متن کامل مصاحبه‌ سید حسن نصرالله با روزنامه‌ الاخبار/2

متن کامل مصاحبه‌ سید حسن نصرالله با روزنامه‌ الاخبار/2
پاسخ این سؤال که فلسطین چه ربطی به ما دارد/ اسرائیل و حماس هر دو ناخواسته به جنگ کشیده شدند/ غزه بین محور ترکی- قطری و سعودی-مصری-اماراتی گیر افتاده است

 

رجانیوز – گروه بین‌الملل: دبیرکل حزب‌‌الله لبنان سید حسن نصرالله، در سالگرد پیروزی حزب‌‌الله در جنگ 33 روزه و در روزهای پیروزی مقاومت در جنگ غزه، مصاحبه‌ای تفصیلی با روزنامه‌ی الاخبار لبنان داشت که در دو روز پنج شنبه و جمعه منتشر شد. او در این مصاحبه از موضوعات مختلفی (از جنگ 33 روزه و جنگ غزه گرفته تا روابط با حماس و زندگی شخصی خود) سخن گفت. نظر به اهمیت تحلیل‌های سید حسن نصرالله و محبوبیت او، رجانیوز تصمیم به ترجمه و انتشار متن کامل این مصاحبه گرفت. با توجه به مفصل بودن این مصاحبه، خود روزنامه‌ی الاخبار این مصاحبه را (به تناسب مسائل مورد بحث) به چند بخش تقسیم کرده که ترجمه‌ی آن هم طبق همان بخش‌بندی تقدیم می‌گردد. بخش دوم این مصاحبه که مربوط به جنگ اخیر غزه است را می‌‌خوانیم:

