استعفای اوّل به سال 62 برمی گردد. هاشمی در ذیل خاطرات روز یکشنبه نهم بهمن ماه می نویسد: «شب در دفتر رئیس جمهور، آقای رئیس جمهور گفتند مهندس موسوی ]نخست وزیر[ آمده و به خاطر عدم توافق روی وزیر مسکن، پیشنهاد استعفا داده که آیت الله خامنه ای مخالفت کرده و گفته اند که وجود اختلاف به هر حال هست و با این مقدار اختلاف نباید کنار رفت و قابل حل است. » طرح استعفا در حالی است که کشور از سوی وزیر امور خارجه آمریکا رسماً تهدید به عملیات پیشگیرانه شده بود و شرایط جنگ نیز، همچنان حاکم بود. هاشمی رفسنجانی ذیل خاطرات روز 12 اردیبهشت ماه آن سال به این استعفأ اشاره می کند. این بار نیز کمی بودجه و عدم هماهنگی با رئیس جمهور وقت یعنی حضرت آیت الله خامنه ای، بهانه استعفأ فراهم می آورد. اما این بار میرحسین به جای این که مستقیماً پیش رئیس جمهور یا امام برود، خدمت آقای هاشمی می رسد. اما سومین استعفا مربوط به سال 1367 است، در نیمه شهریور ماه 67 یعنی ایام کوتاهی پس از پایان جنگ تحمیلی روزنامه جمهوری اسلامی که توسط یکی از نزدیک ترین دوستان نخست وزیر اداره می شد، تیتر «مهندس موسوی استعفا داد» را انتخاب کرد. این استعفا پس از پذیرش قطعنامه و پایان یافتن عملیات مرصاد و آغاز گفتگوهای آتش بس بین ایران و عراق بود و درواقع استعفای میرحسین موسوی با صبح اوّلین روز مذاکرات دکتر ولایتی در ژنو همراه شد و جالب تر آن که از رادیو نیز اعلام گشت. دکتر اسدالله بادامچیان در جلسه پرسش و پاسخی در قم، در پی اصرار دانشجویان بر بیان زوایای استعفا گفت: «در اواخر جنگ بود که امام خمینی(ره) از میرحسین خواست یک کاری را انجام دهد، که میرحسین نیز به دلیل این که وزرای وی با نمایندگان مجلس تعامل نداشتند، از این کار سرباز زد. پس از آن میرحسین سه روز به درون یکی از خانه های آشنایان رفت و بیرون نیامد. . . روز سوم که حاج سید احمد خمینی با تماس با مراکز مختلف از یافتن او ناامید شده بود، به افراد مختلف می سپرد که امام فرموده اند به میرحسین بگویید بیاید که اگر نیاید نامه ای تنظیم کرده ام و در اختیار رسانه ها قرار می دهم که اگر پخش شود، برای او دیگر دنیا و آخرت نمی ماند. روز سوم میرحسین تا ساعت 11 به محضر امام می رسد و امام نامه ای دیگر نوشتند و میرحسین نیز استعفا داد. »
حضرت امام(ره) در متن خود، اگرچه که به تاریخ 15 شهریور است، اما 16 شهریور در روزنامه عصرگاهی جمهوری اسلامی و فردای استعفای میرحسین، به چاپ رسیده است، امام خطاب به او فرمودند: «جناب آقای موسوی نخست وزیر محترم، نامه استعفای شما باعث تعجب شد. حق ّ این بود که اگر تصمیم بدین کار داشتید، لااقل من و یا مسئولین رده بالای نظام را در جریان می گذاشتید. در زمانی که مردم حزب الله برای یاری اسلام، فرزندان خود را به قربانگاه می برند چه وقت گله و استعفا است. شما در سنگر نخست وزیری در چارچوب اسلام و قانون اساسی به خدمت خود ادامه دهید. در صورتی که نسبت به بعضی از وزرا به توافق نمی رسید چون گذشته عمل شود. این حق ّ قانونی مجلس است که به هر وزیری که مایل بود، رأی دهد. تعزیرات از این پس در اختیار مجمع تشخیص مصلحت است که اگر صلاح بداند به هر میزان که مایل باشد، در اختیار دولت قرار خواهد داد. همه باید به خدا پناه ببریم و در مواقع عصبانیت دست به کارهایی نزنیم که دشمنان اسلام از آن سوء استفاده کنند. مردم ما از این گونه مسائل در طول انقلاب زیاد دیده اند. این حرکات هیچ تأثیری در خطوط اصیل و اساسی انقلاب اسلامی ایران نخواهد داشت. از آن جا که من به شما علاقه مندم، ان شأالله عندالملاقات مسائلی است که گوشزد می نمایم». 7
