رفیق شهرام جزایری و منافقین! تو را چه به امام؟! (خبر ویژه)

رقیب ناکام آرای باطله در انتخابات ریاست جمهوری دهم گفت: ما در انتخابات نهم در سال 84، دولت دستمان و بنا به دلایلی که نمی خواهم از آن صحبت کنم همه چیز را از دست دادیم.
کروبی در گفت وگو با «مسیح-ع» خبرنگار فراری روزنامه اعتمادملی که اینک با باند مهاجرانی (جرس) همکاری می کند، درباره این تعبیر که آیا انقلاب فرزندانش را خورده مدعی شد: پس از رحلت امام خمینی ما پیش بینی می کردیم که به تدریج از طرف برخی افراد منزوی شویم. اما این شرایط را پیش بینی نمی کردیم. البته این شرایط نه تنها برای ما بلکه بر بسیاری از مردم کشور نیز سخت می گذرد. علیرغم اینکه آمادگی این را داشتیم و داریم اما شاهدیم که این شرایط (خورده شدن فرزندان انقلاب) برای اکثر قریب به اتفاق نسل اول انقلاب رخ داده است.
کروبی با اشاره به انزوای خود حتی نزد کسانی چون خاتمی و موسوی که نتیجه رادیکالیسم کور او بود، گفت: من معتقدم هر یک از این افراد (موسوی و خاتمی) باید کار خود را انجام دهد و البته انجام می دهد و باید فعالیت فردی را حفظ کنیم و ادامه دهیم. لیکن در مواردی که نیاز به انتشار بیانیه های مشترک باشد باید این امر صورت گیرد. البته من برای مورد خاصی پیشنهادی دادم و استقبال شد اما متاسفانه عملی نشد و خودم به تنهایی اقدام کردم.
وی همچنین دولت های خاتمی و هاشمی را متهم به مشارکت در تقلب کرد و مدعی شد: از رحلت امام به بعد تقلب ها در انتخابات آغاز شد.
این گزافه گویی ها در حالی است که شخص کروبی خود برآمده از همین انتخابات در مجلس سوم و ششم، بر کرسی ریاست مجلس نشست و هرگز مدعی نشد در انتخابات تقلب شده است. همچنین شخص خاتمی و وزیر کشور وی- موسوی لاری- به صراحت اعلام کردند که در انتخابات ریاست جمهوری نهم تقلبی صورت نگرفته و سالم ترین انتخابات پس از انقلاب بوده است.
از سوی دیگر کروبی روشن نمی کند که اگر سلامت افکارعمومی باعث شد فلان نامزد آلوده به رشوه های امثال شهرام جزایری نتواند مجدداً از نردبان قدرت بالا رود، آیا این نشانه ماندگاری انقلاب - با وجود حضور برخی فرزندان ناخلف است- یا نشانه خورده شدن انقلاب توسط فرزندان آن. درست تر این بود که آقای کروبی می گفت برخی فرزندان راه گم کرده، دنبال خوردن و بر باد دادن انقلاب بودند اما با سد پولادین ملت و مقتدای انقلاب مواجه شدند.
رویکرد منافقانه کروبی برای مقابل هم نشاندن دو مقطع حیات حضرت امام و پس از رحلت آن حضرت در حالی است که در جریان فتنه ای که به سردمداری امثال کروبی ساماندهی شد، به تصویر حضرت امام و باورهای بنیادین ایشان (اسلام و جمهوری اسلامی و ولایت فقیه) جسارت شد و شخص کروبی با بلاهت تمام به نامه نگاری و ابراز محبت با شیخ آلت دست منافقین که مطرود حضرت امام قرار گرفته بود پرداخت. ستاد اصلی کروبی در انتخابات و پس از آن نیز به خانه ای تیمی با حضور بدنام ترین عناصر گروهکی معارض با حضرت امام تبدیل شد. با این اوصاف باید به آقای کروبی گفت خود را خرج قمار امثال شهرام جزایری و منافقین ورشکسته می کنی و پای فرزند خوری انقلاب می نویسی؟!