 
*غزه‌‌ی 2014 چقدر برای شما غافلگیر کننده بود؟ خصوصا که در روزهای اول جنگ، حزب الله در سطح موضع‌گیری و برخورد رسانه‌‌ای نوعی تأمل داشت. نگران این بودید که مقاومت دارد به یک تله کشیده می‌شود؟
-ار بپرسیم این سیری که فلسطینی‌ها [به این خوبی، در جنگ] طی کردند انتظار می‌رفت؟ می‌گویم نه. ولی خب غافلگیر کننده هم نبود. مسئله‌ی غافلگیر کننده چیزی ا‌ست که خارج از چارچوب و سیاق رخ بدهد. مشخص است که این اسرائیل بود (نه مقاومت) که مسائل را از موقع ربایش سه شهرک‌‌نشین، به اینجا کشید. روشی که اسرائیل در پیش گرفت روش کسی که دنبال افراد ربوده شده می‌گردد نبود. به بهانه‌ی گشتن دنبال سه شهرک‌نشین، هرکاری که برای ضربه زدن به حماس و جهاد اسلامی و جبهه‌ی خلق [برای آزادسازی فلسطین] و ضربه زدن به هرچیزی که به توان مقاومت مرتبط بود می‌توانست بکند را در کرانه‌ی باختری کرد. امور از یک سطح وارد سطح دیگری شد. من بیشتر این نظر را قبول دارم که چیزی که در عمل رخ داد نوعی غلطیدن و کشیده شدن بود. هم اسرائیل کشیده شد و هم مقاومت. به این معنی که هیچ کس برای جنگ برنامه نریخته بود. بعضی‌ها متأسفانه مقاومت را متهم کردند که سراغ جنگ رفته تا نقش سیاسی خودش را زنده کند یا محور ترکی قطری اخوانی را زنده کند. من اینطور معتقدم نیستم.
در مقابل، اسرائیل هم که تحولات منطقه را زیر نظر داشت، عجله‌‌ای برای جنگ نداشت، اما خب وقتی فرو میغلطی، اینجا یک فرصت هست و یک تهدید. اسرائیل خواست در اینجا از فرصت استفاده کند و مقاومت هم خواست با این تهدید مواجه شود و آن را تبدیل به فرصت کند. ما برداشتمان از قضایای رخ داده این است. طرف اسرئیلی پیش خود فکر کرد وقتی که می‌تواند به سراغ مواجهه برود؛ این یک فرصت است خصوصا که غزه هم در محصاره است، و جهان عرب در چنددستگی به سر می‌برد و اوضاع منطقه ای و اوضاع جهان در حال و هوای دیگری است و ملت‌های عربی هم مشغول چیزهای دیگری هستند. در روزهای اول، دشمن همه‌ی جاهایی که درباره‌ی آن اطلاعات داشت را هدف قرار داد ولی با این وجود، پرتاب موشک از نوار غزه ادامه پیدا کرد. لذا دشمن خودش را مقابل مشکلی بزرگ دید.
اما مقاومت، دید وقتی که جنگ به او تحمیل شده، این فرصتی است برای از بین بردن محاصره. فلذا واضح است که مقاومت به دنبال یک پیروزی معنوی یا یک راه خروج برای حفظ آبرو نیست، بلکه دنبال یک موفقیت حقیقی یعنی از بین بردن محاصره است، ولو اینکه هزینه‌ی سنگینی داشته باشد. و این یک نقطه‌ی قوت برای مقاومت است. اولا به این دلیل که این، اراده و خواست همه‌ی گروه‌های مقاومت در غزه است و ثانیا به این دلیل که اراده‌‌ی ملی حقیقی‌ای برای از بین بردن محاصره وجود دارد.
شاید برخی از مردم با حماس در روش اداره‌ی نوار غزه اختلاف داشته باشند، یا در موضوع قدرت و حکومت. گروه‌های مقاومت فلسطینی موضعشان درباره‌ی اتفاقات منطقه‌ای هم متفاوت است، اما در موضوع از بین بردن محاصره، این یک مطلب ملی مردمی مورد اجماع اهالی غزه است.
این برداشت ماست درباره‌ی ماهیت این نبرد. به همین دلیل وقتی که در آغاز، موضوع آتش‌بس یا آرامش در مقابل آرامش مطرح شد، همه‌ی گروه‌های مقاومت فلسطینی بر این اجماع داشتند که این موضوع تا زمانی که محاصره‌ی غزه از بین نرفته است قابل بررسی نیست. از همان آغاز نبرد، این هدف مقاومت بود. به نظر من اسرائیلی‌ها «معلق بین زمین و آسمان» مانده‌اند. اسرائیل خیلی تلاش کرد تا از خسارت‌هایش در جنگ 33 روزه عبرت بگیرد. به همین دلیل می‌بینیم که از زمان آغاز جنگ غزه، موضوع جنگ 33 روزه دائما در رسانه‌ای اسرائیل مطرح است.
 
*قبول داری که اهداف اعلام‌شده‌ی دشمن در این جنگ اهداف پیش پا افتاده‌ای بود؟
-این یکی از عبرت‌هایی بود که از جنگ 33 روزه گرفتند. اسرائیل سعی کرد از عبرت‌ها استفاده کند ولی الان در مشکلات «پا در هوا» مانده است، به همین دلیل است که هدف مشخصی را اعلام نمی‌کند. من جریان جنگ را از آغازش پی‌گیری کرده‌‌ام. اصلا معلوم نبود هدف اسرائیل چیست، هیچ حرف رسمی نهایی‌ای هم اعلام نمی‌شود. یکی‌شان از سرنگون کردن دولت حماس حرف می‌زند، آن یکی از خلع سلاح مقاومت یا متوقف کردن شلیک موشک‌ها یا جلوگیری از ورود یا ساخت موشک یا نابود کردن تونل‌ها. حتی موضوع دو اسیرشان را تا حد ممکن نادیده می‌گیرند چون خودشان می‌دانند که نمی‌‌توانند آن‌ها را بدون مذاکره و پرداخت هزینه بازگردانند و ابدا نمی‌توانند با فشار سیاسی یا نظامی به آنها دست پیدا کنند. اسرائیلی‌ها در تنگنا گیر افتاده‌اند، شاید محاسبه‌شان این بود که مقاومت اراده‌ی ایستادگی ندارد، و مردم این حجم از قربانیان را تحمل نخواهند کرد. ضمنا فکر می‌کنم که دشمن این بار هم (مثل شیمون پرز در جنگ خوشه‌های خشم در سال 1996 [با حزب‌الله]) روی تمام شدن موشک‌های مقاومت حساب باز کرده بود تا آن وقت بگوید که جلوی پرتاب موشک‌ها را گرفته است بدون اینکه چیزی به فلسطینی‌ها بدهد، ولی هیچ کدام از این محاسبات درست از کار در نیامد.
 