اگرچه میرحسین موسوی در واکنش به نامه حضرت امام(ره) ضمن اعلام تبعیت از ایشان اظهار داشت: «این جانب عزّت و مصلحت را در تبعیت از مقام معظّم رهبری می دانم و استعفای خود را که با انگیزه دلسوزی برای اسلام و انقلاب و مصلحت کشور تقدیم نموده بودم، پس می گیرم» اما استعفاهای پیاپی موسوی آن هم بدون هماهنگی و ناگهانی، بر سر مسایل جزیی چون عدم توافق روی وزیر مسکن و یا کمی بودجه و ایجاد محدودیت دولت در تعزیرات و. . . از او شخصیتی بی ثبات و متزلزل و دم دمی مزاج در اذهان باقی گذارد. موسوی که سابقه اختلاف در زمینه های گوناگون با رئیس جمهور وقت حضرت آیت الله خامنه ای نیز دارد و سرانجام منجر به حذف پست نخست وزیری در جریان بازنگری قانون اساسی شد، ظاهراً موجب دلخوری وی نیز شد که همه اینها سابقه ای منفی در ذهن تاریخ انقلاب اسلامی نهاد و از این رو طراحان انقلاب رنگی در ایران که در صدد بودند تا در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری براندازی نرم را دنبال نمایند و از آب گل آلوده ماهی بگیرند، با اعلام کاندیداتوری موسوی، چشم طمع به وی دوختند. بویژه این که موسوی در چند روز مانده به برگزاری انتخابات دهم در مصاحبه خود با مجله تایم از دگرگونی ماهیت ساختار قدرت و فشار به رهبری سخن گفت و نتیجه این فرآیند را وابسته به پیروزی و یا شکست در انتخابات ندانست! وی در پاسخ به سؤالی مبنی بر این که در ایران، در جایگاه ریاست جمهوری، شما به اندازه رهبر (معظّم انقلاب) آیت الله خامنه ای قدرت نخواهید داشت. بخصوص در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی؟ مؤکداً ابراز داشت که تجمعات خیابانی چشمگیر هفته های گذشته احتمالاً ماهیت ساختار قدرت را به نحوی بنیادین دگرگون خواهد ساخت و وقتی رهبری هم تظاهرات خیابانی را ببینند قطعاً عقب نشینی خواهد کرد. موسوی در جواب این که؛ اگر انتخابات را ببازید آن وقت چه می شود؟ گفت: «تغییر از مدتی قبل آغاز شده است. تنها بخشی از آن به پیروزی در انتخابات مربوط می شود و بخشهای دیگر ادامه خواهند یافت و هیچ عقبگردی در کار نخواهد بود. » این مجله در تاریخ 12 ژوئن 2009 (22 خرداد 88) با تیتر «مردی که می تواند احمدی نژاد را شکست دهد» این گفتگو را منتشر و از قول موسوی نوشت: «درواقع دگرگونی و تغییر در ساختار قدرت با فشار بر رهبری در جهت پذیرش بیشتر افکار عمومی رخ خواهد داد. »8
میرحسین که دلایل ورود وی به عرصه انتخابات دهم در پرده ای از ابهام قرار داشت، مدعی شد شرایط را به نحوی بحرانی می بیند که حاضر شده سکوت بیست ساله خود را بشکند! وی هیچ گاه حاضر نشد که به سؤالات جدّی منتقدین خود در این رابطه که چرا علی رغم حوادث تلخ اتفاق افتاده در دوران سازندگی و دوران اصلاحات، احساس خطر نکرده است؟! پاسخی قانع کننده ارائه دهد!
جریان افراطی دوم خرداد نیز که در ابتدا با پذیرش میرحسین به عنوان گزینه اوّل این جریان اکراه داشت با بررسی سوابق و روحیات ساختارشکنانه وی بزودی متوجه شد که گزینه پیشنهادی از محافل پشت پرده این جریان، بسیار مناسب تر از آن است که قبلاً فکر می کرد و حتی خیلی بهتر از محمد خاتمی خواهد توانست اهداف ساختارشکنانه این جریان را رهبری نماید! لذا حمایت گسترده خود را از میرحسین موسوی اعلام کردند. جریانهای افراطی چون سازمان مجاهدین، حزب مشارکت، برخی اعضای حزب کارگزاران، مجمع روحانیون مبارز و حتی برخی وابستگان و خانواده آقای هاشمی رفسنجانی، هدایت ستادهای میرحسین موسوی را در دست گرفته و برای رسیدن به خواسته های خود موسوی را به بازی گرفتند.
اگرچه مقام معظّم رهبری در خطبه های تاریخی خود در 29 خرداد همه چهار نامزد را اعضای خانواده نظام اسلامی خواندند، اما فشارها برای بیرون کشیدن موسوی از دایره نظام با طرح شبهه در سلامت انتخابات کلید خورده بود!
