چریک های راحت طلب!

آرتمیس پارسا
«گرچه ممکن است بازداشت ها باعث شود برخی ها کنار بکشند اما عده قابل توجهی از جامعه را در هدف خود ثابت قدم تر کرده و شک نباید کرد که این زندان رفتن ها در مجموع سازنده است.» این سخن آقای هاشمی در دیدار تعدادی از آزادشدگان حوادث بعد از انتخابات است. نکته ای که در این سخن به آن اشاره شده یکی از اصلی ترین فاکتورهای یک حرکت یعنی «مقاومت» است. برای شکل گرفتن یک حرکت یا جنبش، آنچه بسیار مهم است و حصول نتیجه را ممکن و نزدیک به واقع می کند، عنصر مقاومت است. یعنی اگر حرکتی صورت گیرد و اعضاء و افراد آن اعتقادی به مقاومت نداشته باشند، قطعا محکوم به شکست و نابودی خواهد بود. در واقع هیچ جنبش و یا نهضتی یافت نمی شود که افراد آن بدون مقاومت و فقط با حرف و آرزو توانسته باشند کوچک ترین تغییری در وضع موجودشان بدهند. البته مقاومت همیشه به یک شکل نیست و حالات و اشکال مختلفی دارد که بسته به موقعیت و شرایط تغییر کرده و از نوعی به نوع دیگر تغییر شکل می دهد. اما آنچه که ثابت می ماند ماهیت این اتفاقات است که در یک کلام می توان آن را مقاومت نامید.
قبل از انقلاب اسلامی، جهان را می شد به سه دسته تقسیم کرد؛ جهان اول و دوم و سوم. جهان اول و دوم، قدرت های غرب و شرق بودند و جهان سوم کشورهایی بودند که از لحاظ معادلات جهانی هیچ تاثیری نداشته و به دو گروه تقسیم می شدند. دسته ای به شرق وابسته بودند و دسته ای به غرب. بنابراین ماهیت مستقل از خود نداشتند و دولتمردان آنها بدون توجه به منافع ملی و خواست مردم خویش باید سعی می کردند نظر دول شرق و غرب را تامین نمایند. با مقاومت و مبارزه مردم ایران با بلوک شرق و غرب، در زیر پرچم اسلام ناب محمدی به عنوان کاملترین دستورالعمل مبارزه، انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید. مهم ترین پیامد پیروزی انقلاب اسلامی ایران را که حتی مقدم بر استقلال کشور و قطع شدن دستان چپاولگر خارجیان از منافع ایران است، به هم زدن این تقسیم بندی جهان و نابودی میراث جنگ جهانی دوم دانست. در واقع ملت ایران ثابت نمود که قطب سوم و قوی تری در دنیا وجود دارد و آن قدرت ایمان و عزم یک ملت است که حتی معادلات سیاسی و اقتصادی دنیا را نیز می تواند برهم بزند. از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون دسیسه ها و دشمنی های فراوانی با این ملت عظیم صورت پذیرفت که به قطعیت می توان گفت نیمی از این فشارها قادر بود، حتی کشورهای قدرتمند و پیشرفته اروپایی را نیز از پای درآورد. اما این مردم بزرگ که به تعبیر امام راحل(ره) از ملت رسول خدا در صدر اسلام بالاتر بودند در برابر تمامی مشکلات و سختی ها مقاومت کردند و با ایستادگی و مقاومت خود پیچیده ترین توطئه ها و سهمگین ترین هجمه ها را خنثی کردند.