*آیا از طرف فلسطینی‌ها از شما درخواست شد که مستقیما دخالت [نظامی] کنید؟
-برادر موسی [ابومرزوق] درباره‌ی این موضوع [با رسانه‌ها] صحبت کرد. کسی از دیگر گروه‌های مقاومت با ما صحبتی در این زمینه نداشت. فکر می‌کم همه متوجهند.
 
*آیا صحبت او نشانگر موضوع حقیقی حماس بود؟
-اگر این یک درخواست جدی باشد، در جمع‌های خاص و بسته مورد بحث قرار می‌گیرد نه در رسانه‌ها.خطوط تماس بین ما و حماس یک روز هم قطع نشده است، حتی در دوره‌‌ای که گفته می‌شد روابطمان عقب‌گرد داشته است. خطوط ارتباطی ما پابرجاست و تماس دائمی داریم. او یا یکی از رهبران حماس می‌توانست درخواست کند که موضوع مورد بحث قرار گیرد، اما طرحش در رسانه‌ها به نظر من باعث به وجود آمدن علامت سؤال‌هایی است و مناسب نمی‌بینمش. نمی‌خواهم تحلیل کنم، و اصل بر حسن نیت است و بر درک طرف مقابل. شاید اینطور فکر کرده که شرایط کمی سخت است و موضوع را در رسانه‌ها مطرح کرده است، ولی موضوعی به این اهمیت و به این خطیری را در رسانه‌ها درباره‌اش صحبت نمی‌کنیم. فلذا از نظر رسانه‌‌ای پی این حرف را نگرفتیم چون این امر بین خودمان مورد بررسی است که مصلحت هست یا نه.
 
*در این موضوع با حماس تماس گرفتید؟
-نه.
 
*درباره این موضوع به آنها مراجعه نکردید؟
-ارتباط و تماس دائما برقرار بود و هست، ولی نه ما در این باره حرف زدیم نه آنها.  
 