اقدامات انجام شده توسط تیم مشورتی موسوی دقیقاً اقداماتی بود که جین شارپ در کتاب خود «از دیکتاتوری تا دموکراسی» (که در گذشته بدان اشاره شده) پیشنهاد کرده بود. حمله همه جانبه به دولت روی کار، بهره جویی از مؤلفه هایی چون فریب، تهمت، سیاه نمایی، اتهام دروغگو بودن رئیس جمهور، تقلب در انتخابات، ابطال انتخابات، زیر سؤال بردن جایگاه قانونی شورای نگهبان، نپذیرفتن هیچ منطقی و حرفی، اردوکشی خیابانی هواداران و آشوب و بلوا از اقداماتی بود که می توان بدان اشاره کرد که منطبق با پروژه های انقلاب رنگی می باشد. بر همین اساس میرحسین موسوی به عنوان رهبر اپوزیسیون معرفی شد و مورد حمایت بیگانگان و عناصر ضد انقلاب واقع شد. طراحان انقلاب رنگی در ایران ضمن تلاش برای تضعیف پایه های مشروعیت نظام از طریق پررنگ کردن برچسب خیانت به آرأ مردم از طرف نظام اسلامی و تلاش برای تضعیف جایگاه ولایت فقیه، با مطرح کردن میرحسین موسوی به عنوان رهبر اصلاحات و لیدر طیف اپوزیسیون ضمن دادن جهت و سمت و سوی به فعالیتهای حامیان موسوی، سیزده میلیون رأی دهنده به مهندس موسوی را مخالفین نظام جلوه داده و سعی در ایجاد و هدایت اپوزیسیون علیه نظام کردند. در این باره سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی طی یادداشتی نوشت: « مردم ایران باید به مبارزه مدنی روی آورند. همه مخالفان احمدی نژاد که احساس خطر می کنند دست اتحاد به هم بدهند. موسوی هم اگر واقعاً معتقد است رئیس جمهور اوست، باید رهبری مبارزه را به دست بگیرد و همه گروههای ناراضی را دور خود جمع کرده و پیکار را گسترش دهد. مخالفان، به اعتصاب و مختل کردن مدیریت، قطع آب و برق حتی حمله به پمپ بنزین دست بزنند. روزهای آینده سرنوشت ساز است!»9 در همین رابطه رضا پهلوی فرزند محمدرضا و فرح همسر شاه ملعون ایران و مسعود رجوی و مریم رجوی از سرکردگان سازمان منافقین با ارسال پیامهایی با ابراز خرسندی و حمایت از حرکتهای پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران، از جوانان و دانشجویان خواستند تا به راه خود ادامه بدهند. همچنین علیرض نوری زاده (روزنامه نگار فراری مقیم آمریکا) در گفتگو با رادیو زمانه ضمن حمایت از وقایع پس از انتخابات گفت: «آقای موسوی و کروبی اگر در وجودشان ذره ای وفاداری به آرمانهایی که اعلام کرده اند باشد، نباید عقب نشینی کنند. این جا دیگر حق ّ شخصی نیست به قول معروف (حق ّالناس) است! آقای موسوی و کروبی و رضایی حق ّ ندارند از این حق ّ بگذرند. اگر آنها و خاتمی این شایستگی را داشته باشند که این حرکت را رهبری کنند، جنبش زیبایی که بدون خونریزی و خشونت ( براندازی نرم ) آغاز شده اند سرنوشت ایران را تغییر دهد. »10 سایت ضد انقلاب گلوبال خطاب به نامزدهای شکست خورده نوشت: «امید است این بار آقایان به وعده ها پشت نکنند و تا ابطال انتخابات، در مقابل هیچ مقامی کوتاه نیایند». 11 همچنین محسن مخملباف از سینماگران ایران و مقیم آمریکا که در انتخابات دهم و در شبکه های مختلف ضد انقلاب حضور پررنگی داشت و از حامیان سرسخت میرحسین موسوی بود. با چاپ مقاله ای در روزنامه گاردین نوشت: «ما اوبامایی می خواهیم که بتواند برای مشکلات ایران راه حل بیابد. هرچند قدرت در دست (آیت الله) خامنه ای باقی خواهند ماند، اما رئیس جمهوری مانند موسوی می تواند رهبر را تضعیف کند. »
1-ایران، 4/6/.1388
2- کیهان، 4/6/.1388
3- همان، 16/6/.1388
4- همان، 15/6/.1388
5- آفتاب یزد، 13/5/.1388
6- ایران، 24/1/.1388
7- صحیفه نور، جلد 21، صفحه 11، به تاریخ 15/6/.1367
8- کیهان، 3/4/.1388
9- کیهان، 25/3/.1388
10- کیهان، 27/3/.1388
11- ایران، 27/3/.1388