نکته ای که حایز اهمیت است این است که مقاومت و مبارزه با رفاه و راحت طلبی یکجا جمع نمی شود و کسانی که پا در این راه می گذارند در واقع انسانهایی هستند که ایمان قوی و راسخ، راه تحمل مشکلات را برای آنها راحت تر می کند. چنانکه امام راحل(ره) در یکی از پیامهای خود می فرمایند: «مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست و آنها که تصور می کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد، با الفبای مبارزه بیگانه اند. بحث مبارزه و رفاه و سرمایه، بحث قیام و راحت طلبی، بحث دنیاخواهی و آخرت جویی دو مقوله ای است که هرگز با هم جمع نمی شوند. و در جایی دیگر شهید آوینی سیدشهدای اهل قلم می گوید: «آرمان خواهی انسان مستلزم تحمل برسختی هاست. اکنون نیز اصلی ترین هدف نظام جمهوری اسلامی ایران که همان بر چیدن پایه های زور و استکبار است جز با تحمل بر سختی ها محقق نمی گردد. یکی از نقاطی که باعث شد افرادی با نظام جمهوری اسلامی وجه افتراق پیدا کرده و در نهایت منجر به تصمیم و حرکت به سمت براندازی نظام شد همین عنصر مقاومت مردم شریف ایران بود. این افراد بر این عقیده بودند که هزینه های مقاومت زیاد است و انسان اساسا نیازی ندارد که در این دنیا که برای آنان آغاز و پایان همه چیز بود خود را به خاطر یک آرمان یا هدف به سختی بیاندازد. در واقع به نظر آنها اصالت هر چیزی در دنیا به لذت برمی گردد و هر چیزی که انسان را از هدف خود که همان لذت بردن کامل از زندگی می باشد دور کند مطرود و عملی غیرقابل پذیرش است. فلسفه شکل گیری بسیاری از وسایل و ابزارهای اطراف انسان ها محصول همین نگاه راحت طلبی و دنیامحوری برخی انسان هاست حال آنکه در ادبیات همه ادیان الهی به ویژه دین مبین اسلام دنیا زندانی برای انسان های مومن و مبارز تعبیر می شود که با مرگ و رسیدن به لقای خداوند آرامش واقعی شکل می گیرد. یکی از تجلیات این نگاه مادی به انسان را می توان در دوران هشت سال دفاع مقدس و برخورد افرادی دانست که راحت طلبی خود را پشت نقاب صلح طلبی پنهان می کردند و دم از مخالفت با جنگ می زدند.البته این افراد در خصوص تقبیح مقوله مقاومت و مضر دانستن آن برای جامعه مقاله ها نوشتند و سالها کار کردند تا بتوانند زانو زدنشان در مقابل دشمنان قسم خورده مردم ایران را توجیه کنند. مثلا در پرونده هسته ای این نگاه منجر به تعطیلی تمام فعالیت های علمی و عملی و حتی تحقیقاتی ما در خصوص این تکنولوژی شد که منافع بسیار ارزشمند این انرژی برای مردم ایران برای کسی پوشیده نیست. این افراد تا جایی پیش رفتند که مقاومت مردم فلسطین را نفی نموده و اعلام کردند باید موجودیت رژیم غاصب اسرائیل را پذیرفت و حتی دیدیم که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری بیان داشتند که مساله فلسطین مساله ما نیست! این اتفاقات و همه مسائلی از این قبیل حاصل نگاه مادی و دنیاخواهی بوده که به نفی عنصر مقاومت می پردازد. به بیان ساده تر یکی از مشترکات گروههای برانداز نظام جمهوری اسلامی ایران رفاه طلبی و سرمایه دوستی و در یک کلام عدم مقاومت است. حرکت برانداز سبز نیز که به بهانه انتخابات ریاست جمهوری شکل گرفت نیز از این قاعده مستثنی نیست فتنه سبز را افرادی تشکیل می دهند که اغلب از قشر ثروتمند جامعه و مرفهین بی درد هستند لذا دعوت آقای هاشمی به مقاومت بیشتر در حد یک آرزو است تا توصیه ای قابل عمل! در واقع این افراد یا با ادبیات مبارزه و نیازهای آن بیگانه هستند و یا مطلعند ولی برای دلداری و به نوعی امید درمانی افرادی که با ترکیدن حباب آرزوهای پوچشان دچار مشکلات روحی و روانی گشته اند این سخنان را بر زبان می آورند و بر ادامه مبارزه تاکید می ورزند.