*به نظرتان، جنگ اسرائیل ضد غزه، چقدر جنگ آینده‌ی اسرائیل ضد لبنان را عقب انداخت؟
-می‌توانم بگویم عقب انداخت، ولی نمی‌توانم بگویم زیاد یا کم. چون واضح نیست در چه شرایط یا داده‌هایی اسرائیل می‌تواند (یا می‌‌خواهد) جنگی راه بیندازد. اسرائیلی‌ها بعد از جنگ 33 روزه و با توجه به عبرت‌هایی که از آن استخراج کردند، اینگونه فرض می‌کنند که هر جنگی در آینده باید به پیروزی سریع، کامل و روشن منتهی شود. در جنگ 33 روزه همه گفتند که اسرائیل شکست خورد. ولی کسانی پیدا می‌شوند که چیز دیگری بگویند، مثل چیزی که این روزهای اخیر هم شنیدیم که بعضی [اسرائیلی]ها می‌گویند کشف کرده‌اند که پیروز شده‌‌اند چون جبهه‌ی جنوب لبنان باز نشد. درحالیکه می‌دانیم این جبهه قبلا هم [در هنگام درگیری‌های فلسطینی ها و اسرائیل] باز نشده بود، نه در انتفاضه‌ی بعد از سال 2000 و نه در اثنای عملیات «دیوار دفاعی» اسرائیل در سال 2002 و یا در سال 2008 یا جنگ هشت روزه.
اسرائیلی‌ها بعد از جنگ 33 روزه برای هر جنگی با لبنان این شروط را تعیین کردند که پیروزی‌شان اولا سریع باشد، وقت زیادی نگیرد و جنگ تبدیل به جنگ فرسایشی و موشک‌باران شهرها نشود، ثانیا قاطع و کامل باشد نه محدود و موقت و اینکه همه‌ی اهداف را محقق کند نه چند هدف پیش‌پا افتاده را. و ثالثا اینکه پیروزی واضح باشد و غیر قابل خدشه و بحث. از دلایل مهم این مسئله، آن است که در نظر آنان هر جنگی در آینده از نظر هدفها و ضربه‌ها بسیار سخت‌تر خواهد بود و همچنین از حیث توانایی‌های مقاومت و امکانات موشکی‌اش و در زمینه‌های مختلف دیگر. اسرائیل، توان تحمل جنگ فرسایشی را ندارد و می‌بینیم که الان هم چطور زیر فشار است. با وجود آنکه تعداد موشک‌هایی که از غزه به سمت تل آویو و دیگر شهرها شلیک می‌شود خیلی محدود است. اسرائیل از کارآیی سامانه‌ی گنبد آهنین حرف می‌زند ولی در ن اما و اگر هست، چون گنبد آهنین می‌تواند تعداد محدودی موشک را ره‌گیری و ساقط کند، ولی در مقابل تعداد زیادی موشک با مشکلی حقیقی روبه رو می‌شود.
دشمن سعی کرد از عبرت‌های جنگ 33 روزه استفاده کند و آن را در آموزش و تجهیز خود وارد کند و رفت که این عبرت‌ها را در غزه پیاده کند (با این فرض که همه ی ضعف‌ها و حفره‌های [امنیتی و نظامی و تجهیزاتی] را رفع و پر کرده است، گذشته از اشراف اطلاعاتی وحشتناکی که نسبت به اوضاع غزه داشت. به رغم همه‌ی این‌ها می‌بینیم که ناموفق بود. خودش این را می‌گوید نه ما. وقتی که در مواجهه با غزه‌ی تحت محاصهر و با آن امکانات [ناچیز] که همه می‌‌دانند موفق نمی‌شود، باید حساب و کتاب بیشتری بکند. من فکر می‌کنم موضوع، بعد از جنگ غزه با آنچه پیش از آن بود دیگر فرق می‌کند.
 
*چه توصیه‌ای برای مقاومت و ملت فلسطین در غزه داری؟
-این اعتقاد و ارده و فرهنگ آنهاست. وقتی انسان را مقابل دو گزینه می‌گذارند: یا تسلیم یا جنگ، دیگری جای انتخاب بین سر افرازی یا ذلت نیست. فرهنگ مقاومت و گزینه‌ی مقاومت در ملت فلسطین رشد کرد چون افق دیگری ندارند. ملت فلسطین، مذاکره را امتحان کرده است، به اندازه‌ی کافی منتظر [تغییر] اوضاع منطقه‌ای و بین‌المللی هم شده است، حتی در مورد مصر، یک فرصت طلایی برای نواز غزه و قضیه‌ی فلسطین به دست آمد ولی به سرعت از دست رفت. کسی که در غزه زندگی می‌کند چه گزینه‌ای دارد؟ اینکه مقاومت کند یا آنکه تسلیم شروط اسرائیلی‌ها شود یا آنکه خودش را به دریا بیندازد یا مهاجرت کند و برود داخل اردوگاه‌های آوارگان فلسطینی [در دیگر کشورها].فکر می‌کنم بعد از همه‌ی این تجربیات، در مقابل فلسطینی‌ها گزینه‌ای جز آنچه امروز دنبالش می‌کنند وجود ندارد. بدون انتخاب دیگری بودن، یعنی اینکه اگر انسان بر حفظ کرامتش و بر بقایش و وجودش اصرار داشته باشد، به سراغ این گزینه می‌رود و گرنه خب هستند افرادی که تسلیم می‌شوند. اهالی غزه تصمیمشان را گرفته‌اند که تسلیم نشوند و تبعات این موضعشان را هرچقدر هم سنگین باشد تحمل کنند. و البته فرهنگ مقاومت هم دارند و می‌دانند که مقاومت به نتیجه خواهد رسید. منطق و عقل (نه شعار) می‌گویند آنان باید مبارزه کنند.
 
*مشخص است که بین محور مقاومت و رهبران مصر، مشکل وجود دارد. مسئله فقط مربوط به حماس نیست. نظرتان راجع به موضع حکومت سیسی درباره‌ی پرونده‌ی حمله به غزه و فشار بر مقاومت چیست؟
-می‌خواهم در اینجا از صحبت یکی از فرماندهان مقاومت فلسطین استفاده کنم که گفت مشکل امروز غزه دو چیز است: اول اعتماد به اسرائیل که خب مشکلی اساسی و جوهری است و مشکل دیگر اینکه غزه بین دو محور گیر افتاده است، محور قطری-ترکی و محور مصری-سعودی-امارتی. این چنددستگی، دلایل مشخصی و شناخته شده‌ای دارد ولی متأسفانه جدایی شدید و سنگینی است، آن هم در وقتی که لازم است در هر حال این اختلاف و جدایی کنار گذاشته شود. مثلا خود ما بعد از مشورت با برادران در گروه‌های مقاومت فلسطینی و برادران ایرانی، به ایرانی‌ها پیشنهاد دادیم که با ترکیه‌ای‌ها و قطری‌‌ها و مصری‌ها و عربستانی‌ها (ولو از طریق امارات یا عمان) تماس بگیرند. برای محور مقاومت، ما مسئله‌مان این نیست که فلان نقطه‌نظر اعلام شود یا آنکه یک جنبش مقاومت را در اختلافات داخلی و منطقه‌ای به کار بگیریم. یک هدف اصلی وجود دارد و آن پایان دادن به جنگ غزه و پایان دادن به محاصره‌ی آنجاست. در زمان‌های درگیری، اولویت این است که افراد با هم گفتگو کنند. ولی در بحبوحه‌ی حوادث، موضع مصر مثلا سخت بود، دیدیم که نخست‌وزیر ترکیه رجب طیب اردوغان یک حمله‌‌ی شخصی سخت به رئیس‌جمهور مصر عبدالفتاح سیسی داشت. حتی قطری‌ها هم (از طریق الجزیرة) موضعی منفی نسبت به مصر داشتند. خب اگر می‌‌خواهی به غزه کمک کنی باید با مصر وارد گفتگو شوی. خود فلسطینی‌ها هم می‌گویند هر گونه راه حل یا تسویه‌ی امور بدون حضور مصر ممکن نیست.
این موضوع بر آن دو محوری که غزه بین آنها واقع شده واجب می‌کند که به هر حال موضوع غزه را بالاتر از همه‌ی بحث‌ها و درگیری‌های دیگر و در اولویت قرار دهند. و این چیزی است که تا الان به شکل مناسب صورت نگرفته است.
 
*روابطتان با حماس در مرحله‌ی پیش‌رو را چطور می‌بینید؟ نه فقط به عنوان یک حزب، بلکه از نظر کلی ایرانی و سوریه، و خصوصا بعد از جنگ غزه.
-حتی پیش از جنگ غزه، ما در تحلیل جریانات سوریه اختلاف داشتیم، ولی تماس‌ها و دیدار‌ها قطع نشد. همه چیز خیلی طبیعی باقی ماند.
 
*و حمایت؟
-طبیعتا همه‌ی ما اوضاعمان در نتیجه‌ی وقایع سوریه و عراق و منطقه متأثر شد. در موضوع سوریه، در همه‌ی دیدارهایی که بین ما برقرار می‌شد دعوت به این بود که ما موضع آنها را درک کنیم و آنها موضع ما را درک کنند، ولو اینکه در تحلیل آنچه رخ می‌داد اختلاف نظر داشتیم. درباره‌ی این موضوع  بحث‌های مفصلی بین ما صورت گرفت. طبعا موضوع غزه این مسیر را به اولویت‌هایش برمی‌گرداند تا بیشتر تماس و همکاری داشته باشیم. قطعا این [جنگ غزه] به عنوان یک محرک در روابط حزب الله و حماس عمل خواهد کرد، همچنین در روابط بین حماس و جمهوری اسلامی. موضوع سوریه متفاوت و پیچیده است و به وقت احتیاج دارد و به تحولات منطقه‌ای مربوط است که در زمان کوتاه پیش‌رو افقی از آن به چشم نمی‌‌خورد.
 
*وارد قدس خوهیم شد؟
-من به این یقین دارم.
 
*چیزی امروز بین مردم شایع است که فلسطین چه ربطی به ما دارد و چرا باید قدس را آزاد کنیم؟
-خطرناک‌ترین چیزی که ما الان با آن مواجهیم (چه در ذهنیت لبنانی و چه در ذهنیت عربی) آن است که به جایی برسیم که ملت‌های منطقه وجود اسرائیل را طبیعی بدانند و بگویند که تهدیدی برای منطقه و برای ملت‌های منطقه نیست و اسرائیل اگر مشکلی هم باشد فقط مشکل ملت فلسطین است نه مشکل همه‌‌ی ملت‌های منطقه. این حرفی است که به سیاست و مسائل امنیتی و اقتصاد مرتبط است.
اسرائیل، اولا یک موجودیت غیرقانونی و تهدیدی برای منطقه است، تهدیدی دائمی برای منطقه. و نمی‌شود با این تهدید همزیستی داشت فلذا باید هدف نهایی این امت، نابود کردن آن از صفحه‌ی وجود باشد (گذشته از همه‌ی مشکلات و حساسیت‌ها و گذشته از همه‌ی چیزهایی که بین فلسطینی‌ها و غیر فلسطینی‌ها و بین شیعه و سنی و بین مسلمانان و مسیحیان رخ داده و رخ می‌دهد) همه‌ی این درگیری‌ها و حساسیت‌ها و اختلافات و نبردها نباید این فرهنگ را از بین ببرد که اسرائیل یک غده‌ی سرطانی و شر مطلق و خطری برای همه‌ی ملت‌ها و حکومت‌های این منطقه و کرامتش و مقدساتش است، در نتیجه هدف نهایی باید نابودی کامل آن باشد.
آنها می‌خواهند ما را به این نقطه برسانند [که اسرائیل یک موجودیت طبیعی] است. در برخی مراحل هم موفق بوده‌اند ولی ما نباید به آن نقطه برسیم. طبعا همه‌ی‌ اینها وقتی است که از منظر سیاست و اقتصاد و امنیتی و نظامی و محیطی و مسائلی از این دست صحبت کنیم وگرنه اگر از منظر عقیدتی بخواهیم ببینیم، اصلا این موضوع قابل بحث نیست [و واضح است]. در موضوعات عقیدتی، تعداد کمتری تحت تأثیر جو عمومی و عواطف قرار می‌گیرند. همین است که می‌بینیم مردم تأکید می‌کنند موضع عقیدتی درباره‌ی موضوع اسرائیل دارند، و این موضوع ربطی به این ندارد که با فلسینی‌ها توافق داریم یا اختلاف داریم. در نتیجه، ارتباط حزب‌الله به درگیری با دشمن اسرائیلی و حتی به وقایع میدانی داخل فلسطین جای بحث ندارد.
/ 0 نظر / 8 بازدید